![]() |
![]() |
|
| دانلود برنامه موبایل ‘ مسائل مذهبی و .... |
|
امام صادق (علیه السلام): کونوا لنا زینا و لاتکونوا علینا شینا برای ما زینت باشید و موجب سرافکندگی ما نباشید. امالی شیخ صدوق شهادت حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) را به شما تسلیت عرض می کنیم. پس از فشارهاي شديد بني اميه? در عهد امامت امام صادق(ع) بر اثر قيام ها و انقلاب هايي كه در كشورهاي اسلامي بر عليه بني اميه بر پا شده بود و جنگ هاي خونيني كه در نهايت منجر به سقوط خلافت بني اميه گرديد? و نيز زمينه خوبي كه امام باقر(ع) با نشر حقايق و معارف اسلامي مهيا كرده بود? براي امام صادق(ع) امكانات بيشتري و محيط مناسب تري براي نشر تعاليم ديني پيدا شد. به نقل از استاذنا |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت توسط سینا |
|
|
واسه خودم خیلی متاسفم که تا این حد درگیر مسخره بازی های این دنیا شدم انقدر از دور و اطراف بی خبرم که نگو.. البته من زیاد گناهی ندارم بعضی ها هم مقصرند وقتی از زبان دائی خانمم شنیدم که ۶۰۰ تا شیعه رو در پاکستان سلاخی کردن باور نکردم با خودم گفتم که اگه خبری بود حتما تو تلویزیون یه خبرایی میشد حداقل تو روزنامه ای جایی حرفی زده میشد. ولی دریغ که در خواب غفلت بودم! وقتی اومدم نت و این وبلاگ رو ثبت کردم حال نداشتم چیزی بنویسم گفتم باشه واسه بعد ولی وقتی اومدم از تو گوگل یه جستجو درباره این داستان کردم نظرم عوض شد.. رفتم سایت ایتالله مکارم ببینم خبری هست دیدم اونجا هم خبری نیست ولی بعضی جاها به نقل از ایشون صحبتهایی رو نقل کرده بودن سرتون رو درد نیارم داستان از این قراره که حدود ۱۰ ماه هست که یه منطقه شیعه نشین در پاکستان به نام پاچنارا در محاصره گروهک طالبان و وهابیون افراطی قرار داره این منطقه حدود ۶۰۰ هزار نفر جمعیت داره از غذاو آب درست حسابی خبری نیست از دارو و درمان هم خبری نیست ماجرا به این جا ختم نمیشه وهابی ها افتادن به جون شیعه ها و حسایب سلاخی راه انداختن و تو آخرین حملشون ۶۰۰ نفر رو سر بریدن و دستو پای بچه ها و مردم رو بریدن
واقعا نمیدونم چی بگم مرده شور این سیاست رو ببرن! چرا باید درباره غزه اونجوری برخورد کنن و درباره این قائله صدا از کسی درنیاد؟ قضاوت با خودتون جالب اینجاست این موضوع شده دست آویز برخی جناح های سیاسی واسه داغ کردن بازار انتخابات به نفع خودشون! واقعا تف به اون غیرتو شرف نداشتتون!وقتی دمار از شیعه های مدینه و پاکستان در میارن شماها کدوم گوری هستید؟ آقایون قلم به دست! این هم خبر به نقل از یکی از سایت های خبری شیعه: به گزارش خبرگزاري فارس از قم، آيتالله العظمي ناصر مكارم شيرازي پيش از ظهر امروز در درس خارج
خود در مسجد اعظم قم در سخناني تصريح كرد: مردم ايران اسلامي روز گذشته با حضور گسترده در راهپيمايي 22 بهمن ماه ثابت كردند كه همواره نسبت به انقلاب و نظام اسلامي وفادار هستند.
وي تأكيد كرد: حضور گسترده مردم هميشه در صحنه ايران اسلامي نشانه اين است كه وجود برخي از مشكلات باعث نميشود كه آنان از تجديد بيعت و نشان دادن وفاداري خود به انقلاب خودداري كنند. اين مرجع تقليد در ادامه با تأكيد بر اينكه مسئولان بايد قدر حمايتهاي مردم را دانسته و براي حل مشكلات آنان تلاشي وافر داشته باشند، تصريح كرد: مردم ايران همواره در شرايط حساس اختلافات و مشكلات را كنار گذاشته و با تمام وجود از آرمانهاي امام خميني(ره) و انقلاب دفاع و حمايت كرده و خواهند كرد. استاد حوزه علميه قم در بخش ديگري از سخنان خود نسبت به رقم خوردن فاجعه انساني و كشتار مردم در منطقه پاراچنار پاكستان هشدار داد و گفت: طبق اخبار موثقي كه به ما رسيده است، طالبان، وهابيت و القاعده 10 ماه است كه اين منطقه را به محاصره غذايي و دارويي در آوردهاند و مسئولان پاكستان نيز در برابر اين نسل كشي اقدامي انجام ندادهاند. وي با اشاره به سكونت شيعيان در منطقه پاچنار پاكستان گفت: امروز در اين منطقه وهابيون و القاعده همانند صهيونيستها نسل كشي ديگري را آغاز كردهاند و اين در حالي است كه درباره جنايات اين منطقه خبري منتشر نميشود.
آيتالله مكارم شيرازي با انتقاد از عملكرد صداوسيما در زمينه اطلاعرساني درباره جنايات صورت گرفته در منطقه پاراچنار پاكستان گفت: در اين منطقه تاكنون 600 شيعه سر بريده شدهاند و دست كودكان و افراد بيگناه را قطع كردهاند. وي موضعگيري و اقدام سريع وزارت خارجه در اين زمينه را خواستار شد و تأكيد كرد: بايد وزارت امور خارجه با فرياد زدن در محافل بينالمللي مانع از ادامه اين نسل كشي شيعيان شود. اين مرجع تقليد موضعگيري مردم نسبت به جنايات منطقه پاراچنار پاكستان را خواستار شد و افزود: بايد مردم ما همانند دفاع از مردم غزه، براي دفاع از مردم مظلوم اين منطقه نيز به صحنه بيايند آقاجون سالروز شهادت پدر بزرگوارت رو تسلیت میگم
تورو به مادرت قسم میدم یه رخ نشون بده به داد ما برس تو رو به عباس قسم میدم تورو به عزیز ترین کسانت قسم میدم یه کاری کن...
راه رو به ما نشون میده نذار اینا به ما بخندن که ما صاحب نداریم
نذار سر پیروان پدرت یه همچین بلایی بیارن
میدونم که تقدیر اینه میدونم که زمین باید از خون شیعه رنگین بشه
میدونم که اینا مقدمه ظهوره
دل منهم به همین خوشه... |
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت توسط سینا |
|
|
باور نمي كنيم كه شمشيري پركينه، اقيانوسي را توان شكافتن داشته باشد. باور نمي كنيم كه ضربتي نفاق آميز، خورشيد را از نورانيّت اندارد. و امشب سرخ ترين پرواز نماز، از رواق خون گرفته محراب بندگي است. شب جان سوزترين ناله هاي نخلستان! شهادت جان سوز روح تاريخ، اسلام و انسان، خانه زاد ملكوت، خورشيد جهان افروز عدالت، اميرالمؤمنين؛ حضرت علي (ع) را تسليت ميگوييم. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت توسط بچه مثبت |
|
|
در این شبهای عزیز که یک سال به انتظارش نشسته بودیم ... تا از خدا بخوایم که مارو تو این شبا ببخشه به خاطر همه گناهانمون... من رو هم دعا کنید ای خدا و ای بنده خدا
منو ببخش به خاطر .... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نهم مهر 1386ساعت توسط سینا |
|
|
سلام مجدد با تشکر و از پشتیبانی شما دوستان عزیز لازم میدونم تا به این جمع حضرات اهل تسنن اعلام کنم تا وقتی که شما میخواید این رویه رو در پپیش بگیرید و چشمتون رو به مسائلی که دوست ندارید ببندید و دست به مظلوم نمائی بزنید و حقیقت رو تبدیل به افسانه کنید و تاریخ رو قصه بدونید من هم مثل خودتون این رویه رو در پیش میگیرم. ولی به این دلیل که رهبر معظم انقلاب در خصوص توطئه دشمن جهت نفاق افکنی و ضربه به اسلام هشدار دادند من نمیخوام اونجور که شما دوست دارید عمل کنم.کار شما به نظر من یه کار کاملا انگلیسیه.. خوبه که خودتون هم میدونید که عالم نیستید... اگه شما من رو دشمن اسلام میدونید باید به این قضیه افتخار کنم آره شما راست میگی من دشمن اسلامم اما اون اسلامی که شما ازش دم میزنید نه اسلامی که حضرت رسول به بشریت عرضه کرد. خوشحال میشم که بدونم شما به کیا میگید سلف صالح! آره آقا جون من ناشیم و غیر حرفه ای ... مثل شما واسه نفاق افکنی آزموده و آماده نیستم! خب و اما پاسخ به خانم امه الله: امه الله ( يکشنبه 28 مرداد1386 ساعت: 8:23 ) امام علي رضي الله عنه در خانه ى رسول الله صلى الله عليه و سلم ماند و در جايش خوابيد ولى آيا در اينجا فقط مسئله خوابيدن بود يا برگردادن امانت بعضى از مردمان؟ برادر یا خواهر گرامی میشه به من بگی امانت کدوم مردم؟ وقتی که پیامبر آخرین نفرات مسلمان بود که داشت مکه رو ترک میکرد به کدوم مردم بدهکار بود که علی باید میموند تا امانتشون رو پس بده؟ بعد گذشته از این قضیه فرض بگیریم که شما راست میگی نعوذ بالله پیامبر درایت نداشت که این کارو قبلا انجام بده؟ اگه فقط و فقط به همون منابعی که براتون نوشتم مراجعه میکردید متوجه میشدید.من نمیدونم این چه سریه که بزرگان شما به این مسئله اعتراف کردن ولی شما ها یی که به قول خودتون عالم نیستید قبول نمیکنید.(همین دو هفته پیش بود که تعدادی از علما شیعه به دلیل فتوای همون کسانی که گفتن تخریب حرمین شریفین واجبه و شما میگید که دروغه علما اهل تسنن رو به مناظره دعوت کردند ولی خبری از مناظره نشد)این خبر رو حتی از رسانه های جمعی جمهوری اسلامی پخش کردن (یادم رفت که شما با نظام مشکل دارید) البته نا گفته نماند که من هم عالم نیستم ادعایی هم ندارم و مطمئن باش چیزیرو که شک کنم یا ندونم نمیگم. اگرخوابيدن در جاى رسول الله اينقدر خطرناك بود ، چرا مشركين علي را نكشتند؟! وقتی که خداوند دو ملک رو به یاری علی فرستاده و با اون همه شجاعتی که علی داشت و همه به این امرمعترف هستن انتظار دارید که حضرت علی رو میکشتن؟خوبه خودتون صریحا به امر اشاره کردید که اونا با پیامبر کار داشتن جواب اينست كه آنان نه على را مى خواستند كه براى آنان اين كار نفعى نداشت. برگردیم به بحث قبل ما به شما گیر دادیم یا شما به ما؟ نویسنده: أمة الله چهارشنبه 24 مرداد1386 ساعت: 21:29 الحمد لله ! ببینم من شما رو میشناختم؟ کی بود که اولین بار به وبلاگ ما اومد و یه همچین مطلبی رو درج کرد؟ مسلما که وقتی توی یه وبلاگ نظر میدن نویسنده وبلاگ به سایت نظر دهنده میره و یه تشکری میکنه و یه نظری میده. ما هم همین کارو کردیم مخصوصا با توجه به این یه تیکه گفته : راهى ديگر براى كشف حقيقت اومدیم و با شما آشنا شدیم ولی عوض توحید به یه چیز دیگه رسیدیم! فکر میکنم که اکثر دوستان هم همین جوری با شما آشنا شدن.. بله آقا شما علی (ع) رو بردید زیر سوال برو یه بار دیگه وبلاگتو از بالا تا پایین بخوون بفهمی کجا بردی زیر سوال ! برای من از (به قول خودتون) حدیث قرطاس مثل نیار برو از یه جایی بیار که من قبول کنم.ما که هرچی مثل میاریم از علما و دانشمندان و اکابر خودتون آوردیم.اگه بخوایم مسئله وصیت حضرت رسول رو حلاجی کنیم بحث خیلی مفصل میشه که اگه بخواید اینکارم میکنم تا ببینیم کی مقصره عمر یا علی!(با این نوع برخورد ما تازه شدیم مثل شما که یکی به نعل میزنن یکی به میخ!) گفتید که: ...که ( همان طور که از نام وبلاگ پیداست ) در حال نوشتن مطالب توحیدی هستیم... ما که این وسط چیزی از توحید ندیدیم فقط جنگ و جدل بین شیعه سنی دیدیم. میخواستم که زودتر این جوابیه رو حاضر کنم منتها به دلیل گرفتاری نتونستم و وقتی که به وبلاگ حضرات سر زدم باز هم چیزای عجیب غریب دیگه ای رو دیدم که مخم داشت سوت میکشید.بماند بگذریم... ما هرچی بگیم اینا قبول نمیکنن دلیلشم واضحه چون اینا نفاق میخوان نون میخورن از اینکه بین شیعه سنی جنگ راه بندازن ایراد ما شیعه ها یا بهتر بگم خودم اینه که زود از کوره در میریم چون واسه ما غیر قابل قبوله که ببینیم یه عده انقدر کور باشن و حقایق رو نبینن .. شاید خودشون تقصیری ندارن شاید اینجوری بزرگ شدن واقعا هم سخته کسی که یه عمر خزع ولات به خوردش بدی یهو تغییر کنه.. منتها حسنی که اینا دارن اینه که پشت نقاب السلام علیکم ...قایم شدن همچین برخورد میکنن که انگار نه انگار کاری کردن حرفی زدن مثل آدمایی که اصلا تو باغ نیستن! انقدر خوب مهربون که هر آدمی پشیمون میشه میگه چه آدمای خوبی. چه بچه های نازی..بمیرم واسشون .. خدا لعنت کنه این شیعه هارو که هرچی میکشن از دست اوناست ببین چه قدر عوضین! حتی نمیزارن نمازشونو بخوونن! خدا نسلشونو از رو زمین بکنه.. چه قدر این شیعه ها ظالمن چه قدر بد جنسن.. و .. و ... و ... اگه اینکارم نکنید میمیرید چون چاره ای ندارید شما هم همون راهی رو میرید که اساتیدتون رفتن این ما هستیم که مزور و دو روئیم این مائیم که ظالمیم هیچ کدوم از امام مان ما شهید نشدن دختر پیامبر رو شهید نکردند سر نوه هاشو نبریدن اون یکی ها رو زهر نخوروندن ما بودیم که همشونو کشتیم شما راست میگی... یکی نیست بیاد بگه پرفسور شما ای که میگی شیعه ها امام حسین رو کشتن! این تشیع که داری میبینی(البته اگه ببینی)از زمان نواده هفتم حضرت رسول امام جعفر صادق به وجود اومد(از لحاظ فقه تشیع) نه از زمان حضرت عمر! تو هنوز معنی شیعه رو نمیدونی بد میای میگی اهل کوفه شیعه بودن؟برو بابا خدا روزیتو جای دیگه بده.. راستی ببخشید من همینجوری بی تربیتم و بی تربیتیم به شیعه بودنم ربطی نداره! یکی نیست بیاد بگه که آیا شما میزارید که ما تو مسجد النبی یا هر جای دیگه که حکومتش دست اهل تسننه نماز بخوونیم؟ یکی نیست بیاد بگه که کدومیک از مراجع تقلید ما حکم به قتل دیگری دادن؟ شاید عبدالله عمر مرجع تقلید ماست! آره من تا به حال قسمت نشده برم خونه خدا. اگه فکر میکنی که من دروغ میگم برو یه سر به استان مدائن بزن تا ببینی که چه خبره قشنگ... اونوقت میفهمی که سر قبر حضرت سلمان چه بلائی آوردن.لابد عمه زاده های من بودند که به وادی السلام حمله موشکی کردن نه؟ من تاریخ رو تحریف نکردم بی سوادی از شماست که نمیدونید ایرانی ها آتش پرست نبودن.شما که مسلمونی من که مسلمونم میریم مسجد اونا هم میرفتن آتیشکده. شما واسه خدا پیامبر و صحابه ارزش قائلی ایرانیهای اون موقع هم واسه اهورامزدا و زرتشت و آتش احترام قائل بودن.دلیلشم اینه که با توجه به اعتقادی که داشتن آتش رو عنصر پاک و پاک کننده و مظهر قدرت خدا میدونستن...(این رو هم در نظر بگیرید که درست در همون زمان اعراب بت پرستی میکردن) بله شما درست میگی ما مسلمون شدنمون رو مدیون حضرت عمر شما هستیم ولی یه سوال پیش میاد : چی شد که یه هو شیعه شدیم؟راست راستی یه هو شیعه شدیم؟یا طول کشید تا شیعه بشیم؟ نا بابا جون من ایرانی ها مثل خیلی های دیگه کور نبودن..الکی هم شیعه نشدن! آیا این مفتی های نازنین شما نیستن که وقتی یه بلایی سر تشیع میاد بزنو برقص راه میندازن؟ به هم تبریک میگن که ایول مظهر شرک داره از رو زمین نابود میشه!خوب جوابی دادن اقای جعفری... نوش جونتون. شما پیامبر رو هم بیسواد کردید گذاشتید اونجا در صورتیکه علم ناگهانی پیامبر یکی از معجزاتش بود. ببینم خود حضرات شیخین آیا وصیت نکردند؟ ابوبکر وصیت نکرد عمر وصیت نکرد؟ همه این آدما وصیت کردند ولی پیامبر نکرد. لابد پیامبر نیازی به وصیت نداشت از غیب خبر نداشت نمیدونست که بعد از فوتش چه فتنه ای میخواد راه بیفته.. ولی ابوبکر و عمر میدونستن....واسه همون وصیت کردند. پیامبر... چی بگم ...ای خدا خودت شاهد باش میان ما و اینها..... صبر کن ...بهم میرسیم من مرده و شما زنده میبینم اون روزی رو دمار از روزگارتون در میارن(البته تو اون دنیا) سر پل صراط همدیگر رو میبینیم.... روز محشری هم هست... برید دعا کنید که ما اشتباه کرده باشیم یا قیامتی نباشه تا به شما نشون ندن علی مونده و حوضش یعنی چی.... ما به دین خودمون پایبند میمونیم با همه گناهی که داریم با همه رو سیاهی ها(تو درگاه خدا) با دنیایی از جهالت شما هم به دین خودتون بمونید ولی بدا به حالتون که اگه ما بر حق بوده باشیم و شما در اشتباه.... من مبلغ نیستم فقط بلدم از خودم دست و پا شکسته دفاع کنم ولی اگه راست میگی برو با یکی از علمای ما سرو کله زن تا ببینی چه جوری نسختونو میپیچه...من که عددی نیستم. اقای برادر آیا بین مسجد اهل سنت با مسجد اهل تشیع فرقی هست؟ مساجد ساخت اهل سنت مطهره ولی مساجد ساخت تشیع نجس؟اگه میبینی که نمیذارن واسه اینه که نمیخوان پایگاه نفاق راه بندازن زمان پیامبر هم یه مسجدی بود که مخصوص منافقین بود ولی پیامبر دستور داد تا خرابش کردند. الان هم همونطور. چون بعضی مثل شما حضرات که ادعا دارید از اهل سنت هستید میخوان بیان نفاق افکنی کنن با این حرفا , اونم وسط پایتخت اجازه نمیدن.از اینا گذشته تو هیچ کدوم از مساجد تشیع از نماز خوندن اهل سنت جلوگیری نمیکنن و ولی جای دیگه به هیچ کدو از اهل تشیع اجازه نماز خوندن تو مساجد ساخته شده توسط اهل سنت رو نمیدن. شما کارتون وارونه کردن مسائله... درسته که من شخصا آدم بیتربیتی هستم به قول شما ولی حداقل سعی رو ممیکنم تا مبادی اداب برخورد کنم ولی به همین دلیل مثل شما نیستم که به خوام به اراجیف هم مسلکام ارج و غرب بدم! نگو شما به فحاشی عادت دارید بگو که شخص فلانی عادت داره اگه من بگم شما هم به زن بازی عادت دارید خوبه؟ حرف بدی میزنم؟(با اینکه کل دنیا میدونن) ایرادات یک نفر رو به عام تعمیم ندید! من حاضرم قسم بخورم که این @ هم یه بامبول ساخته خودتونه.چرا الان از @ خبری نیست؟چرا وقتی نظرات من رو پاک میکنید کسی خبر دار نمیشه ولی وقتی فقط و فقط واسه یه بار @ میاد میگید که:به علت توهین های اقای @ نظرات ایشان حذف شد! آهان میخواید به دنیا نشون بدید که چه قدر مظلومید که فحشتون میدن نه؟ اگه نمیدونی که منظور از ماهی گرفتن از اب گل الود چیه برو بیشتر درباره فرهنگ ما مطالعه کن خارجی! منظورتان چیست؟ اگر از مسائل توحیدی و مسائل بین شیعه و سنی سخنی به میان می آید ماهی گیری در آب گل آلود است؟ ببینم از کی تا حالا جزئیات مذهب شده توحید؟ یا بهتر بگم از کی تا حالا توحید جزء فروع دین شده؟ اختلاف نظر بین اهل سنت و تشیع جزء توحیده جزء اصول دینه؟ مسئل بین شیعه سنی اگه از طرف شما به میان کشیده بشه ماهی گیری از آب گل آلوده...خوبه خودتون هم به این نکته واقفید. نکته ای باید گفته شود این که اصول اختلاف تشیع و تسنن بر مسائل فقهی و تاریخی است نه مبنای اسلامی . بدان معنا که همگی در داشتن ایمان به الله و پیامبران و قرآن و روز قیامت و توحید و .... مشترکیم که این ها مبانی اصولی دین مبین اسلام است من از خدا نمیترسم چون اگه میترسیدم گناه نمیکردم .شما هم همینطور مثل من میگید که از خدامیترسید ولی گناه میکنید.(در طول زندگی) اگه قرار بود که کسی از خدا بترسه گناه نمیکرد!(اگه بگم زیاد گناه نمیکرد بهتره یا اینکه توبه میکرد) چشم من از خدا خواهم ترسید چون خداست منتها نه بخاطر اینکه حرفام به مزاج شما خوش نیومد. الکی هم نگید که با تشیع مشکل ندارید اگه نداشتید اینجا چی کار میکردید به اون آقای عبدالرحمن هم بگم که آره من تو آب نمک بزرگ شدم!(نخوابوندنم)یه کم از خونت بچش ببین چه مزه ایه... اگه z.j اونطور جواب داده بود به خاطر این بود که سوالات شما هم همونطور پراکنده بود! ببینم شما که من رو مسخره و لوده میدونید و میگید که شرایط قضاوت در من وجود نداره یه سوال بپرسم ایا شما شرایط قضاوت رو داری؟ اگه مارو قبول نداری اصلا چه اصراری داری که با ما سرو کله بزنی؟ شما که میگید از سخنان ما میشه به راحتی علیه خودمان استفاده کرد استفاده کنید... خب اگه ما برای فیروز ابو لوءلوء قبر درست کردیم شما هم برای ابن ملجم درست کردید.راستی میشه بگید به گفته کدامین شاهدان قبر فیروز از مسجد امام زمان مقدس تره؟ اگه تو بلدی حرف مفت بزنی من هم بلدم!این حرف دلیلش فقط و فقط تحریک بیشتر و نفاق افکنیه...جالبه شاهد شما!(دم روباه) و اما درباره جشن های مخصوصی که آقای برادران شما رو آگاه کردن و شما خبر نداشتید.شما مگه روز عاشورا جشن نمیگیرید؟مگه ماه رمضون شب قدر شکر گزار این نیستید که خوب شد علی کشته شد!هزار رقم از این جشنها راه میندازید آب از آب هم تکون نمیخوره ولی دست آخر مائیم که مقصریم. من نگفتم که بیاید عکس قبر دختر پیامبر رو نشون بدید شما گفتید که به طور حتم ایشون در بقیع دفن شدن ما هم گفتیم میبینیم که بقیع رو چه طوری نگه داری میکنید.بعد از گذشت این همه سال یه نرده دورش کشیدید.اگه الان قبر علی و دیگر اولادش بارگاه داره و حرم شما نساختید بلکه شیعیان ساختن همین الانشم با پول و مال و جان شیعیان که هنوز برپاست به شما بود دو روزه خرابش میکردید.البته بدون در نظر گرفتن اینکه عراقی ها شیعه هستن.. همونطور که قبر حسین (ع) رو شخم زدید طویله کردید مزرعه کردید ....(در زمان حکومت نوه همون صحابی که شما ازش دم میزنید) این شما نبودید که تا تونستید از نوادگان و اولاد رسول خدا رو کشتید؟شما نبودید که آوارشون کردید؟نکنه ما شیعه ها بودیم؟ همین الانش تو عراق مگه شیعه سر نمیبرید؟ببینم خود تو جرات داری با هیبت تشیع بری مدائن عراق؟ یا بری تو مسجد پیامبر مثل ما شیعه ها نماز بخوونی؟اگه راست میگی برو تا ببینن چه جوری سر ت رو میبرن میذارن رو سینت!اگه نکشنت انقدر میزننت که بوی نفت بدی! که شما میگید : این اظهار نظر شما را بنده به شدت تکذیب می کنم و آن را توهین و تهمت به اهل سنت می دانم (الان تو قبرش مگه گاو و الاغ نبستن؟مگه اینا کار اهل تسنن نیست؟) این ادعا کذب محض است . چگونه است که اهل سنت برای تمام صحابه احترام قائل باشد و قبر حضرت فاطمه و حضرت سلمان را مطابق اظهارات شما مورد توهین قرار دهد . به نظر شما عجیب نیست ؟ مطابق نص صریح قرآن و سنت و اظهارات سلف صالح ما هیچ گاه به هیچ صحابی توهین نخواهیم کرد ( ولو معاویه ) . شما میگید ادعا من با چشم خودم دیدم.شما هم رو ببین.من حرف حق زدم. شما میگید این ادعا یک ادعای دروغین از طرف دشمنان اسلام برای درگیر کردن اذهان عمومی به این گونه مسائل است که خواسته یا نا خواسته شما هم آن را نشخوار می کنید و به آنان می پیوندید . و از این بابت هم افتخار می کنید . اگه من چهارپای نشخوارکننده هستم تو چی هستی؟ من اگه حرف دو ماه پیش(سفر به عتبات عالیات) و دارم نشخوار میکنم تو که فتنه 1400 سال پیش(اولین فتنه ها در اسلام ) و داری نشخوار میکنی فتنه انگلیسیا رو برای نفاق داری نشخوار میکنی فتنه 400 سال(شاید هم کمتر(فرقه اسلام راستین)) رو داری نشخوار میکنی! و اما شهادت حضرت زهرا:شما میگید در رابطه با مرگ حضرت فاطمه : شما معتقدید که غلام حضرت عمر به پهلوی حضرت فاطمه ضربه زدند و ایشان را سقط جنین کردند و حضرت فاطمه هم پس از چندی وفات کردند و لذا ایشان را شهید می خوانید . در پاسخ باید گفت که به فرض صحت این افسانه قبل از این که حضرت عمر زیر سوال بروند این حضرت علی است که زیر سوال می روند . زیرا نتوانست از ناموس خویش دفاع کند . حال ایشان که نتوانند از ناموس خود دفاع کنند چگونه است که می توانند از ناموس ممالک اسلامی دفاع کنند و آیا خود شما بد ترین توهین ها و تهمت ها را به این حضرت وارد نمی کنید و سپس ما را متهم می کنید؟ ببینم همین خود شما نبودید که گفتید :وقتی حضرت علی عرضه نداشت از ناموس خودش دفاع بکنه لیاقت خلیفه شدن رو هم نداشت؟ باید گفت که به فرض صحت این افسانه قبل از این که حضرت عمر زیر سوال بروند این حضرت علی است که زیر سوال می روند . زیرا نتوانست از ناموس خویش دفاع کند . حال ایشان که نتوانند از ناموس خود دفاع کنند چگونه است که می توانند از ناموس ممالک اسلامی دفاع کنند آخه بیشرف!... من به تو چی بگم؟ احمق! وقتی انقدر بیشعوری که چشمای کورتو به روی تاریخ میبندی بعد میای منو متهم میکنی...جای حرفی هم میمونه؟ ببینم اگه اینطوریه که تو میگی مردم گه خوردن که بعد از عثمان رفتن با علی بیعت کردن چرا رفتن؟ واسه چی با علی بیعت کردن؟ وقتی که سکوت علی رو که به خاطر دین بود(جلوگیری از نفاق و بستن دهن منافقین) و گذشت اون رو و صبر بر مصائب رو حمل بر بی ناموسی میزارید؟ اگه علی اون موقع دست به شمشیر میبرد خود شما ها میگفتید که به خاطر خلافت و قدرت طلبی این کار رو کرد ولی وقتی با شما بیعت نکرد اون بلا رو به سر زن و بچه اش آوردید بی ناموس شمائید که به زن حامله هم رحم نکردید به دختر پیامبر خودتون رحم نکردید به نوش رحم نکردید اگه کسانی که در زمان امام حسین بودند شیعه علی بودن اینا هم شیعه عمرو ابوبکر هستن! دست آخر هم میگید که اینا همش افسانه بود و قصه... حیف که از قدیم یه مثل میزنن میگن که:پدر بدش رو فحش نده تا پدر خوب تو رو فحش ندن. شما که تو دبی نشستی داری این اراجیف رو راه میندازی یا شمایی که.... من چی بگم به شما... حضرات مبلغ دینی ی نا مشخص! از بحث خارج نشم قبلا گفتم اگه اینجوری تو هم غلط میکنی که به علی میگی سیدنا!اگه علی اینطور آدمی بود باید به تو هم شک کرد! ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت توسط سینا |
|
|
از دلم نمیاد که مطالب رو خلاصه کنم یا در ادامه مطالب درجش کنم زحمت بکشید منت بزارید بخونید تا تهشو...
سلام.مثل اینکه قسمت نیست من به همین راحتی برم. شاید دلیلش وجود این برادران اهل تسنن باشه. در ابتدا باید خطاب به شما برادر گرامی عرض کنم که:برادر نازنین خواهشمند است که پاسخ سوالات مطرح شده را خیلی واضح و روشن بدید اگه به قول شما من در مسائل تاریخی خلط میکنم ولی مثل شما خبط نمیکنم. من چند تا سوال از شما پرسیدم ولی توی نظری که داده بودید چیزی به عنوان جواب سوالاتم پیدا نکردم و تنها چیزی که عاید شد چند تا بهتان از طرف شما بود که به قول خودمون :چه ربطی داشت به 22 بهمن؟(برای اینکه معنی این مثل رو بدونید به فرهنگستان کوچه و بازرا مراجعه کنید) البته شما قبلا هم این کار رو کردید بودند کسانی که از شما سوالی پرسیدند و شما چیزی تحویلشون ندادی.(مثل سوالی که حسینی از شما پرسیدند و جوابی مرتبط بهش پیدا نکرد) شاید لازم باشه که از این به بعد کل مسائل رو با جزئیات خدمتتون عرض کنم و یا اینکه قسمتی از حرف های خودتون رو منعکس کنم اگه به من باشه میتونم از اول تا آخر صحبتاتون عیب و ایراد استخراج کنم ولی من نمیخوام که اینطور باشه و بهتر میدونم که خوانندگان گرامی خودشون کلاهشون رو قاضی کنن و قضاوت کنن. در اینکه شما برای ابوبکر صدیق عزت و شان بسیار بسیار زیادی قائل هستید هیچ شکی نیست اما اینکه چرا به وبلاگ ما اومدید و مارو به صورت غیر مستقیم به مناظره و بحث دعوت کردید و علی علیه السلام رو زیر سوال بردید . شان اون حضرت رو تنزل دادید و اسم وبلاگ خودتون رو گذاشتید: معنای توحید! از همه اینها گذشته اون بالاش نوشتید که: بحثى آرام و زيبا در اثبات توحيد و يكتاپرستى و محو انواع مختلف شرك چه جوریاس که بین این همه مظاهر شرک و این همه ادیان مختلف گیر دادید به شیعه و فقط سر شیعه سنی جنگ سرد راه انداختید؟ چرا به بقیه گیر نمیدید؟به مسیحیا و ... در ضمن ایرانی ها یکتا پرست بودند نه آتیش پرست... گذشته از همه اینها آقایون حضرات دوستان خودتون هرچی از دهنشون در میاد بار ما میکنن ولی نظرشون حذف نمیشه (مثل نویسنده: آگاه باشید برادران ) اونوقت میاید میگید که چون فلانی (@) فحاشی کرده نظرش حذف شد! حالا این فلانی کی بود و کی هست خدا میدونه.. بعدشم من نمیدونم چه سریه که شما خودتون رو نزدیک به شافعی ها نشون میدید ولی برخوردتون مثل اونا نیست. یه آب گل آلود درست کردید که یه سری ها( مثل ناجی کرد) میان ازش حسابی ماهی گیری میکنن دست آخر هم معلوم نمیشه که اینا با نظام مشکل دارن؟ با شیعه مشکل دارن؟ یا اینکه قصد دیگه ای دارن... من کل نظرات رو خوندم دیدم که دوستان اهل تشیع جواب شما رو دادند (مثل نظرات z.j یا حسینی و ..) ولی شما کوتاه بیا نیستید و با یه مقدار دقت بیشتر میشه متوجه شد که واقعا سر جنگ دارید چون در مناظره و بحثتون یه مسیر مشخص رو دنبال نمیکنید مثله این بچه کو چکها از این شاخه به اون شاخه میپرید هر چی از دهنتون هم در میاد بار ما میکنید.بعدش میگید ای بابا کی بو د کی بود من نبودم! نویسنده: عبدالرحمن عمر جمعه 26 مرداد1386 ساعت: 16:31 اخی شیعی ما کی به سیدنا علی رضی الله عنه توهین نمودیم یک نمونه در نوشته های من که به من افترا می بندی در کدام کتاب اهل سنت به سیدنا علی توهین شده ویا به اولاد گرامی ایشان. جالب تر از همه اینکه بین خودتون مراجعه کننده ها رو تقسیم کردید اونایی که به قول معروف احساس میکنید که از لحاظ دینی پرن رو سپردید به عبدالرحمن و اونایی که مثل من تعطیلن رو خودتون عهده دار شد.اصلا کل شیعه ها از بیخ و بن ایراد دارن ولی ببینم شما ها همتون بچه پیغمبرید؟معصومید؟ چه جوریاست که این بنده خدا میاد قبر فیروز ابو لو لو رو نشون میده میگه که فلان و بسار ولی نمیاد قبر دختر پیامبر رو نشون بده که تو بقیعه به قول خودتون(شما که میگید جاشو بلدید) چه گلی به سرشون زدید؟مگه دختر یغمبر نبود؟سلمان مگه صحابه نبود؟الان تو قبرش مگه گاو و الاغ نبستن؟مگه اینا کار اهل تسنن نیست؟ یا فاطمه الزهرا...اینا چی میگن میگن تو از مرض طولانی مردی...میگن علی به گدائی افتاده بود.... نویسنده: أمة الله به ميرناصر بوذرىجمعه 26 مرداد1386 ساعت: 2:8 ... فاطمة در زمان حيات رسول الله مريض بودند و بارها از مريضي خود و فقر شوهرش بسوى رسول الله شكايت مى برد ..و خلاصه ى قول ، وفات فاطمة رضي الله عنها بسبب مريضى طولانى بوده است چه طور میشه که ابن ابی الحدید معتزلی یه هو شیعه میشه؟(آخه تا دیروزش سنی بوده) نوع نوشتن شما نوع تایپ کردن شما .... واسه من یه چیزیو مسلم میکنه.... بگذریم به نظر من راه اندازی این وبلاگ توی یه سایت ایرانی و این طرز نوشتن و صحبت کردن و فاکتور گیری های شما از ادله مطرح شده که به مزاجتون خوش نمیاد به قول معروف بو داره.... البته این رو باید به استحضار برسونم که گوشهای ما هم مخملی نیست! در پایان :آقا جون من دست از این نفاق افکنی ور دار اگه شما به اتحاد ما نیازی ندارید ما هم به دشمنی با شما نیازی نداریم. نویسنده: عبدالرحمن عمرپنجشنبه 25 مرداد1386 ساعت: 21:19 بسم الله الرحمن الرحیم. ...اهل سنت هم نیازی به وحدت شما ندارند هنوز 2 ماه نشده از فتوای به قول خودتون جانانه چند تا از مفتی های سعودی مبنی بر خراب کردن قبور... من هستم در خدمتتون... راستی یه چیزی یادم رفت :بابا چه قدر عالمی! قربونت برم با این ترجمه کردنت نمیدونستم عربیت انقدر قویه... ماشالا که هر چی دلت میخواد ترجمه میکنی(مثل معنی مولی ما تا دیروز فکر میکردیم مولی مولاست ولی امروز فهمیدیم مولا یه چیز دیگست نوکره...) نویسنده: عبدالرحمن عمر پنجشنبه 25 مرداد1386 ساعت: 22:16 از معنی کلمه مولاه( مالک .سید . منعم . دوست .همسایه .داماد و غیره است.) البته قبلش اینم گفته بود این دوستمون ملا عمر ببخشید عبدالرحمن عمر: مولا معنای زیادی دارد.و در صحت آن اختلاف است و ائمه حدیث هم در آن اختلاف دارند. فکر کنم مثل این میمونه که ما تو زبون ترکی 8 نوع حرف ک داریم یا اینکه مثلا عبارت گو در زبان ترکی چند تا معنی میده؟ شبیه همینا میمونه نه؟ مولاه همه رقم معنی میده ولی معنی مولی نمیده... راستی شما ابو حریره رو میشناسی؟ سلام رسوند خدمتتون.... بقیه مسائل باشه واسه بعد... انقدر حرف هست...تا ظهور مهدی بزار بیاد ببینیم که کی راه به جایی نمیبره من که میدونم هدف شما از این کار ها چیه ..به قول یه بنده خدایی خدا اندازه دلت بهت بده...
وا ما: نزول آیه در شان علی لیله الهجره که در بستر رسول اکرم خوابید چنانچه مورخین از اکابر علمائ شما در تفاسیر و کتب معتبره خود این منقبت بزرگ را نقل نموده اند از قبیل : ابن سبع مغربی در شفائ الصدور و طبرانی در اوسط کبیر ابن اثیر در ص 25 جلد چهارم اسدالغابه و نورالدین بن صباغ مالکی در ص 33 فصول المهمه فی المعرفه الائمه و ابو الاسحاق ثعلبی و فاضل نیشابوری و امام فخر رازی و جلا الدین سیوطی در تفاسیرشان و حافظ ابو نعیم اصفهانی محدث معروف شافعی در ما انزل القرآن فی علی و خطیب خوارزمی در مناقب شیخ الاسلام ابراهیم بن محمد حموینی در فرائد و محمد بن یوسف گنجی شافعی در باب 62 کفایت الطالب و امام احمد حنبل در مسند و محمد بن جریر بطرق مختلفه و ابن هشام در سیره النبی و حافظ محدث شام در اربعین طوال و امام غزالی در ص 223 جلد سوم احیا العلوم و ابو السعادات در فضایل العتره و ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه( اِ... یادم رفت ایشون دیروز پری روز شیعه شدن) و سبط ابن جوزی در ص 21 تذکره خواص الامه و دیگران ار اکابر علمائ شما بعباراتو الفاظ مختلفه ما حصل مقصود را نقل نموده اندو شیخ سلیمان بلخی حنفی در باب 21 ینابع ااموده از بسیاری از علما آوردهاند که :چون رسول خدا (ص) به امر پرودگار عازم مدینه منوره شد امیرالمومنین علی (ع ) را امر فرمود که برد خضرمی سبزی که شبها من بر خود میپیچم را بر خود بپوش و در بستر و رخنخواب من بخواب پس علی بجای آن حضرتخوابید و بر خضرمی سبز را به سر کشید تا کفار اطراف خانه نفهمند که علی در بستر است تا رسول خدا به سلامت تشریف برند. از حضرت حق خطاب رسید به جبرئیل و میکائیل که من در میان شما برادری قرار دادمو عمر یکی از شما قطعا از عمر دیگری بیشتر است کدام یک از شما حاضرید ان زیادتی عمرتان را که نمیدانید به دیگری ببخشید؟ عرض کردند امر است یا اختیار؟خطاب رسید:امری نیست مختارید هیچیک حاضر نشدند به اراده و اختیار زیادتی عمر خود را به دیگری واگذار نمایند خطاب رسید:به درستی که من بین علی ولی خودم و محمد پیامبر خود برادری قرار دادم پس علی زندگانی خود را ایثار نمودو فدای حیات پیامبر نمود و در فراش و بستر او خوابیدوبروید به زمین و او را از شر دشمنانش حفظ نمائید. پس به زمین آمدند جبرئیل بالای سرو میکائیل نزد پای آن حضرت نشستند جبرئیل میگفت: به به کیست مانند تو و مثل تو ای پسر ابو طالب که خدای عز و جل بوجود تو به ملائکه مباهات مینماید. آنگاه آیه نازل گردید بر خاتم الانبیا آیه 203 سوره بقره (و من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله والله رئوف بالعباد) بعضی از مردانند که از جان خود در راه رضای خدا در گذرند و خدا دوستدار چنین بندگانست.(میگم اگه میخواید میتونید بگید که منظور از این ایه عمر ر..ع ...بوده) اینک از آقایان محترم تقاضا میکنم در منزل که هستید این آیه شریفه را با آیه غار که مورد استشهاد شماست بی طرفانه و منصفانه مورد مطالعه قرار دهید ببینید آیا افضلیت برای آنکسی است که در مسافرت چند روزه با حزن و غم و اندوه همراه پیامبر بوده یا برای آنکس که در همان شب با جان خود بازی نموده است و با قدرت و شجاعت و مسرت عالما عامدا نفس خود را فدای جان رسول الله نموده است تا آن حضرت به سلامت بروند و پروردگار عالمیان به ملائکه روحانی به وجود او مباهات نموده و مستقلا ایه ای در مدح او نازل نموده است؟ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت توسط سینا |
|
|
عوامل و انگيزه هاي تحريف در تاريخ عاشورا محمد صحّتي سردرودي در حوزه عاشورا پژوهي، پرسش هاي فراواني را پيش رو داريم كه برخي از آنها را مي توان پرسش هاي اساسي و كليدي خواند. يكي از آن پرسش هاي كليدي و كار آمد همين است كه هر پژوهشگري مي پرسد كه: چرا و چگونه، از كدام خاستگاه ها و با چه انگيزه هايي اين همه تحريف در تاريخ عاشورا پيدا شده است؟
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت توسط بچه مثبت |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیستم مرداد 1386ساعت توسط بچه مثبت |
|
|
به شهادت تاريخ، حضرت ابوطالب عليه السلام قسمت اعظم از عمر شريف خود را در راه دفاع از پيامبر بزرگ او اسلام صلى الله عليه وآله گذرانيده و در اين مسير خشم و غضب كفّار را به جان خريد. طعنهها را پذيرفت، رنجها و سختىهاى شعب ابوطالب كه در واقع نوعى تحريم سياسى اقتصادى و فرهنگى قريش بر عليه پيامبر بزرگوار اسلام صلى الله عليه وآله بود را تحمّل نمود. در مواضع مختلف با گفتارهاى خود به نثر و شعر، حمايت خود را از پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله اعلام داشت. فرزندان خود، اميرالمؤمنين على عليه السلام و جعفر را به ايمان به پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله و قبول اسلام و همراهى و دفاع از آن حضرت امر مىفرمود. و كوتاه سخن اينكه تمام سرمايهى عمر شريف خود را در گرو آيين مقدّس اسلام و پيامبرى كه حقّانيت او را دريافته بود، نهاد. در آخرين لحظات زندگى نيز فرزندان و خاندان خود را به حمايت و پشتيبانى از پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وصيّت و سفارش نمود. رسول خدا صلى الله عليه وآله در رحلت او كه با رحلت حضرت خديجه عليها السلام فاصلهى چندانى نداشت، آنچنان اندوهگين مىشود كه آن سال را عام الحزن »سال اندوه« نام مىنهد. امّا با همهى اين تفاصيل حضرت ابوطالب عليه السلام مشرك اعلام مىشود! و اين اتّهام با سكوت برخاسته از توطئهى شوم تاريخ، و قلمهاى خائن! تأييد مىشود و عجيبتر اينكه براى اثبات اين تهمت بزرگ به آيات قرآن نيز استدلال مىكنند!!! لزوم تجليل از مقام حضرت ابوطالب عليه السلام در اين زمان كه دشمنان دين از هر سو و با عناوين مختلف با تهاجمات فرهنگى خود، ما و مخصوصاً جوانان ما را مورد حملات فرهنگى خود قرار مىدهند لزوم دفاع از ايمان حضرت ابوطالبعليه السلام كه از اولين حاميان پيامبر در صدر اسلام بودهاند و اكنون مظلومانه به خاطر اينكه فقط پدر مولاى متقيان مىباشد مورد حملات دشمنان اهل بيتعليهم السلام قرار گرفته و با تهمت كفر! و... روبرو مىشود و جمع آورى كليّهى آثار و نوشتارهايى كه در بارهى آن حضرت موجود است به خوبى محسوس مىباشد . چرا ابوطالب (ع) تکفیر می شود؟ منافقين و حسدورزان و كينه توزانى كه بسيارى از نزديكان و منسوبين آنها در جنگهاى صدر اسلام به دست اميرالمؤمنين عليه السلام كشته شده بودند، و پس از پيروزى اسلام ناچار به اظهار قبول اسلام گرديده بودند، و تاب و توان مبارزه با اميرالمؤمنينعليه السلام و فضائل آن حضرت را نداشته و قدرت ديدن پرتو افشانى خورشيد جمال نورانى مولا اميرالمؤمنينعليه السلام را نداشتند و مىديدند كه با وجود فضائل آن حضرت در كتب شيعه و سنى راه هيچگونه شك و شبههاى در ايمان آن حضرت وجود ندارد؛ به منظور التيام بخشيدن به زخمهاى روحى خويش و به اقتضاى حسادت و حقد و كينهاى كه در دلهاى آنها نسبت به اميرالمؤمنين عليه السلام بود؛ در هر كجا و در هر مقامى كه مىتوانستند و به هر نحوى كه برايشان ممكن بود عداوت و بُغض و كينهى خود را اظهار مىنمودند كه تكفير حضرت ابوطالب عليه السلام!! خودنمونهاى واضح و مبيّن از اين اظهار عداوتها مىباشد. آنها در واقع به گمان پوچ خود خواستند با اين كار راه جسارت و توهين به وجود مقدس اميرالمؤمنينعليه السلام را براى ساده لوحان تاريخ باز كنند و همچنين به مقتضاى حقد و كينه و حسد خود عمل كرده باشند. ولى خداوند متعال مىفرمايد: »يُريدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ وَ اللَّهُ مُتِمَّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ«. يعنى: »مىخواهند نور خدا را با دهانهايشان خاموش كنند ولى خداوند متعال )نور افشانىِ( نور خود را كامل مىكند هرچند كه مشركين را ناخوش آيد«. چراغى را كه ايزد بر فروزد هر آنكس پف كند ريشش بسوزد در واقع حضرت ابوطالب عليه السلام در نزد تكفير كنندگان و تهمت زنندگان و جاعلين احاديث دروغين در حقّ آن حامى بزرگ رسول خدا صلى الله عليه وآله به عنوان يك انسان معمولى مطرح نيست كه كفر و ايمان، يا شرك و توحيد او قابل بحث و بررسى باشد! بلكه اگر مىبينيم كه حضرت ابوطالب عليه السلام به چوب تكفير آنان گرفتار مىشود به خاطر اين است كه آن حضرت پدر اميرالمؤمنينعليه السلام است و به خيال خام آنان با ضربه زدن به پدر و خدشه دار كردن ايمان آن حضرت، و ايجاد شكّ و ترديد و بحث و تأمّل و به اصطلاح تحقيق و بررسى! دربارهى ايمان حضرت ابوطالب عليه السلام و حتّى پا فراتر نهادن و دست زدن به تكفير آن حضرت، فرزند را نيز آسيبپذير نموده و بدين ترتيب بتوانند مقدّمات توهين و جسارت به مقام شامخ اميرالمؤمنين عليه السلام را فراهم سازند. صحّت اين مطلب وقتى روشن مى شود كه مى بينيم همين تاريخ نويسان و مورّخان و جاعلين احاديث كه دربارهى حضرت ابوطالب عليه السلام چنين قضاوت نموده و جسورانه اظهار نظر مىكنند، دربارهى افرادى كه در طول زندگى اميرالمؤمنين عليه السلام همواره رو در روى آن بزرگوار ايستاده و به شهادت تاريخ، در شعاع نور خورشيد فروزان آن حضرت چون موم ذوب مىشدند و خفّاش صفت، تاب ديدن خورشيد جمال او را نداشتند، ساكت نيستند و براى آنان فضيلت دست و پا مىكنند و دربارهى اسلام و ايمان آنان حديث جعل مىكنند. نمونه ای از فضائل و مناقب حضرت ابوطالب در احادیث در كتب شيعه و سنى، احاديث بسيارى درباره ى شخصيت و عظمت و به خصوص ايمان و توحيد حضرت ابوطالب عليه السلام موجود است كه هر شخص با انصافى را بر آن مى دارد كه به اين امر روشن و آشكار اعتراف كند. علاّمه ى امينى رحمه الله در كتاب ارزنده ى الغدير ج 7 و 8، با استفاده از كتب معتبره ى اهل سنت، احاديث و شواهد بسيار زيادى را در اين زمينه نقل مى كند كه به عنوان نمونه توجه خوانندگان گرامى را به چند حديث جلب مىنماييم: 1 - اميرالمؤمنين عليه السلام فرمودند: به خدا سوگند نه پدرم حضرت ابوطالب عليه السلام و نه عبدالمطلب و نه هاشم و نه عبد مناف، هيچكدام بتى را نپرستيدند. به آن حضرت عرض كردند: پس چه چيزى را مى پرستيدند؟ فرمودند: آنها هميشه به طرف كعبه و بردين حضرت ابراهيم عليه السلام نماز مى گذاردند و به دين آن حضرت معتقد بودند. 2 - روزى اميرالمؤمنين عليه السلام در رحبه )محلّى در كوفه( نشسته بودند و جماعتى از مردم در اطراف آن حضرت اجتماع كرده بودند. شخصى از جاى برخاسته و گفت: شما در اين مقامات رفيع و منزلت منيع جاى داريد و حال آنكه پدرت در آتش جهنم گرفتار عذاب است؟! حضرت فرمودند: ساكت شو، خدا دهانت را بشكند، سوگند به آن خدايى كه حضرت محمد صلى الله عليه وآله را به حق به پيامبرى مبعوث فرمود، اگر پدرم در حقّ جميع گنهكاران روى زمين شفاعت كند، خداوند شفاعت آن بزرگوار را در حقّ آنان قبول مىكند )و همهى آنها را به شفاعت پدرم داخل بهشت مىكند(. آيا پدر من در آتش جهنّم معذب باشد در حالى كه پسرش قسمت كنندهى بهشت و جهنّم است؟ سوگند به آن خدايى كه حضرت محمد صلى الله عليه وآله را به حق به پيامبرى مبعوث فرمود، در روز قيامت نور حضرت ابوطالب عليه السلام همهى انوار خلايق را خاموش مىكند مگر پنج نور را 1 - نور پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله 2 - نور من 3 - نور حضرت فاطمه زهرا عليها السلام 4 - نور امام حسن و امام حسين عليهما السلام 5 - نور امامان از فرزندان امام حسينعليهم السلام. آگاه باش! نور حضرت ابوطالب عليه السلام از نور ما اهل بيت است كه خداوند متعال آن نور را دوهزار سال قبل از خلقت آدم خلق كرده است.(38) 3 - امام صادق عليه السلام فرمودند: إِنَّ أَبا طالِبٍ مِن رُفَقاءِ النَّبِيّينَ وَ الصِّدّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَالصّالِحينَ وَ حَسُنَ اُولئكَ رَفيقاً(39) يعنى: » همانا حضرت ابوطالب عليه السلام، از رفقاء و همنشينان پيامبران و صديقين و شهدا و صالحين مىباشد و چه خوب همنشينانى هستند «. امام صادق عليه السلام فرمودند: »وَاللَّهِ إِنَّ إيمانَ أبىطالِبٍ لَوْ وُضِعَ فى كَفَّةِ ميزانٍ وَ وُضِعَ إيمانُ هذَا الْخَلْقِ فى كَفَّةِ ميزانٍ، لَرَجَحَ إيمانُ أَبى طالِبٍ عَلى إيمانِهِمْ«.(40) به خدا سوگند، اگر ايمان حضرت ابوطالبعليه السلام را در كفّه اى از ترازو قرار دهند و ايمان اين خلق را در كفّه ى ديگر ترازو، به تحقيق ايمان حضرت ابوطالب عليه السلام بر ايمان آنها برترى خواهد داشت. حضرت علىّ بن موسى الرّضاعليه السلام در پاسخ نامهى جناب عبدالعظيم حسنى كه از آن حضرت درباره ى ايمان حضرت ابوطالبعليه السلام سؤال كرده بود فرمودند: »بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ، اَمَّا بَعْدُ، فَإِنَّكَ اِنْ شَكَكْتَ فى ايمانِ أَبى طالِبٍ، كانَ مَصيرُكَ اِلَى النَّارِ«.(41) »به نام خداوند بخشندهى مهربان، امّا بعد اگر تو در ايمان حضرت ابوطالب عليه السلام شك كنى جايگاه تو در آتش جهنّم خواهد بود«.
برگرفته از وبلاگ http://abutalib.blogfa.com/ |
|
+ نوشته شده در
جمعه نوزدهم مرداد 1386ساعت توسط بچه مثبت |
|
![]() جایگاه حضرت زینب (س) در نهضت حسینی
ولادتثمره ازدواج مبارك علي عليه السلام و فاطمه زهرا عليها السلام پنج فرزند به نام هاي حسن، حسين، زينب، ام كلثوم و محسن است در تاريخ ولادت زينب عليها السلام اختلاف است. در رياحين الشريعه آمده است كه ميلاد آن حضرت را، برخى پنجم ماهجمادى الاُولاى سال ششم، بعضى اوايل شعبان آن سال، بعضى در ماه رمضان و برخى ديگر در دهه آخر ماه ربيعالثانى و طبق نقلى ماه محرم سال پنجم هجرت ذكر كردهاند ولى هيچيك از اين اقوال دليل محكم تاريخى ندارد. ![]() نامي آسمانيهنگام ولايت زينب كبري، چون رسول خدا در سفر بود، فاطمه از همسرش علي درخواست كرد كه نامي براي فرزندشان انتخاب كند. علي عليه السلام در جواب فرمود: من بر پدرت سبقت نميگيرم، صبر ميكنيم تا پيامبر از سفر برگردد. چون پيامبر بازگشت و خبر ولادت نوزاد زهرا را از زبان علي عليه السلام شنيد فرمود: فرزندان فاطمه فرزندان منند ولي خداوند در باره آنان تصميم ميگيرد. بعد از آن جبرئيل نازل شد و پيام آورد كه خداوند سلام ميرساند و ميفرمايد: نام اين دختر را زينب بگذاريد كه اين نام را در لوح محفوظ نوشتهام. آن گاه رسول خدا زينب را گرفت و بوسيد و فرمود: توصيه ميكنم كه همه اين دختر را احترام كنند، كه او مانند خديجه كبري است. يعني همان گونه كه فداكاري هاي خديجه در پيشبرد اهداف پيامبر و اسلام بسيار ثمربخش بود، ايثار، صبر و استقامت زينب در راه خدا نيز در بقا و جاودانگي اسلام از اهميت ويژهاي برخوردار است. زينب، يعني زينت پدر و اين نامي است كه خداوند براي دختري انتخاب كرد ، كه با انجام رسالت خويش زينت بخش تاريخ شد و موجب افتخار و سرافرازي خاندان وحي و ولايت گشت. و اين است كه نام زينب در تاريخ كربلا كه تاريخ جاودانگي اسلام و تشيع است، به خاطر فداكاريهايش، زيبا،درخشان و جاوداني است. ![]() زندگي مشتركآن هنگام که زينب به سالهاي تشكيل زندگي مشترك نزديك شده بود ميدانست كه ازدواج براي هر زني حق طبيعي و شرعي است و روي گرداني از اين سنت، خارج شدن از آئين پيامبر اسلام است. زينب با ازدواج كه عمل به سنت پيامبر خداست، رسالت بزرگي را كه بر دوش دارد فراموش نميكند. او ميداند كه بايد در تمام صحنه ها و لحظه ها در كنار برادرش باشد. او ميداند كه به ثمر نشستن قيام حسين و شهادت عزيزانش، نيازمند آزادگي در اسارت، صبر و پايداري، و پيام رساي او به گوش تاريخ بشريت است. از اين رو زينب در قرارداد ازدواجش شرط همراهي با برادرش حسين را قيد ميكند تا از وظيفه مهم خود باز نماند. از شخصيتي متعهد به اسلام و دوستدار اهلبيت، چون عبدالله بن جعفر كه به خواستگاري دختر علي آمده است، انتظاري جز پذيرش اين شرط نيست. به هر صورت مراسم خواستگاري پايان مييابد و عبدالله بن جعفر به افتخار همسري زينب كبري نائل ميگردد. زندگی حضرت زینب س قرین نهضت عاشورا شده است و ایشان نقشی بسیار سازنده در آن ایفا نمودند از اینرو به تحلیل و مطالعه زندگی آن حضرت از این منظر خواهیم پرداخت بحث در این خصوص را حول دو محور پیگیری خواهیم کرد. ![]() مشارکت در امور جامعهچنانچه گفته شد قيام و نهضت امام حسين(ع)، دو مرحله داشت. مرحله نخست، مرحله مبارزه، جهاد و شهادت، و مرحله دوم مرحله پيامرسانى و بيدارگرى، اگر نهضت امامحسين(ع) در همان مرحله نخست خلاصه مىشد و كسى نبود كه پيام نهضت را به گوش مردم آن زمان برساند، ماهها زمان لازم بود تا به طور طبيعى خبر قيام امام(ع) به شهرهاى اطراف برسد. شاهد اين مدعى اين است كه پيش از ورود اهلبيت امام(ع) به مدينه مردم آن شهر هنوز از رويدادهاى كربلا بىخبر بودند. در اين مدت يزيديان با آن همه امكانات تبليغاتى، كه در اختيار داشتند، به راحتى مىتوانستند، وقايع كربلا را در راستاى منافع خود تحريف كنند و به گونهاى به گوش مردم برسانند كه براى حكومت يزيد كمترين ضرر و زيان را در برداشته باشد. در اين صورت تا حدّ بسيار زيادى از تأثير قيام امامحسين(ع) در جامعه آن زمان و جوامع آينده مسلمانان كاسته مىشد، و به طور قطع ما امروز شاهد اين همه آثار و بركات براى نهضت امام حسين(ع) نبوديم.مشاركت و حضور زنان در صحنههاى گوناگون جامعه از مسائلى است كه در زمان حاضر پيرامون آن فراوان سخن گفته مىشود. اصل حضور بانوان در صحنه اجتماع مسألهاى مورد توافق است اما در شرايط و محدوده آن اختلاف است. آنچه در اين باره به طوربسيارفشرده و مختصر مىتوان گفت؛ اين است كه، هر كار جمعى و گروهى نيازمند افرادى باتخصصها و مهارتهاى گوناگون است كه به هر يك از آنان مسئوليتى متناسب با تخصص و مهارتش واگذار شود. قيام و نهضت امام حسين(ع)، دو مرحله داشت. مرحله نخست، مرحله مبارزه، جهاد و شهادت، و مرحله دوم مرحله پيامرسانى و بيدارگرى، اگر نهضت امامحسين(ع) در همان مرحله نخست خلاصه مىشد و كسى نبود كه پيام نهضت را به گوش مردم آن زمان برساند، ماهها زمان لازم بود تا به طور طبيعى خبر قيام امام(ع) به شهرهاى اطراف برسد به كار گرفتن اعضاى يك مجموعه در كارى بر خلاف تخصص و مهارتش سبب ناكارآمدى آن گروه و به هدر رفتن تلاش آنان خواهد شد. شادابى و نشاط هر جامعه و تربيت نسل جديد در گرو اين است كه بشر از دو جنس مخالف زن و مرد، با ساختمان وجودى و روحيات متفاوت و گوناگون آفريده شوند، و هر يك از آنان متناسب با شرايط جسمى و روحى خود عهدهدار انجام مسئوليتى گردند. در اين صورت است كه پيوند خانواده مستحكم مىگردد، در پرتو آن به جامعه روح نشاط و شادابى دميده مىشود،و فرزندانى با شخصيت، با ايمان، لايق، نوعدوست، راستگو و درستكار به جامعه تحويل مىگردد؛ ولى اگر هر يك از زن و مرد وظيفهاى را كه جهان تكوين و نظام آفرينش بر اساس شرايط جسمى و روحى به عهده آنان گذاشته، به خوبى انجام ندهند و به كارى ديگرمشغول شوند، بنيان خانواده متزلزل مىگردد و در نتيجه جامعه گرفتار اختلال فرهنگی تربيتى خواهد شد. وظيفه اصلى زنان و بانوان هر جامعه تربيت و پرورش نسل جديد آن جامعه و گرم نگهداشتن كانون خانواده است؛ از اين رو اشتغال به هر كارى كه زنان را از انجام اين وظيفه خطير بازدارد، آنان را از رسالت اصلى خود بازداشته است و علاوه بر آنكه زيانهاى غير قابل جبرانى بر جامعه وارد مىسازد، زنان را نيز از شخصيت و هويت واقعى خود تهى نموده، به آنها شخصيت كاذب و دروغين مىبخشد؛ چرا كه كمال و شخصيت هر انسان در آن است كه توانايىها و استعدادهاى خود را به خوبى بشناسد و آنها را به فعليت برساند. بنابراين يك اصل مهم و اساسى كه در مشاركت زنان درصحنههاى گوناگون جامعه بايد به آن توجه شود اين است كه پذيرش هرگونه مسئوليتى از سوى آنان نبايد به وظيفه اصلى آنها كه تربيت نسل جديد جامعه و گرم نگهداشتن كانون خانواده است كمترين لطمه و آسيبى وارد سازد. ![]() جایگاه حضرت زینب (س) در نهضت حسینیتردیدی در نقش حضرت زینب در حفظ کردن قیام عاشورا و ابلاغ پیام آن نیست. بدون شک بي حضور آن حضرت این قیام به بلوغ و سرانجام مطلوب خویش نائل نمی گشت. به نظر می رسد در انیجا لازم است این امر مورد تحلیل قرار گیرد که جایگاه حضرت زینب (س) در این میدان چه بود. ما در این که بخش مهمی از ابلاغ پیام عاشورا به صورت صحیح و تنویر افکار مردم آن زمان که در اثر تبلیغات زیاد حقیقت امر برایشان مشتبه شده بود تردیدی نداریم. اما سوال این است که آن حضرت از چه جایگاه و مقامی این وظیفه را به سرانجام مطلوب خویش رسانده و آن را رهبری کردند. خوب است ابتدا نگاهی به نقش عوامل مهم در این حادثه بپردازیم در آن برهه از زمان شاهد عملا حضور کسی بودیم که بازی با میمون و شرابخواری به عادت او بدل شده بود و البته ادعای خلافت مسلمین را نیز در میان مردم داشت از سویی نیز در تلاش بود تا این نظر را بر امام و ولی مسلمین یعنی امام حسین ع نیز دیکته نماید. هر آنچه خود می نمود با بیشرمی تمام اسلامی می دانست و جامعه را نیز با خوی کثیف خود به این سوی می برد. امر آن چنان شده بود که دیگر اسلامی که پیامیر خاتم برای مردم به هدیت آورده بود در حال تبدیل شدن به ماهیت جدیدی بود امام حسین ع در بیانی اوضاع آن زمان را چینین تبین می فرمایند اَلا ترونَ أنّ الحقَ لا يعملُ به وأنّ الباطلَ لا يتناهي عنهُ ، لِيرغبَ المؤمنُ في لقاء الله مُحِقاً (آيا نمي بينيد كه به حق عمل نمي شود واز باطل نهي نمي گردد ؟ در چنين شرائطي مؤمن به لقاي خدا سزاوار است . مسأله نقش حضرت زینب را نبايد صرفاً از ديدگاه عاطفى و روابط نسبى توجيه و تحليل كرد، بلكه اينجا بحث امام و مأموم مطرح است مومن به لقای خدا سزاوارتر است! پس آنکه امام مسلمین است و هدایت امر مردم بر عهده اوست چه باید بکند؟ در جایی حضرت رو به ولید فرماندار مدینه می فرمایند «أيّها الامير! إنّا اهل بيت النبّوّة و معدن الرّسالة و مختلف الملائكة و بنا فتح اللَّه و بنا ختم اللَّه و يزيد رجل فاسق شارب الخمر قاتل النّفس المحرمه و مثلى لا يبايع بمثله و لكن نصبح و تصبحون و ننظر و تنظرون أيّنا أحقّ بالخلافة و البيعة؛[23] اى امير، ما اهل بيت نبوت و معدن رسالت و محل آمد و شد ملائكيم و خداوند به ما شروع مىكند و به ما پايان مىدهد - همه امور هستى به بركت وجود ماست - در حالى كه يزيد مردى است فاسق و شرابخوار و كسى است كه خون حرام بر زمين مىريزد و علناً به فسق و فجور مىپردازد و كسى مانند من با شخصى مثل او بيعت نمىكند ولى - مهلت بده - تا صبح شود و دو طرف در كار خود بينديشيم تا معلوم شود كدام يك از ما به خلافت و بيعت سزاوارتريم.» امام ع با عمل خود و ایجاد نهضتی که شعله های سوزان هنوز دامان ظلم را گرفته است به عهد خود در بیداری امت اسلام و حراست از نهضت جدشان رسول خدا ص وفا کردند این سخنان نشان می دهد آنچه امام ع انجام داد از جایگاه یک امام معصوم است ![]() با بررسی این تحلیل اینک مناسب است تا در خصوص شان حضرت زینب کبری س نیز در بیداری و افشاگری جریان حاکم بپردازیم مسأله نقش حضرت زینب را نبايد صرفاً از ديدگاه عاطفى و روابط نسبى توجيه و تحليل كرد، بلكه اينجا بحث امام و مأموم مطرح است. اينجا زينب (س) خود را فردى مى بيند كه بايد براى حفظ جان امام معصومش خطر را به جان بخرد و از دشمن نهراسد. در كربلا هم وقتى امام سجاد (ع) را در ميان خيمه آتش گرفته مى بيند، براى نجات او، خود را به آتش مى زند. آرى، او مدافعى است كه جگر شير دارد. او كه هلهله شادى و سرود فتح و پيروزى دشمن غدار را مى شنود و ناله جانسوز كودكان در زير فشار بند طناب گوشش را مى آزارد، پيش از همه چيز در فكر مسئوليت خطير خود، يعنى حفظ جان امام است. او لب به سخن مى گشايد، نفس ها در سينه ها حبس و انگشت تعجب به دهان گرفته مى شود. اى امير، ما اهل بيت نبوت و معدن رسالت و محل آمد و شد ملائكيم و خداوند به ما شروع مىكند و به ما پايان مىدهد - همه امور هستى به بركت وجود ماست - در حالى كه يزيد مردى است فاسق و شرابخوار و كسى است كه خون حرام بر زمين مىريزد و علناً به فسق و فجور مىپردازد و كسى مانند من با شخصى مثل او بيعت نمىكند ولى - مهلت بده - تا صبح شود و دو طرف در كار خود بينديشيم تا معلوم شود كدام يك از ما به خلافت و بيعت سزاوارتريم اين زينب (س) است كه مى گويد: «انى ترحضون قتل سليل خاتم النبوه و معدن الرساله و سيد شباب اهل الجنه» اين لكه ننگ را چگونه خواهيد شست، درحالى كه فرزند رسول خدا و سيد جوانان بهشت را كشته ايد؟ همان كه در جنگ، سنگر و پناهتان بود و در صلح مايه آرامش و التيام شما بود. او كه ترس را ترسانده، زنجير را پاره كرده و دشمن را به اسارت سخنان رسوا كننده يزيد مى بيند كه با چوب خيزران به لب و دندان خون خدا جسارت مى كند، فرياد مى زند «تبت يدا ابى لهب». اى يزيد! دستانت بريده باد! آيا مى دانى چه مى كنى؟ آيا مى دانى كه چوب بر لب و دندان حبيب رسول خدا(ص)، پسر مكه و منى و پسر فاطمه زهرا (س) مى كوبى؟ ناله چنان جانسوز بود كه هركس در آن مجلس بود به گريه درآمد. آرى، آنگاه كه حسين و يارانش از سوى دشمن ياغى و باغى معرفى مى شدند، اين زينب (س) بود كه امامش را «سيد جوانان بهشت»، «فرزند مكه و منى»، «حبيب رسول خدا» و داراى ده ها صفت ديگر معرفى كرد. انگیزه حمایت و حفاظت از جان امام ع و رساندن و ابلاغ پیام چنین نهضتی نمی تواند جز با ایده حمایت از بهترین خلق خدا ،امام و امیر بحق مسلمین صورت پذیرد باشد که با شناخت صحیح امام خود و عمل به آنچه این دین مبین برایمان آورده است راهرو راه آن عقیله باشیم
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت توسط بچه مثبت |
|
|
با عرض سلام ادب و احترام خدمت کلیه دوستان و خوانندگان عزیز وبلاگ پیشاپیش تولد مولود کعبه شاه مردان مولا علی علیه السلام را به شما عزیزان وتمامی مسلمانان جهان و مخصوصا به محضر آقا امام زمان مهدی فاطمه تبریک عرض مینمائیم و امید داریم در این ایام پر برکت ما را از فیض دعای خیرتان محروم ننمائید. شرحی مختصر : ولادت و حسب و نسببنا بوشته مورخين ولادت على عليه السلام در روز جمعه 13 رجب در سال سىام عام الفيل (1) بطرز عجيب و بيسابقهاى در درون كعبه يعنى خانه خدا بوقوع پيوست،محقق دانشمند حجة الاسلام نير گويد: اى آنكه حريم كعبه كاشانه تست پدر آنحضرت ابو طالب فرزند عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف و مادرش هم فاطمه دختر اسد بن هاشم بود بنا بر اين على عليه السلام از هر دو طرف هاشمى نسب است (2) اما ولادت اين كودك مانند ولادت ساير كودكان بسادگى و بطور عادى نبود بلكه با تحولات عجيب و معنوى توأم بوده است مادر اين طفل خدا پرست بوده و با دين حنيف ابراهيم زندگى ميكرد و پيوسته بدرگاه خدا مناجات كرده و تقاضا مينمود كه وضع اين حمل را بر او آسان گرداند زيرا تا باين كودك حامل بود خود را مستغرق در نور الهى ميديد و گوئى از ملكوت اعلى بوى الهام شده بود كه اين طفل با ساير مواليد فرق بسيار دارد. شيخ صدوق و فتال نيشابورى از يزيد بن قعنب روايت كردهاند كه گفت من با عباس بن عبد المطلب و گروهى از عبد العزى در كنار خانه خدا نشسته بوديم كه فاطمه بنت اسد مادر امير المؤمنين در حاليكه نه ماه باو آبستن بود و درد مخاض داشت آمد و گفت خدايا من بتو و بدانچه از رسولان و كتابها از جانب تو آمدهاند ايمان دارم و سخن جدم ابراهيم خليل را تصديق ميكنم و اوست كه اين بيت عتيق را بنا نهاده است بحق آنكه اين خانه را ساخته و بحق مولودى كه در شكم من است ولادت او را بر من آسان گردان ، يزيد بن قعنب گويد ما بچشم خودديديم كه خانه كعبه از پشت(مستجار) شكافت و فاطمه بدرون خانه رفت و از چشم ما پنهان گرديد و ديوار بهم بر آمد چون خواستيم قفل درب خانه را باز كنيم گشوده نشد لذا دانستيم كه اين كار از امر خداى عز و جل است و فاطمه پس از چهار روز بيرون آمد و در حاليكه امير المؤمنين عليه السلام را در روى دست داشت گفت من بر همه زنهاى گذشته برترى دارم زيرا آسيه خدا را به پنهانى پرستيد در آنجا كه پرستش خدا جز از روى ناچارى خوب نبود و مريم دختر عمران نخل خشك را بدست خود جنبانيد تا از خرماى تازه چيد و خورد(و هنگاميكه در بيت المقدس او را درد مخاض گرفت ندا رسيد كه از اينجا بيرون شو اينجا عبادتگاه است و زايشگاه نيست) و من داخل خانه خدا شدم و از ميوههاى بهشتى و بار و برگ آنها خوردم و چون خواستم بيرون آيم هاتفى ندا كرد اى فاطمه نام او را على بگذار كه او على است و خداوند على الاعلى فرمايد من نام او را از نام خود گرفتم و بادب خود تأديبش كردم و او را بغامض علم خود آگاه گردانيدم و اوست كه بتها را از خانه من ميشكند و اوست كه در بام خانهام اذان گويد و مرا تقديس و تمجيد نمايد خوشا بر كسيكه او را دوست دارد و فرمانش برد و واى بر كسى كه او را دشمن دارد و نافرمانيش كند. (3)
و چنين افتخار منحصر بفردى كه براى على عليه السلام در اثر ولادت در اندرون كعبه حاصل شده است بر احدى از عموم افراد بشر چه در گذشته و چه در آينده بدست نيامده است و اين سخن حقيقتى است كه اهل سنت نيز بدان اقرار و اعتراف دارند چنانكه ابن صباغ مالكى در فصول المهمه گويد: و لم يولد فى البيت الحرام قبله احد سواه و هى فضيلة خصه الله تعالى بها اجلالا له و اعلاء لمرتبته و اظهارا لتكرمته. (4) يعنى پيش از آنحضرت احدى در خانه كعبه ولادت نيافت مگر خود او واين فضيلتى است كه خداى تعالى به على عليه السلام اختصاص داده تا مردم مرتبه بلند او را بشناسند و از او تجليل و تكريم نمايند. در جلد نهم بحار در مورد وجه تسميه آنحضرت بعلى چنين نوشته شده است كه چون ابوطالب طفل را از مادرش گرفت بسينه خود چسباند و دست فاطمه را گرفته و بسوى ابطح آمد و به پيشگاه خداوند تعالى چنين مناجات نمود. يا رب هذا الغسق الدجى هاتفى ندا كرد: خصصتما بالولد الزكى علماى بزرگ اهل سنت نيز در كتب خود بهمين مطلب اشاره كردهاند و محمد بن يوسف گنجى شافعى با تغيير چند لفظ و كلمه در كفاية الطالب چنين مينويسد كه در پاسخ تقاضاى ابوطالب ندائى برخاست و اين دو بيت را گفت. يا اهل بيت المصطفى النبى و در بعضى روايات آمده است كه فاطمه بنت اسد پس از وضع حمل(پيش از اينكه بوسيله نداى غيبى نام او على گذاشته شود) نام كودك را حيدر نهاد و هنگاميكه او را قنداق كرده بدست شوهر خود ميداد گفت خذه فانه حيدرة و بهمين جهت آنحضرت در غزوه خيبر بمرحب پهلوان معروف يهود فرمود: و چون نام آنحضرت على گذاشته شد نام حيدر جزو ساير القاب بر او اطلاق گرديد و از القاب مشهورش حيدر و اسد الله و مرتضى و امير المؤمنين و اخو رسول الله بوده و كنيه آنجناب ابو الحسن و ابوتراب است. همچنين خدا پرستى و اسلام آوردن فاطمه و ابوطالب نيز از روايات گذشته معلوم ميشود كه آنها در جاهليت موحد بوده و براى تعيين نام فرزند خود بدرگاه خدا استغاثه نمودهاند،فاطمه بنت اسد براى رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم بمنزله مادر بوده و از اولين گروهى است كه به آنحضرت ايمان آورد و بمدينه مهاجرت نمود و هنگام وفاتش نبى اكرم صلى الله عليه و آله و سلم پيراهن خود را براى كفن او اختصاص داد و بجنازهاش نماز خواند و خود در قبر او قرار گرفت تا وى از فشار قبر آسوده گردد و او را تلقين فرمود و دعا نمود. (9) و ابوطالب هم موحد بوده و پس از بعثت رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم بدو ايمان آورده و چون شيخ و رئيس قريش بود لذا ايمان خود را مصلحة مخفى مينمود،در امالى صدوق است مردى بابن عباس گفت اى عمو زاده رسولخدا مرا آگاه گردان كه آيا ابوطالب مسلمان بود؟گفت چگونه مسلمان نبود در حاليكه ميگفت: و قد علموا ان ابننا لا مكذب يعنى مشركين مكه دانستند كه فرزند ما(محمد صلى الله عليه و آله و سلم) نزد ما مورد تكذيب نيست و بسخنان بيهوده اعتناء نميكند مثل ابوطالب مثل اصحاب كهف است كه ايمان خود را در دل مخفى نگهميداشتند و ظاهرا مشرك بودند و خداوند دو ثواب بآنها داد،حضرت صادق عليه السلام هم فرمود مثلابوطالب مثل اصحاب كهف است كه در دل ايمان داشتند و ظاهرا مشرك بودند و خداوند دو پاداش (يكى براى ايمان و يكى براى تقيه) بآنها داد. (10) اشعار زيادى از ابوطالب در مدح پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله مانده است كه اسلام وى از مضمون آنها كاملا روشن و هويداست چنانكه به آنحضرت خطاب نموده و گويد: و دعوتنى و علمت انك ناصحى بحضرت صادق عرض كردند كه(اهل سنت) گمان كنند كه ابوطالب كافر بوده است فرمود دروغ گويند چگونه كافر بود در حاليكه ميگفت: ألم تعلموا انا وجدنا محمدا
شيخ سليمان بلخى صاحب كتاب ينابيع المودة درباره ابوطالب گويد: و حامى النبى و معينه و محبه اشد حبا و كفيله و مربيه و المقر بنبوته و المعترف برسالته و المنشد فى مناقبه ابياتا كثيرة و شيخ قريش ابوطالب. (13) يعنى ابوطالب كه رئيس و بزرگ قريش بود حامى و كمك پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم بود و او را بسيار دوست داشت و كفيل معيشت و مربى آنحضرت بود و بنبوتش اقرار و برسالتش اعتراف داشت و در مناقب او اشعار زيادى سروده است.(درباره اثبات ايمان ابوطالب مطالب زيادى در كتب دينىنوشته شده و كتابهاى مستقلى نيز مانند كتاب ابوطالب مؤمن قريش برشته تأليف در آمده است) . بارى ولادت على عليه السلام در اندرون كعبه مفاخر بنى هاشم را جلوه تازهاى بخشيد و شعراى عرب و عجم در اينمورد اشعار زيادى سرودهاند كه در خاتمه اين فصل بچند بيت از سيد حميرى ذيلا اشاره ميگردد. ولدته فى حرم الاله امه مادرش او را در حرم خدا زائيد در حاليكه بيت و مسجد الحرام آستانه او بود. آن مادر نورانى كه لباسهاى پاكيزه ببر داشت و خود پاكيزه بود و مولود او و محل ولادت نيز پاكيزه بود. در شبى كه ستارههاى منحوسش ناپيدا بوده و سعيدترين ستاره بهمراه ماه پديد آمده بود . قابلههاى(دنيا) هيچ مولودى را مانند او لباس نپوشايندهاند(يعنى هرگز مولودى مانند او بدنيا نيامده) بجز پسر آمنه محمد پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم.
پىنوشتها: (1) حبشىهاى فيل سوار كه باصحاب فيل سوار كه باصحاب فيل مشهورند تحت فرماندهى ابرهه براى ويران كردن كعبه بمكه آمده بودند كه خداوند همه آنها را هلاك نمود و خود ابرهه نيز آخرين نفر بود كه بهلاكت رسيد چنانكه در قرآن كريم فرمايد: (ألم تر كيف فعل ربك باصحاب الفيل؟) اعراب حجاز آن سال را مبارك شمرده و نامش را عام الفيل گذاشتند و ولادت نبى اكرم نيز در همانسال بوده است تا 71 سال پس از آنواقعه يعنى تا سال 18 هجرى عام الفيل مبدأ تاريخ مسلمين بود ولى در سال مزبور كه ششمين سال خلافت عمر بود برهنمائى حضرت امير از عام الفيل صرفنظر و سال هجرت نبوى مبدأ تاريخ مسلمانان قرار گرفت. (2) ابوطالب پيش از ولادت على عليه السلام داراى سه پسر ديگر هم بود كه به ترتيب عبارتند از طالب،عقيل،جعفر. (3) امالى صدوق مجلس 27 حديث 9ـروضة الواعظين جلد 1 ص 76ـبحار الانوار جلد 35 ص 8ـكشف الغمه ص .19 (4) فصول المهمه ص .14 (5) اى پروردگار صاحب شب تاريك و ماه نور دهنده از حكم مقضى خود براى ما آشكار كن كه اسم اين كودك را چه بگذاريم. (6) شما دو نفر (ابوطالب و فاطمه) اختصاص يافتيد بفرزند پاكيزه و برگزيده و پسنديده پس نام او على است و على از نام خداوند على الاعلى مشتق شده است. (7) ينابيع المودة باب 56 ص 255ـكفاية الطالب ص .406 (8) من آنكسم كه مادرم نام مرا حيدر نهاد،شير بيشهام چنان شيرى كه زورمند و پنجه افكن باشد. (9) اعلام الورىـاصول كافى جلد 2 ابواب تاريخـامالى صدوق مجلس 51 حديث .14 (10) امالى صدوق مجلس 89 حديث 12 و 13ـروضة الواعظين جلد 1 ص 139 (11) بحار الانوار جلد 35 ص 124ـمرا(بدين خود) دعوت كردى و من دانستم كه يقينا تو خير خواه منى و تو از اين پيش راستگو و امين بودى و دينى را بمردم عرضه داشتى كه آن بهترين اديان است. (12) اصول كافى جلد 2 باب ابواب التاريخـآيا ندانستيد كه ما محمد(ص) را مانند موسى به پيغمبرى يافتيم كه در كتابهاى گذشته نامش نوشته شده است. (13) ينابيع المودة باب 52 ص .152 (14) روضة الواعظين جلد 1 ص .81 علي و ارتباط با زنان و دختران - به طور مثال همين چگونگي ارتباط داشتن با زنها و دخترهاي نامحرم در جامعه، يكي از معضلات امروز ما جوانها است. بخاطر اينكه نه الگوي مناسبي در مورد آن ارائه شده و نه ديدگاه دين در مورد آن به خوبي مشخص و تبيين شده است. تازه، تندروي ها و كج رويهاي گروهها و طبقات گوناگون در مرحله عمل را هم به آن اضافه كن. - اگر به سيره اميرالمؤمنين دقت كني،مي بيني كه حضرت علي (ع) در سنين جواني با زنان سالخورده اسلام سلام و احوالپرسي مي نمود ولي با دختران و زنان جوان نه! حتي سلام هم نمي كرد. در حاليكه پيامبر در همان زمان با زنان و دختران هم سلام و احوالپرسي مي كردند. چون زماني كه علي (ع) 20 ساله و درعنفوان جواني چنين عمل مي نمود، پيامبر اكرم (ص) قريب 50 سال از عمر شريفشان مي گذشت بنابراين از آنجا كه احتمال پيش آمدن گناه دست كم براي طرف مقابل دور از ذهن نبود،علي (ع) اين تربيت شده مكتب پيامبر به عنوان يك جوان سعي داشت مسائل ارتباطي و حدود بين دختر و پسر يا به عبارتي زن و مرد را مراعات كند. هر چند وجود نازنين آن حضرت مبرا و پاكيزه از هر گونه آلودگي بود. از طرفي پيامبر سه دختر جوان به نامهاي زينب، ام كلثوم و فاطمه در خانه داشتند. حضرت علي (ع) با اينكه از كودكي به اين خانه رفت و آمد داشتند، اما در اين رفت و آمدها نهايت دقت را به عمل مي آوردند. در حاليكه همين علي (ع) در دوران خلافتش، وقتي كه حدود 60 سال سن داشت و همسر شهيدي را نيازمند كمك ديد، به ياري او شتافت. پس در ارتباط با افراد نامحرم ،چيزي كه بيش از عوامل ديگر اهميت دارد نيت و انگيزه طرفين و از همه مهمتر عدم امكان وجود مفسده درا ين ارتباط براي هر دو نفر است! ياري رساندن به نيازمند و در طلب رضاي خدا آنهم در حد ضرورت مطلوب است و ليكن اين سيره جداي از بهانه جويي براي آشنايي و استمتاعات و لذت جويي و هرگونه آلودگي ديگر است. به راستي كه كسي چون حضرت علي (ع)، در سنين جواني اش و در ريزترين حركات و رفتارهايش بهترين الگوي نسل جوان ماست. به امید ظهور حضرتش ایام خوشی را برای همه شما عزیزان آرزومندیم. از اینجا به بعد نوشته های سحر خانومه:
ولادت امام علی (ع) رو به امام زمان (ع) و تمام شیعه هاشون تبریک میگم بالاخره طلسم شکستو منم یه وقتی پیدا کردم تا یه مطلبی تو این وبلاگ بزارم که امیدوارم خوشتون بیاد
یکی بود یکی نبود يك كشتي در يك سفر دريايي در ميان طوفان در دريا شكست
اگر چه مرد دوم هنوز هيچ چيز نداشت. التماس دعا
|
|
+ نوشته شده در
جمعه پنجم مرداد 1386ساعت توسط سینا |
|
|
سلام
در ابتدا میلاد با سعادت باب الحوائج امام جواد رو به همه شیعیان تبریک عرض میکنم و در ادامه فتوای مفتی های سعودی در خصوص تخریب مقبره ها و اماکن مقدسه ائمه اطهار تشیع رو محکوم میکنم. با استحضار دوستان میرسونم که اسامی دو تن از نویسندگان وبلاگ به دلیل پاره ای از مشکلات که براشون پیش اومده حذف شد و متاسفانه .... ایام خوشی رو براتون آرزو مندیم در این ایام عزیز ما رو از فیض دعای خیرتون بی نصیب نذارید. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت توسط سینا |
|
|
"رجب"، ماه خداست؛ ماه پر بركتي است كه اعمال بسياري براي آن ذكر شده است. پيامبراكرم صلوات الله عليه فرمود: هر كس يك روز از ماه رجب را روزه بگيرد، مستوجب خشنودي خدا مي شود و غضب الهي از او دور مي گردد و دري از درهاي جهنم بر روي او بسته مي شود. اعمال ماه هاي رجب و شعبان، جهت آماده ساختن روح براي شركت در ميهماني ماه مبارك رمضان مي باشد. براي درك عظمت ماه رمضان بايد از قبل خود را آماده نمائيم. پيامبراكرم(ص) فرمود: ماه رجب، ماه استغفار امت من است. پس در اين ماه بسيار طلب آمرزش كنيد كه خدا آمرزنده و مهربان است. اولين شب جمعه ماه رجب را ليلة الرغائب نامند. در اين شب ملائك بر زمين نزول مي كنند. براي اين شب عملي از رسول خدا صلي الله عليه و آله ذكر شده است كه فضيلت بسياري دارد و بدين قرار است: روز پنج شنبه اول آن ماه - در صورت امكان و بلا مانع بودن- روزه گرفته شود. چون شب جمعه شدما بين نماز مغرب و عشاءدوازده ركعت نماز اقامه شود كه هر دو ركعت به يك سلام ختم مي شود و درهر ركعت يك مرتبهسوره حمد، سه مرتبهسوره قدر، دوازده مرتبهسوره توحيد خوانده شود. و چون دوازده ركعت به اتمام رسيد،هفتاد بار ذكر" اللهم صل علي محمد النبي الامي و علي آله" گفته شود. پس از آن در سجدههفتاد بار ذكر" سبوح قدوس رب الملائكة والروح" گفته شود. پس از سر برداشتن از سجده، هفتاد بار ذكر" رب اغفر وارحم و تجاوز عما تعلم انك انت العلي الاعظم" گفته شود. در اينجا مي توان حاجت خود را از خداي متعال درخواست نمود. ان شاء الله به استجابت مي رسد. پيامبراكرم صلوات الله عليه در فضيلت اين نماز مي فرمايد: كسي كه اين نماز را بخواند، شب اول قبرش خداي متعال ثواب اين نماز را با زيباترين صورت و با روي گشاده و درخشان و با زبان فصيح به سويش مي فرستد. پس او به آن فرد مي گويد: اي حبيب من، بشارت بر تو باد كه از هر شدت و سختي نجات يافتي. ميّت مي پرسد تو كيستي؟ به خدا سوگند كه من صورتي زيباتر از تو نديده ام و كلامي شيرين تر از كلام تو نشنيده ام و بويي، بهتر از بوي تو نبوئيده ام. آن زيباروي پاسخ مي دهد: من ثواب آن نمازي هستم كه در فلان شب از فلان ماه از فلان سال به جا آوردي. امشب به نزد تو آمده ام تا حق تو را ادا كنم و مونس تنهايي تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دميده شود و قيامت بر پا شود، من سايه بر سر تو خواهم افكند.
اميد آن است كه در پايان اين نماز با فضيلت، محتاجان به دعا را فراموش نكنيد و ما را نيز از دعاي خير خود محروم ننماييد." التماس دعا" |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت توسط بچه مثبت |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام به همه برو بچه های خودمون (اعضاء گروه) و همه کسائی که مطالب این وبلاگ رو میخوونن و یا قراره بخوونن.
فعالیت هایی که واسه وبلاگ در نظر گرفته شده عمدتا مربوط به مسائل مذهبی , مسائل روز , فرهنگی اجتماعی , در کنارش یه خورده سیاسی(در حد پاسخ اونقدر که بلد باشیم چون سیاستمدار نیستیم ) و به دور از هر گونه جنبه های سکسی (نه تبلیغ نه ترویج(بی بند و باری) و فقط در حد پاسخ به سوالاتی که ممکنه مطرح بشه) . انشاالله که با همفکری و کمک خوانندگان مطالب و اعضاء گروه بتونیم وبلاگ پر باری داشته باشیم که با کمک اون بشه خلاء های ذهنی در مورد مذهب و ... در حد خیلی خیلی کم پرکرد. (هرچی که بیشتر و بیشتر میگذره اطلاعات ما نسبت خیلی مسائل بیشتر و بیشتر میشه الا مذهب و دین خودمون!!!) منتظر اعلام نظر کمک و همیاری شما هستم. |
| پیوندهای روزانه |
|
سایت بچه هاي قائم 2 وبلاگ مسافر غریب وبلاگ بچه مثبت وبلاگ سینا مسافر سایت امام علی آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1388 مرداد 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 دی 1387 مهر 1387 تیر 1387 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 فروردین 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
مذهبی اجتماعی عمومی امام زمان (عج) |
| نویسندگان |
|
سینا علیرضا بچه مثبت مسافر غریب |
|
RSS
|