![]() |
![]() |
|
| دانلود برنامه موبایل ‘ مسائل مذهبی و .... |
|
امام صادق (علیه السلام): کونوا لنا زینا و لاتکونوا علینا شینا برای ما زینت باشید و موجب سرافکندگی ما نباشید. امالی شیخ صدوق شهادت حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) را به شما تسلیت عرض می کنیم. پس از فشارهاي شديد بني اميه? در عهد امامت امام صادق(ع) بر اثر قيام ها و انقلاب هايي كه در كشورهاي اسلامي بر عليه بني اميه بر پا شده بود و جنگ هاي خونيني كه در نهايت منجر به سقوط خلافت بني اميه گرديد? و نيز زمينه خوبي كه امام باقر(ع) با نشر حقايق و معارف اسلامي مهيا كرده بود? براي امام صادق(ع) امكانات بيشتري و محيط مناسب تري براي نشر تعاليم ديني پيدا شد. به نقل از استاذنا |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت توسط سینا |
|
|
تبریک...
سلام احوال شما؟
انشالا که همگی خوب هستید...
منم خوبم دلم واسه همه تنگ شده بود
فرارسیدن این اعیاد بزرگ رو به همه شما عزیزان تبریک میگم و امیدوارم خدا به حق فاطمه و به خاطر حجتش بر روی زمین ما رو به حال خودمون رها نکنه و از شر این گرفتاریهای دنیوی خلاص کنه
جاتون خالی ما با برو بچ گروه ۵ شنبه هفته گذشته رفتیم کلکچال جای همه دوستان رو هم خالی کردیم بماند که دستودلم به نوشتن نمبرفت ولی از هیچی بهتره
اینم عکس دسته جمعی....
![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت توسط سینا |
|
|
هر روز بر می گشتیم،بطری آب من خالی بود اما بطری مجید پازوکی پر بود.توی این حرارت آفتاب،لب به آب نمیزد.همیشه دنبال یک جای خاص بود.نزدیک ظهر،روی یک تپه خاک باارتفاع هفت-هشت مترنشسته بودیم و اطراف را نگاه می کردیم که مجید بلند شد.خیلی حالش عجیب بود.تا حالا او را اینگونه ندیده بودیم.مرتب می گفت:«پیدا کردم. این همون بلدوزره.»
یک خاکریز بود که جلوش سیم خاردار کشیده بودند.روی سیم خاردار دو شهید افتاده بودند که به سیم ها جوش خورده بودند و پشت سر آنها چهارده شهید دیگر.مجید بعضی از آنها را با اسم می شناخت. مخصوصا آنها که روی سیم خاردار خوابیده بودند. جمجمه شهدا با کمی فاصله روی زمین افتاده بود. مجید بطری آب را برداشت،روی دندان های جمجه می ریخت و گریه می کرد و می گفت: «بچه ها ! ببخشید اون شب بهتون آب ندادم.به خدا نداشتم. تازه، آب براتون ضرر داشت! »... مجید روضه خوان شده بود و ... برگرفته از وبلاگ شائق براي مريض ما دعا كنيد.. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت توسط سینا |
|
|
به نام خدا از خوانندگان وبلاگ تقاضا مندم: برایش دعا کنید
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت توسط سینا |
|
|
سال نو مبارک |
|
+ نوشته شده در
جمعه سی ام اسفند 1387ساعت توسط سینا |
|
|
واسه خودم خیلی متاسفم که تا این حد درگیر مسخره بازی های این دنیا شدم انقدر از دور و اطراف بی خبرم که نگو.. البته من زیاد گناهی ندارم بعضی ها هم مقصرند وقتی از زبان دائی خانمم شنیدم که ۶۰۰ تا شیعه رو در پاکستان سلاخی کردن باور نکردم با خودم گفتم که اگه خبری بود حتما تو تلویزیون یه خبرایی میشد حداقل تو روزنامه ای جایی حرفی زده میشد. ولی دریغ که در خواب غفلت بودم! وقتی اومدم نت و این وبلاگ رو ثبت کردم حال نداشتم چیزی بنویسم گفتم باشه واسه بعد ولی وقتی اومدم از تو گوگل یه جستجو درباره این داستان کردم نظرم عوض شد.. رفتم سایت ایتالله مکارم ببینم خبری هست دیدم اونجا هم خبری نیست ولی بعضی جاها به نقل از ایشون صحبتهایی رو نقل کرده بودن سرتون رو درد نیارم داستان از این قراره که حدود ۱۰ ماه هست که یه منطقه شیعه نشین در پاکستان به نام پاچنارا در محاصره گروهک طالبان و وهابیون افراطی قرار داره این منطقه حدود ۶۰۰ هزار نفر جمعیت داره از غذاو آب درست حسابی خبری نیست از دارو و درمان هم خبری نیست ماجرا به این جا ختم نمیشه وهابی ها افتادن به جون شیعه ها و حسایب سلاخی راه انداختن و تو آخرین حملشون ۶۰۰ نفر رو سر بریدن و دستو پای بچه ها و مردم رو بریدن
واقعا نمیدونم چی بگم مرده شور این سیاست رو ببرن! چرا باید درباره غزه اونجوری برخورد کنن و درباره این قائله صدا از کسی درنیاد؟ قضاوت با خودتون جالب اینجاست این موضوع شده دست آویز برخی جناح های سیاسی واسه داغ کردن بازار انتخابات به نفع خودشون! واقعا تف به اون غیرتو شرف نداشتتون!وقتی دمار از شیعه های مدینه و پاکستان در میارن شماها کدوم گوری هستید؟ آقایون قلم به دست! این هم خبر به نقل از یکی از سایت های خبری شیعه: به گزارش خبرگزاري فارس از قم، آيتالله العظمي ناصر مكارم شيرازي پيش از ظهر امروز در درس خارج
خود در مسجد اعظم قم در سخناني تصريح كرد: مردم ايران اسلامي روز گذشته با حضور گسترده در راهپيمايي 22 بهمن ماه ثابت كردند كه همواره نسبت به انقلاب و نظام اسلامي وفادار هستند.
وي تأكيد كرد: حضور گسترده مردم هميشه در صحنه ايران اسلامي نشانه اين است كه وجود برخي از مشكلات باعث نميشود كه آنان از تجديد بيعت و نشان دادن وفاداري خود به انقلاب خودداري كنند. اين مرجع تقليد در ادامه با تأكيد بر اينكه مسئولان بايد قدر حمايتهاي مردم را دانسته و براي حل مشكلات آنان تلاشي وافر داشته باشند، تصريح كرد: مردم ايران همواره در شرايط حساس اختلافات و مشكلات را كنار گذاشته و با تمام وجود از آرمانهاي امام خميني(ره) و انقلاب دفاع و حمايت كرده و خواهند كرد. استاد حوزه علميه قم در بخش ديگري از سخنان خود نسبت به رقم خوردن فاجعه انساني و كشتار مردم در منطقه پاراچنار پاكستان هشدار داد و گفت: طبق اخبار موثقي كه به ما رسيده است، طالبان، وهابيت و القاعده 10 ماه است كه اين منطقه را به محاصره غذايي و دارويي در آوردهاند و مسئولان پاكستان نيز در برابر اين نسل كشي اقدامي انجام ندادهاند. وي با اشاره به سكونت شيعيان در منطقه پاچنار پاكستان گفت: امروز در اين منطقه وهابيون و القاعده همانند صهيونيستها نسل كشي ديگري را آغاز كردهاند و اين در حالي است كه درباره جنايات اين منطقه خبري منتشر نميشود.
آيتالله مكارم شيرازي با انتقاد از عملكرد صداوسيما در زمينه اطلاعرساني درباره جنايات صورت گرفته در منطقه پاراچنار پاكستان گفت: در اين منطقه تاكنون 600 شيعه سر بريده شدهاند و دست كودكان و افراد بيگناه را قطع كردهاند. وي موضعگيري و اقدام سريع وزارت خارجه در اين زمينه را خواستار شد و تأكيد كرد: بايد وزارت امور خارجه با فرياد زدن در محافل بينالمللي مانع از ادامه اين نسل كشي شيعيان شود. اين مرجع تقليد موضعگيري مردم نسبت به جنايات منطقه پاراچنار پاكستان را خواستار شد و افزود: بايد مردم ما همانند دفاع از مردم غزه، براي دفاع از مردم مظلوم اين منطقه نيز به صحنه بيايند آقاجون سالروز شهادت پدر بزرگوارت رو تسلیت میگم
تورو به مادرت قسم میدم یه رخ نشون بده به داد ما برس تو رو به عباس قسم میدم تورو به عزیز ترین کسانت قسم میدم یه کاری کن...
راه رو به ما نشون میده نذار اینا به ما بخندن که ما صاحب نداریم
نذار سر پیروان پدرت یه همچین بلایی بیارن
میدونم که تقدیر اینه میدونم که زمین باید از خون شیعه رنگین بشه
میدونم که اینا مقدمه ظهوره
دل منهم به همین خوشه... |
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت توسط سینا |
|
|
شهادت آقا اباعبدالله الحسین و یاران با وفایش را به پیشگاه حضرت ولی عصر تسلیت میگوئیم |
|
+ نوشته شده در
جمعه سیزدهم دی 1387ساعت توسط سینا |
|
|
بسم الله سلام بی برو برگرد میرم سر اصل ماجرا چند وقت پیش با حسین خرمجو (یکی از دوستان)رفته بودیم سمت اشرفی اصفهانی انتهای اشرفی اصفهانی...مطب یه آقای دکتری ما زود رسیده بودیم با خودم گفتم بزار یه چرخی این اطراف و اکناف بزنم... خلاصه یهو چشمم افتاد رو دیوار دیدم یه سری لیبل چسبوندن عکس یه بابایی هم روشه.. رفتم جلوتر تا ببینم داستان چیه... با نهاییت تعجب دیدم مطلبی مبنی بر اینه که: یه بابایی علنا ادعا کرده که من امام زمانم و میخواد مردم ایرانرو نجات بده! اسم سایت و کلی چرت و پرت! بعد با کمال پرروئی قبل اسمش نوشتن: حضرت صاحب الامر آقا امام..... جاتون خالی کلی خندیدیم.... انقدر که دلم درد گرفت...چند وقت پیشا تلویزیون یه برنامه نشون میداد به اسم مدعیان دروغین به خودم میگفتم یعنی واقعا یه همچین چیزایی هست یا سر کاریم؟ جوابشو گرفتم. در پایان اینکه:کسی نیست به اینخرها بگه که حضرات الاغ!ما امام معصوم خودمونرو میشناسی! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت توسط سینا |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت توسط سینا |
|
|
خیلی مخلصیم میخوامتون! |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت توسط سینا |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت توسط سینا |
|
|
با سلام
فرارسیدن ایام عزای سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین را به ساحت مقدس آقا امام زمان و همه شما عزیزان تسلیت عرض مینماییم. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت توسط سینا |
|
|
برمیگردم... |
|
+ نوشته شده در
شنبه پانزدهم دی 1386ساعت توسط سینا |
|
|
برادر گرامی جناب اقای بهنام سالاروند
بدین وسیله فقدان جانگداز پدر گرامیتان را به شما و خانواده محترمتان تسلیت عرض نموده و از ایزد منان طلب صبر برای بازماندگان و مغفرت برای عزیز از دست رفته تان را خواستگاریم . ما را در غم خود شریک بدانید. مدیریت و اعضای وبلاگ و گروه بچه های قائم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت توسط سینا |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت توسط سینا |
|
|
سلام خدمت همه شما عزیزان امیدوارم که در پناه حق همیشه موفق و موید بوده باشید. همین ابتدا ازتون خواهش میکنم که نوشته ایندفعه رو با حوصله تا تهش بخونید ومثل بعضی از دوستان سر سری ازش نگذرید.ممنون و متشکر بعد از یه مدت تقریبا طولانی خدمتتون رسیدم امیدوارم این بار مثل دفعات گذشته از این نوشته ها خوشتون بیاد.من تو نوشتن یه اعتقادی دارم و اونم اینه که هر وقت که دلم خواست بنویسم باید منتظر بمونم تا یه اتفاق بیفته بهتر بگم هر وقت وقت نوشتن باشه یه اتفاقی باید بیفته که میفته یه اتفاقی که توش یه نکته باشه خواه ظریف خواه قابل تامل و خواه بی ارزش واسه خیلیا! مهم اینه که من ازش چه برداشتی داشته باشم یه اینکه منو ودار به نوشتن بکنه... سرتون رو درد نیارم وضعیت من جوری شده که باید با خیلی ها خداحافظی بکنم یه خداحافظی جدی از همه دوستان خاطرات گذشته اینترنت وبلاگ و ... بگذریم امروز با محمد(یکی از دوستان) رفته بودیم بهشت زهرا ، دایی خانمش یکی از شهداست تا حالا نرفته بودم سر مزارش میخواستیم بریم اونجا (محمد تازه نامزد کرده ) اول رفتم سر خاک مادرجلال فاتحه دادیم و بعد رفتیم سر خاک مادر خودم اونجا هم فاتحه دادیم.تو راه که داشتیم میرفتیم به سمت قطعات شهدا از کنار یه سری قبر رد میشدیم قبرایی که منتظر صاحبانشون بودن،
به محمد گفتم : میدونی خیلی فاز میده آدم بره تو این قبرا بخوابه بعد یکی بیاد روش لحد بزاره ،
با این که زنده ای ولی با خودت خلوت کن ببین چی کاره ای فکر اینو بکن که روزی میخوای بری، بری زیر این خاک بخوابی وقتی این فکر رو با خودت کردی یهو چشمات باز میشه تازه میفهمی که دنیا و اهلش چه قدر بی وفا و نامردن
تازه میفهمی خیلی چیزا اون ارزشی رو که در ظاهر دارن در باطن ندارن پوچن و بی محتوا
گذشتیم تا رسیدیم به قطعه شهدا، نزدیک 72 تن که رسیدیم پیاده شدیم ،رفتم سر خاک علیرضا برفره یه فاتحه هم اونجا دادم این بنده خدا شهید نیست نامزد یکی از بچه های عکاس و وبلاگ نویسه نحوه فوت کردنش واسه من یه درسه...
محمد جلو افتاد و من پشت سرش... رفتیم تا به مزار دایی خانمش رسیدیم. شهید غلامرضا بیجار گروسی
تو بهشت زهرا پره از این شهدا که در اوج جوانی به کمال رسیدن، اگه یه خرده با انصاف باشی و متفکر، از قیافه هاشون میفهمی.... همشون یه جورایی نور بالا میزنن ، در سنی شهید شدن که ما ، من ، شایدم شما ، دنبال الافیای خودمون بودیم داشتیم با این دنیا سرو کله میزدیم سرمون گرم بود به خاله بازیهای عصر جدید،سرمون گرم بود به بازیهای مفتش و ... دارم سنشون رو حساب میکنم 20 19 18 30 و ... همه رقم همه مدل ارتشی، بسیجی، سپاهی، سرباز،لات و لوت مثله مجید سوزوکی تو فیلم اخراجی ها ،شاید درست نباشه که من اینطور حرف بزنم اونم درباره کسانی از جونشون گذشتن فقط و فقط به خاطر اعتقادشون شاید شما بگید تو از کجا میدونی که اینطور بوده؟ از رو عکسش؟ از شکل سیبیلش؟ نه... اینجوریا نیست منم مثله شما یه کساییرو میشناسم مثله شهید ناصر شراره شهید نقی فخری جوقان (کسی که در سن 50 سالگی رفت جبهه) شهید فریدون بزم شهید حسین گلچین شهید رضا غدیرزارع
شهید افشین فردوسی شهید علیرضا راسخ شهید علیرضا مهابادی شهید داوود مشهدی و .... (اگه میبینید که عکس سایر شهدا رو نذاشتم به خاطر اینه که تو قطعات مختلف بهش زهرا پخشن و من فرصت نکردم عکس بگیرم) اکثر این شهدا کسانی هستن که یا برادر دوستامن، یا همرزمای داداشم و پسرخاله هام ،یا فامیل ،یا از بستگان دوستامن به نوعی از گذشتشون خبر دارم از کاراشون ،زندگیشون، فکرشون و ... شاید بگید ای بابا تو که همه دو رو بریات شهید شدن مردن مجبوری چارتایی بیای؟اصلا تو بچه کجایی که انقد دور رو برت پره شهیده؟ منم بهتون میگم:من بچه منطقه 17 تهرانم کوچکترین و پرجمعیت ترین منطقه شهرداری تهران که تو زمان جنگ به تنهایی 4000 تا شهید داد شایدم بیشتر. سرتون رو درد نیارم نمیخوام از اصل منحرف بشیم فاتحه دادیم میخواستیم برگردیم که محمد صدام زد گفت :بیا اینجا رو نگاه کن رفتم جلو با تعجب دیدم که یه سنگ قبر،واسه یه شهید، با عکس، نام پدر ،تاریخ تولد و ... ولی بدون اسم!
محمد گفت:چرا این اسم نداره؟ گفتم :نمیدونم یهو چشممون افتاد به وصیت نامه شهید که بالای سنگ مزارش نصب شده بود متنشو عینا واستون مینویسم: بخشی از وصیتنامه شهید غلامرضا(حمید)
بسم الله الرحمن الرحیم خدمت پدر و مادرعزیز و گرامی و خواهران و برادران عزیزم سلام رسانده و امیدوارم خدا را هیچ وقت فراموش نکنید ای مادر که مرا در دامان خود پرورش دادی و شب و روز برایم زحمت کشیدی سعی کن همچون زینب در مرگ فرزندت صبور باشی و این را بدان که آخرین راه مردن است چه بهتر آنکه در راه اسلام شهید شوم من ننگ میدارم آنکسی را که در رختخواب بمیرد ای مادر و پدر گرامی مرا تشییع جنازه نکنید که از روی هزاران شهیدی که به هیچ تشییع جنازه ای جانشان را فدای انقلاب کردند شرمنده ام بر روی سنگ قبرم نامم را ننویسید خواهم همچون دهها هزار شهید دیگر که گمنام باقی بمانم اگر خواستید فقط این جمله را بنویسید:پر کاهی تقدیم به آستانه کبریایی الله ای برادران خواهران و دوستان برایم گریه نکنید که دشمن خیال میکند که ضعیف هستید به دشمن بگوئید : اگر پیکرم را صد پاره کنند اگر پاره های آنهم بسوزانید و اگر خاکستر مرا به دریا بریزید در دل موج خروشان دریا صدایم را خواهید شنید که فریاد میزنم : اسلام پیروز است ستمگر نابود والسلام
اولین چیزی که بعد از خووندن اون به ذهن من رسید این بود که بین ما و اونها چه قدر فاصلست! از خودم خجالت کشیدم شرمنده شدم اونا چه هدفی داشتن ما چه هدفی داریم! تو چه زمونه گندی زندگی میکنیم چه بلایی داریم سر خودمون میاریم؟ چرا باید یه جوون 17 ساله با همدستی چهار تا از دوستاش یه دختر 15 ساله رو هتک حرمت کنن؟ چرا یه دختر 15 ساله با این سن کم جوری باشه که این بلا سرش بیاد؟ چرا پسر جوون ما باید مثله یه حیوون که شهوت کورش کرده(منظور ازشهوت کورش کرده یعنی از شدت شهوت نابینا شده و هیچ ارتباطی با کورش کبیر نداره) یه همچین کاری بکنه؟ چرا انقدر راحت گناه میکنیم؟ چرا انقدر راحت به نفسمون اجازه میدیم که گناهان بزرگ مارو کوچیک جلوه بده و گناهان کوچیکمون رو اصلا گناه جلوه نده یا شایدم بدتر؟ خدا آخر عاقبت هممونو ختم به خیر کنه... دوره دوره بی غیرتی هاست! دوره ای از زمانه که باید پرسید خدا کجاست؟ دوره ای که همسران در انظار عمومی عشق بازی میکنند! غیرت مرده شرف خاک شده و خدا گم شده! البته در دل کسانی به ظاهر بنده و به نام بنده.... البته تا اون موقع منتظر پیشنهادات و انتقادات شما عزیزان از شخص خودم و نحوه اداره وبلاگ در زمان من و بعد از من هستم. پائیز ۸۶ سینا مسافر
|
|
+ نوشته شده در
شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت توسط سینا |
|
|
چت با خدا گفتم: چقدر احساس تنهایی میكنم
گفتی: فانی قریب .:: من كه نزدیكم (بقره/۱۸۶) ::. گفتم: تو همیشه نزدیكی؛ من دورم... كاش میشد بهت نزدیك شم
گفتی: و اذكر ربك فی نفسك تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال .:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد كن (اعراف/۲۰۵) ::. گفتم: این هم توفیق میخواهد!
گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لكم .:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::. گفتم: معلومه كه دوست دارم منو ببخشی
گفتی: و استغفروا ربكم ثم توبوا الیه .:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه كنید (هود/۹۰) ::. گفتم: با این همه گناه... آخه چیكار میتونم بكنم؟
گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده .:: مگه نمیدونید خداست كه توبه رو از بندههاش قبول میكنه؟! (توبه/۱۰۴) ::. گفتم: دیگه روی توبه ندارم
گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب .:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزندهی گناه هست و پذیرندهی توبه (غافر/۲-۳) ::. گفتم: با این همه گناه، برای كدوم گناهم توبه كنم؟
گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا .:: خدا همهی گناهها رو میبخشه (زمر/۵۳) ::. گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو میبخشی؟
گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله .:: به جز خدا كیه كه گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::. گفتم: نمیدونم چرا همیشه در مقابل این كلامت كم میارم! آتیشم میزنه؛ ذوبم میكنه؛ عاشق میشم!
گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین .:: خدا هم توبهكنندهها و هم اونایی كه پاك هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::. ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرك
گفتی: الیس الله بكاف عبده .:: خدا برای بندهاش كافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::. گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیكار میتونم بكنم؟
گفتی: یا ایها الذین آمنوا اذكروا الله ذكرا كثیرا و سبحوه بكرة و اصیلا هو الذی یصلی علیكم و ملائكته لیخرجكم من الظلمت الی النور و كان بالمؤمنین رحیما
.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد كنید و صبح و شب تسبیحش كنید. او كسی هست كه خودش و فرشتههاش بر شما درود و رحمت میفرستن تا شما رو از تاریكیها به سوی روشنایی بیرون بیارن. خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) ::. با خودم گفتم: خدا... خالق هستی... با فرشتههاش... به ما درود بفرستن تا آدم بشیم؟! ... ... ...
برگرفته از وبلاگ ساره ۲۰۰۸ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت توسط سینا |
|
|
با سلام و صلوات بر محمد و آل محمد بدین وسیله اینجانب از طرف خودم و تمامی نویسندگان وبلاگ بچه های قائم این عید عزیز و عظیم رو به همه شما دوستان مسلمان تبریک و تهنیت میگویم. امیدوارم که در پناه خداوند و ائمه اطهار در تمامی مراحل زندگی خود همواره سربلند و موفق و موید باشید. با آرزوی قبولی طاعات و عبادات و امید به بخشش خداوند و پاکیزگی از گناه.
و من الله توفیق سینا مسافر رمضان ۱۴۲۸ |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت توسط سینا |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت توسط سینا |
|
|
در این شبهای عزیز که یک سال به انتظارش نشسته بودیم ... تا از خدا بخوایم که مارو تو این شبا ببخشه به خاطر همه گناهانمون... من رو هم دعا کنید ای خدا و ای بنده خدا
منو ببخش به خاطر .... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نهم مهر 1386ساعت توسط سینا |
|
|
وبلاگ شخصی من به روز شد منتظرتون هستم. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت توسط سینا |
|
|
سلام مجدد با تشکر و از پشتیبانی شما دوستان عزیز لازم میدونم تا به این جمع حضرات اهل تسنن اعلام کنم تا وقتی که شما میخواید این رویه رو در پپیش بگیرید و چشمتون رو به مسائلی که دوست ندارید ببندید و دست به مظلوم نمائی بزنید و حقیقت رو تبدیل به افسانه کنید و تاریخ رو قصه بدونید من هم مثل خودتون این رویه رو در پیش میگیرم. ولی به این دلیل که رهبر معظم انقلاب در خصوص توطئه دشمن جهت نفاق افکنی و ضربه به اسلام هشدار دادند من نمیخوام اونجور که شما دوست دارید عمل کنم.کار شما به نظر من یه کار کاملا انگلیسیه.. خوبه که خودتون هم میدونید که عالم نیستید... اگه شما من رو دشمن اسلام میدونید باید به این قضیه افتخار کنم آره شما راست میگی من دشمن اسلامم اما اون اسلامی که شما ازش دم میزنید نه اسلامی که حضرت رسول به بشریت عرضه کرد. خوشحال میشم که بدونم شما به کیا میگید سلف صالح! آره آقا جون من ناشیم و غیر حرفه ای ... مثل شما واسه نفاق افکنی آزموده و آماده نیستم! خب و اما پاسخ به خانم امه الله: امه الله ( يکشنبه 28 مرداد1386 ساعت: 8:23 ) امام علي رضي الله عنه در خانه ى رسول الله صلى الله عليه و سلم ماند و در جايش خوابيد ولى آيا در اينجا فقط مسئله خوابيدن بود يا برگردادن امانت بعضى از مردمان؟ برادر یا خواهر گرامی میشه به من بگی امانت کدوم مردم؟ وقتی که پیامبر آخرین نفرات مسلمان بود که داشت مکه رو ترک میکرد به کدوم مردم بدهکار بود که علی باید میموند تا امانتشون رو پس بده؟ بعد گذشته از این قضیه فرض بگیریم که شما راست میگی نعوذ بالله پیامبر درایت نداشت که این کارو قبلا انجام بده؟ اگه فقط و فقط به همون منابعی که براتون نوشتم مراجعه میکردید متوجه میشدید.من نمیدونم این چه سریه که بزرگان شما به این مسئله اعتراف کردن ولی شما ها یی که به قول خودتون عالم نیستید قبول نمیکنید.(همین دو هفته پیش بود که تعدادی از علما شیعه به دلیل فتوای همون کسانی که گفتن تخریب حرمین شریفین واجبه و شما میگید که دروغه علما اهل تسنن رو به مناظره دعوت کردند ولی خبری از مناظره نشد)این خبر رو حتی از رسانه های جمعی جمهوری اسلامی پخش کردن (یادم رفت که شما با نظام مشکل دارید) البته نا گفته نماند که من هم عالم نیستم ادعایی هم ندارم و مطمئن باش چیزیرو که شک کنم یا ندونم نمیگم. اگرخوابيدن در جاى رسول الله اينقدر خطرناك بود ، چرا مشركين علي را نكشتند؟! وقتی که خداوند دو ملک رو به یاری علی فرستاده و با اون همه شجاعتی که علی داشت و همه به این امرمعترف هستن انتظار دارید که حضرت علی رو میکشتن؟خوبه خودتون صریحا به امر اشاره کردید که اونا با پیامبر کار داشتن جواب اينست كه آنان نه على را مى خواستند كه براى آنان اين كار نفعى نداشت. برگردیم به بحث قبل ما به شما گیر دادیم یا شما به ما؟ نویسنده: أمة الله چهارشنبه 24 مرداد1386 ساعت: 21:29 الحمد لله ! ببینم من شما رو میشناختم؟ کی بود که اولین بار به وبلاگ ما اومد و یه همچین مطلبی رو درج کرد؟ مسلما که وقتی توی یه وبلاگ نظر میدن نویسنده وبلاگ به سایت نظر دهنده میره و یه تشکری میکنه و یه نظری میده. ما هم همین کارو کردیم مخصوصا با توجه به این یه تیکه گفته : راهى ديگر براى كشف حقيقت اومدیم و با شما آشنا شدیم ولی عوض توحید به یه چیز دیگه رسیدیم! فکر میکنم که اکثر دوستان هم همین جوری با شما آشنا شدن.. بله آقا شما علی (ع) رو بردید زیر سوال برو یه بار دیگه وبلاگتو از بالا تا پایین بخوون بفهمی کجا بردی زیر سوال ! برای من از (به قول خودتون) حدیث قرطاس مثل نیار برو از یه جایی بیار که من قبول کنم.ما که هرچی مثل میاریم از علما و دانشمندان و اکابر خودتون آوردیم.اگه بخوایم مسئله وصیت حضرت رسول رو حلاجی کنیم بحث خیلی مفصل میشه که اگه بخواید اینکارم میکنم تا ببینیم کی مقصره عمر یا علی!(با این نوع برخورد ما تازه شدیم مثل شما که یکی به نعل میزنن یکی به میخ!) گفتید که: ...که ( همان طور که از نام وبلاگ پیداست ) در حال نوشتن مطالب توحیدی هستیم... ما که این وسط چیزی از توحید ندیدیم فقط جنگ و جدل بین شیعه سنی دیدیم. میخواستم که زودتر این جوابیه رو حاضر کنم منتها به دلیل گرفتاری نتونستم و وقتی که به وبلاگ حضرات سر زدم باز هم چیزای عجیب غریب دیگه ای رو دیدم که مخم داشت سوت میکشید.بماند بگذریم... ما هرچی بگیم اینا قبول نمیکنن دلیلشم واضحه چون اینا نفاق میخوان نون میخورن از اینکه بین شیعه سنی جنگ راه بندازن ایراد ما شیعه ها یا بهتر بگم خودم اینه که زود از کوره در میریم چون واسه ما غیر قابل قبوله که ببینیم یه عده انقدر کور باشن و حقایق رو نبینن .. شاید خودشون تقصیری ندارن شاید اینجوری بزرگ شدن واقعا هم سخته کسی که یه عمر خزع ولات به خوردش بدی یهو تغییر کنه.. منتها حسنی که اینا دارن اینه که پشت نقاب السلام علیکم ...قایم شدن همچین برخورد میکنن که انگار نه انگار کاری کردن حرفی زدن مثل آدمایی که اصلا تو باغ نیستن! انقدر خوب مهربون که هر آدمی پشیمون میشه میگه چه آدمای خوبی. چه بچه های نازی..بمیرم واسشون .. خدا لعنت کنه این شیعه هارو که هرچی میکشن از دست اوناست ببین چه قدر عوضین! حتی نمیزارن نمازشونو بخوونن! خدا نسلشونو از رو زمین بکنه.. چه قدر این شیعه ها ظالمن چه قدر بد جنسن.. و .. و ... و ... اگه اینکارم نکنید میمیرید چون چاره ای ندارید شما هم همون راهی رو میرید که اساتیدتون رفتن این ما هستیم که مزور و دو روئیم این مائیم که ظالمیم هیچ کدوم از امام مان ما شهید نشدن دختر پیامبر رو شهید نکردند سر نوه هاشو نبریدن اون یکی ها رو زهر نخوروندن ما بودیم که همشونو کشتیم شما راست میگی... یکی نیست بیاد بگه پرفسور شما ای که میگی شیعه ها امام حسین رو کشتن! این تشیع که داری میبینی(البته اگه ببینی)از زمان نواده هفتم حضرت رسول امام جعفر صادق به وجود اومد(از لحاظ فقه تشیع) نه از زمان حضرت عمر! تو هنوز معنی شیعه رو نمیدونی بد میای میگی اهل کوفه شیعه بودن؟برو بابا خدا روزیتو جای دیگه بده.. راستی ببخشید من همینجوری بی تربیتم و بی تربیتیم به شیعه بودنم ربطی نداره! یکی نیست بیاد بگه که آیا شما میزارید که ما تو مسجد النبی یا هر جای دیگه که حکومتش دست اهل تسننه نماز بخوونیم؟ یکی نیست بیاد بگه که کدومیک از مراجع تقلید ما حکم به قتل دیگری دادن؟ شاید عبدالله عمر مرجع تقلید ماست! آره من تا به حال قسمت نشده برم خونه خدا. اگه فکر میکنی که من دروغ میگم برو یه سر به استان مدائن بزن تا ببینی که چه خبره قشنگ... اونوقت میفهمی که سر قبر حضرت سلمان چه بلائی آوردن.لابد عمه زاده های من بودند که به وادی السلام حمله موشکی کردن نه؟ من تاریخ رو تحریف نکردم بی سوادی از شماست که نمیدونید ایرانی ها آتش پرست نبودن.شما که مسلمونی من که مسلمونم میریم مسجد اونا هم میرفتن آتیشکده. شما واسه خدا پیامبر و صحابه ارزش قائلی ایرانیهای اون موقع هم واسه اهورامزدا و زرتشت و آتش احترام قائل بودن.دلیلشم اینه که با توجه به اعتقادی که داشتن آتش رو عنصر پاک و پاک کننده و مظهر قدرت خدا میدونستن...(این رو هم در نظر بگیرید که درست در همون زمان اعراب بت پرستی میکردن) بله شما درست میگی ما مسلمون شدنمون رو مدیون حضرت عمر شما هستیم ولی یه سوال پیش میاد : چی شد که یه هو شیعه شدیم؟راست راستی یه هو شیعه شدیم؟یا طول کشید تا شیعه بشیم؟ نا بابا جون من ایرانی ها مثل خیلی های دیگه کور نبودن..الکی هم شیعه نشدن! آیا این مفتی های نازنین شما نیستن که وقتی یه بلایی سر تشیع میاد بزنو برقص راه میندازن؟ به هم تبریک میگن که ایول مظهر شرک داره از رو زمین نابود میشه!خوب جوابی دادن اقای جعفری... نوش جونتون. شما پیامبر رو هم بیسواد کردید گذاشتید اونجا در صورتیکه علم ناگهانی پیامبر یکی از معجزاتش بود. ببینم خود حضرات شیخین آیا وصیت نکردند؟ ابوبکر وصیت نکرد عمر وصیت نکرد؟ همه این آدما وصیت کردند ولی پیامبر نکرد. لابد پیامبر نیازی به وصیت نداشت از غیب خبر نداشت نمیدونست که بعد از فوتش چه فتنه ای میخواد راه بیفته.. ولی ابوبکر و عمر میدونستن....واسه همون وصیت کردند. پیامبر... چی بگم ...ای خدا خودت شاهد باش میان ما و اینها..... صبر کن ...بهم میرسیم من مرده و شما زنده میبینم اون روزی رو دمار از روزگارتون در میارن(البته تو اون دنیا) سر پل صراط همدیگر رو میبینیم.... روز محشری هم هست... برید دعا کنید که ما اشتباه کرده باشیم یا قیامتی نباشه تا به شما نشون ندن علی مونده و حوضش یعنی چی.... ما به دین خودمون پایبند میمونیم با همه گناهی که داریم با همه رو سیاهی ها(تو درگاه خدا) با دنیایی از جهالت شما هم به دین خودتون بمونید ولی بدا به حالتون که اگه ما بر حق بوده باشیم و شما در اشتباه.... من مبلغ نیستم فقط بلدم از خودم دست و پا شکسته دفاع کنم ولی اگه راست میگی برو با یکی از علمای ما سرو کله زن تا ببینی چه جوری نسختونو میپیچه...من که عددی نیستم. اقای برادر آیا بین مسجد اهل سنت با مسجد اهل تشیع فرقی هست؟ مساجد ساخت اهل سنت مطهره ولی مساجد ساخت تشیع نجس؟اگه میبینی که نمیذارن واسه اینه که نمیخوان پایگاه نفاق راه بندازن زمان پیامبر هم یه مسجدی بود که مخصوص منافقین بود ولی پیامبر دستور داد تا خرابش کردند. الان هم همونطور. چون بعضی مثل شما حضرات که ادعا دارید از اهل سنت هستید میخوان بیان نفاق افکنی کنن با این حرفا , اونم وسط پایتخت اجازه نمیدن.از اینا گذشته تو هیچ کدوم از مساجد تشیع از نماز خوندن اهل سنت جلوگیری نمیکنن و ولی جای دیگه به هیچ کدو از اهل تشیع اجازه نماز خوندن تو مساجد ساخته شده توسط اهل سنت رو نمیدن. شما کارتون وارونه کردن مسائله... درسته که من شخصا آدم بیتربیتی هستم به قول شما ولی حداقل سعی رو ممیکنم تا مبادی اداب برخورد کنم ولی به همین دلیل مثل شما نیستم که به خوام به اراجیف هم مسلکام ارج و غرب بدم! نگو شما به فحاشی عادت دارید بگو که شخص فلانی عادت داره اگه من بگم شما هم به زن بازی عادت دارید خوبه؟ حرف بدی میزنم؟(با اینکه کل دنیا میدونن) ایرادات یک نفر رو به عام تعمیم ندید! من حاضرم قسم بخورم که این @ هم یه بامبول ساخته خودتونه.چرا الان از @ خبری نیست؟چرا وقتی نظرات من رو پاک میکنید کسی خبر دار نمیشه ولی وقتی فقط و فقط واسه یه بار @ میاد میگید که:به علت توهین های اقای @ نظرات ایشان حذف شد! آهان میخواید به دنیا نشون بدید که چه قدر مظلومید که فحشتون میدن نه؟ اگه نمیدونی که منظور از ماهی گرفتن از اب گل الود چیه برو بیشتر درباره فرهنگ ما مطالعه کن خارجی! منظورتان چیست؟ اگر از مسائل توحیدی و مسائل بین شیعه و سنی سخنی به میان می آید ماهی گیری در آب گل آلود است؟ ببینم از کی تا حالا جزئیات مذهب شده توحید؟ یا بهتر بگم از کی تا حالا توحید جزء فروع دین شده؟ اختلاف نظر بین اهل سنت و تشیع جزء توحیده جزء اصول دینه؟ مسئل بین شیعه سنی اگه از طرف شما به میان کشیده بشه ماهی گیری از آب گل آلوده...خوبه خودتون هم به این نکته واقفید. نکته ای باید گفته شود این که اصول اختلاف تشیع و تسنن بر مسائل فقهی و تاریخی است نه مبنای اسلامی . بدان معنا که همگی در داشتن ایمان به الله و پیامبران و قرآن و روز قیامت و توحید و .... مشترکیم که این ها مبانی اصولی دین مبین اسلام است من از خدا نمیترسم چون اگه میترسیدم گناه نمیکردم .شما هم همینطور مثل من میگید که از خدامیترسید ولی گناه میکنید.(در طول زندگی) اگه قرار بود که کسی از خدا بترسه گناه نمیکرد!(اگه بگم زیاد گناه نمیکرد بهتره یا اینکه توبه میکرد) چشم من از خدا خواهم ترسید چون خداست منتها نه بخاطر اینکه حرفام به مزاج شما خوش نیومد. الکی هم نگید که با تشیع مشکل ندارید اگه نداشتید اینجا چی کار میکردید به اون آقای عبدالرحمن هم بگم که آره من تو آب نمک بزرگ شدم!(نخوابوندنم)یه کم از خونت بچش ببین چه مزه ایه... اگه z.j اونطور جواب داده بود به خاطر این بود که سوالات شما هم همونطور پراکنده بود! ببینم شما که من رو مسخره و لوده میدونید و میگید که شرایط قضاوت در من وجود نداره یه سوال بپرسم ایا شما شرایط قضاوت رو داری؟ اگه مارو قبول نداری اصلا چه اصراری داری که با ما سرو کله بزنی؟ شما که میگید از سخنان ما میشه به راحتی علیه خودمان استفاده کرد استفاده کنید... خب اگه ما برای فیروز ابو لوءلوء قبر درست کردیم شما هم برای ابن ملجم درست کردید.راستی میشه بگید به گفته کدامین شاهدان قبر فیروز از مسجد امام زمان مقدس تره؟ اگه تو بلدی حرف مفت بزنی من هم بلدم!این حرف دلیلش فقط و فقط تحریک بیشتر و نفاق افکنیه...جالبه شاهد شما!(دم روباه) و اما درباره جشن های مخصوصی که آقای برادران شما رو آگاه کردن و شما خبر نداشتید.شما مگه روز عاشورا جشن نمیگیرید؟مگه ماه رمضون شب قدر شکر گزار این نیستید که خوب شد علی کشته شد!هزار رقم از این جشنها راه میندازید آب از آب هم تکون نمیخوره ولی دست آخر مائیم که مقصریم. من نگفتم که بیاید عکس قبر دختر پیامبر رو نشون بدید شما گفتید که به طور حتم ایشون در بقیع دفن شدن ما هم گفتیم میبینیم که بقیع رو چه طوری نگه داری میکنید.بعد از گذشت این همه سال یه نرده دورش کشیدید.اگه الان قبر علی و دیگر اولادش بارگاه داره و حرم شما نساختید بلکه شیعیان ساختن همین الانشم با پول و مال و جان شیعیان که هنوز برپاست به شما بود دو روزه خرابش میکردید.البته بدون در نظر گرفتن اینکه عراقی ها شیعه هستن.. همونطور که قبر حسین (ع) رو شخم زدید طویله کردید مزرعه کردید ....(در زمان حکومت نوه همون صحابی که شما ازش دم میزنید) این شما نبودید که تا تونستید از نوادگان و اولاد رسول خدا رو کشتید؟شما نبودید که آوارشون کردید؟نکنه ما شیعه ها بودیم؟ همین الانش تو عراق مگه شیعه سر نمیبرید؟ببینم خود تو جرات داری با هیبت تشیع بری مدائن عراق؟ یا بری تو مسجد پیامبر مثل ما شیعه ها نماز بخوونی؟اگه راست میگی برو تا ببینن چه جوری سر ت رو میبرن میذارن رو سینت!اگه نکشنت انقدر میزننت که بوی نفت بدی! که شما میگید : این اظهار نظر شما را بنده به شدت تکذیب می کنم و آن را توهین و تهمت به اهل سنت می دانم (الان تو قبرش مگه گاو و الاغ نبستن؟مگه اینا کار اهل تسنن نیست؟) این ادعا کذب محض است . چگونه است که اهل سنت برای تمام صحابه احترام قائل باشد و قبر حضرت فاطمه و حضرت سلمان را مطابق اظهارات شما مورد توهین قرار دهد . به نظر شما عجیب نیست ؟ مطابق نص صریح قرآن و سنت و اظهارات سلف صالح ما هیچ گاه به هیچ صحابی توهین نخواهیم کرد ( ولو معاویه ) . شما میگید ادعا من با چشم خودم دیدم.شما هم رو ببین.من حرف حق زدم. شما میگید این ادعا یک ادعای دروغین از طرف دشمنان اسلام برای درگیر کردن اذهان عمومی به این گونه مسائل است که خواسته یا نا خواسته شما هم آن را نشخوار می کنید و به آنان می پیوندید . و از این بابت هم افتخار می کنید . اگه من چهارپای نشخوارکننده هستم تو چی هستی؟ من اگه حرف دو ماه پیش(سفر به عتبات عالیات) و دارم نشخوار میکنم تو که فتنه 1400 سال پیش(اولین فتنه ها در اسلام ) و داری نشخوار میکنی فتنه انگلیسیا رو برای نفاق داری نشخوار میکنی فتنه 400 سال(شاید هم کمتر(فرقه اسلام راستین)) رو داری نشخوار میکنی! و اما شهادت حضرت زهرا:شما میگید در رابطه با مرگ حضرت فاطمه : شما معتقدید که غلام حضرت عمر به پهلوی حضرت فاطمه ضربه زدند و ایشان را سقط جنین کردند و حضرت فاطمه هم پس از چندی وفات کردند و لذا ایشان را شهید می خوانید . در پاسخ باید گفت که به فرض صحت این افسانه قبل از این که حضرت عمر زیر سوال بروند این حضرت علی است که زیر سوال می روند . زیرا نتوانست از ناموس خویش دفاع کند . حال ایشان که نتوانند از ناموس خود دفاع کنند چگونه است که می توانند از ناموس ممالک اسلامی دفاع کنند و آیا خود شما بد ترین توهین ها و تهمت ها را به این حضرت وارد نمی کنید و سپس ما را متهم می کنید؟ ببینم همین خود شما نبودید که گفتید :وقتی حضرت علی عرضه نداشت از ناموس خودش دفاع بکنه لیاقت خلیفه شدن رو هم نداشت؟ باید گفت که به فرض صحت این افسانه قبل از این که حضرت عمر زیر سوال بروند این حضرت علی است که زیر سوال می روند . زیرا نتوانست از ناموس خویش دفاع کند . حال ایشان که نتوانند از ناموس خود دفاع کنند چگونه است که می توانند از ناموس ممالک اسلامی دفاع کنند آخه بیشرف!... من به تو چی بگم؟ احمق! وقتی انقدر بیشعوری که چشمای کورتو به روی تاریخ میبندی بعد میای منو متهم میکنی...جای حرفی هم میمونه؟ ببینم اگه اینطوریه که تو میگی مردم گه خوردن که بعد از عثمان رفتن با علی بیعت کردن چرا رفتن؟ واسه چی با علی بیعت کردن؟ وقتی که سکوت علی رو که به خاطر دین بود(جلوگیری از نفاق و بستن دهن منافقین) و گذشت اون رو و صبر بر مصائب رو حمل بر بی ناموسی میزارید؟ اگه علی اون موقع دست به شمشیر میبرد خود شما ها میگفتید که به خاطر خلافت و قدرت طلبی این کار رو کرد ولی وقتی با شما بیعت نکرد اون بلا رو به سر زن و بچه اش آوردید بی ناموس شمائید که به زن حامله هم رحم نکردید به دختر پیامبر خودتون رحم نکردید به نوش رحم نکردید اگه کسانی که در زمان امام حسین بودند شیعه علی بودن اینا هم شیعه عمرو ابوبکر هستن! دست آخر هم میگید که اینا همش افسانه بود و قصه... حیف که از قدیم یه مثل میزنن میگن که:پدر بدش رو فحش نده تا پدر خوب تو رو فحش ندن. شما که تو دبی نشستی داری این اراجیف رو راه میندازی یا شمایی که.... من چی بگم به شما... حضرات مبلغ دینی ی نا مشخص! از بحث خارج نشم قبلا گفتم اگه اینجوری تو هم غلط میکنی که به علی میگی سیدنا!اگه علی اینطور آدمی بود باید به تو هم شک کرد! ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت توسط سینا |
|
|
از دلم نمیاد که مطالب رو خلاصه کنم یا در ادامه مطالب درجش کنم زحمت بکشید منت بزارید بخونید تا تهشو...
سلام.مثل اینکه قسمت نیست من به همین راحتی برم. شاید دلیلش وجود این برادران اهل تسنن باشه. در ابتدا باید خطاب به شما برادر گرامی عرض کنم که:برادر نازنین خواهشمند است که پاسخ سوالات مطرح شده را خیلی واضح و روشن بدید اگه به قول شما من در مسائل تاریخی خلط میکنم ولی مثل شما خبط نمیکنم. من چند تا سوال از شما پرسیدم ولی توی نظری که داده بودید چیزی به عنوان جواب سوالاتم پیدا نکردم و تنها چیزی که عاید شد چند تا بهتان از طرف شما بود که به قول خودمون :چه ربطی داشت به 22 بهمن؟(برای اینکه معنی این مثل رو بدونید به فرهنگستان کوچه و بازرا مراجعه کنید) البته شما قبلا هم این کار رو کردید بودند کسانی که از شما سوالی پرسیدند و شما چیزی تحویلشون ندادی.(مثل سوالی که حسینی از شما پرسیدند و جوابی مرتبط بهش پیدا نکرد) شاید لازم باشه که از این به بعد کل مسائل رو با جزئیات خدمتتون عرض کنم و یا اینکه قسمتی از حرف های خودتون رو منعکس کنم اگه به من باشه میتونم از اول تا آخر صحبتاتون عیب و ایراد استخراج کنم ولی من نمیخوام که اینطور باشه و بهتر میدونم که خوانندگان گرامی خودشون کلاهشون رو قاضی کنن و قضاوت کنن. در اینکه شما برای ابوبکر صدیق عزت و شان بسیار بسیار زیادی قائل هستید هیچ شکی نیست اما اینکه چرا به وبلاگ ما اومدید و مارو به صورت غیر مستقیم به مناظره و بحث دعوت کردید و علی علیه السلام رو زیر سوال بردید . شان اون حضرت رو تنزل دادید و اسم وبلاگ خودتون رو گذاشتید: معنای توحید! از همه اینها گذشته اون بالاش نوشتید که: بحثى آرام و زيبا در اثبات توحيد و يكتاپرستى و محو انواع مختلف شرك چه جوریاس که بین این همه مظاهر شرک و این همه ادیان مختلف گیر دادید به شیعه و فقط سر شیعه سنی جنگ سرد راه انداختید؟ چرا به بقیه گیر نمیدید؟به مسیحیا و ... در ضمن ایرانی ها یکتا پرست بودند نه آتیش پرست... گذشته از همه اینها آقایون حضرات دوستان خودتون هرچی از دهنشون در میاد بار ما میکنن ولی نظرشون حذف نمیشه (مثل نویسنده: آگاه باشید برادران ) اونوقت میاید میگید که چون فلانی (@) فحاشی کرده نظرش حذف شد! حالا این فلانی کی بود و کی هست خدا میدونه.. بعدشم من نمیدونم چه سریه که شما خودتون رو نزدیک به شافعی ها نشون میدید ولی برخوردتون مثل اونا نیست. یه آب گل آلود درست کردید که یه سری ها( مثل ناجی کرد) میان ازش حسابی ماهی گیری میکنن دست آخر هم معلوم نمیشه که اینا با نظام مشکل دارن؟ با شیعه مشکل دارن؟ یا اینکه قصد دیگه ای دارن... من کل نظرات رو خوندم دیدم که دوستان اهل تشیع جواب شما رو دادند (مثل نظرات z.j یا حسینی و ..) ولی شما کوتاه بیا نیستید و با یه مقدار دقت بیشتر میشه متوجه شد که واقعا سر جنگ دارید چون در مناظره و بحثتون یه مسیر مشخص رو دنبال نمیکنید مثله این بچه کو چکها از این شاخه به اون شاخه میپرید هر چی از دهنتون هم در میاد بار ما میکنید.بعدش میگید ای بابا کی بو د کی بود من نبودم! نویسنده: عبدالرحمن عمر جمعه 26 مرداد1386 ساعت: 16:31 اخی شیعی ما کی به سیدنا علی رضی الله عنه توهین نمودیم یک نمونه در نوشته های من که به من افترا می بندی در کدام کتاب اهل سنت به سیدنا علی توهین شده ویا به اولاد گرامی ایشان. جالب تر از همه اینکه بین خودتون مراجعه کننده ها رو تقسیم کردید اونایی که به قول معروف احساس میکنید که از لحاظ دینی پرن رو سپردید به عبدالرحمن و اونایی که مثل من تعطیلن رو خودتون عهده دار شد.اصلا کل شیعه ها از بیخ و بن ایراد دارن ولی ببینم شما ها همتون بچه پیغمبرید؟معصومید؟ چه جوریاست که این بنده خدا میاد قبر فیروز ابو لو لو رو نشون میده میگه که فلان و بسار ولی نمیاد قبر دختر پیامبر رو نشون بده که تو بقیعه به قول خودتون(شما که میگید جاشو بلدید) چه گلی به سرشون زدید؟مگه دختر یغمبر نبود؟سلمان مگه صحابه نبود؟الان تو قبرش مگه گاو و الاغ نبستن؟مگه اینا کار اهل تسنن نیست؟ یا فاطمه الزهرا...اینا چی میگن میگن تو از مرض طولانی مردی...میگن علی به گدائی افتاده بود.... نویسنده: أمة الله به ميرناصر بوذرىجمعه 26 مرداد1386 ساعت: 2:8 ... فاطمة در زمان حيات رسول الله مريض بودند و بارها از مريضي خود و فقر شوهرش بسوى رسول الله شكايت مى برد ..و خلاصه ى قول ، وفات فاطمة رضي الله عنها بسبب مريضى طولانى بوده است چه طور میشه که ابن ابی الحدید معتزلی یه هو شیعه میشه؟(آخه تا دیروزش سنی بوده) نوع نوشتن شما نوع تایپ کردن شما .... واسه من یه چیزیو مسلم میکنه.... بگذریم به نظر من راه اندازی این وبلاگ توی یه سایت ایرانی و این طرز نوشتن و صحبت کردن و فاکتور گیری های شما از ادله مطرح شده که به مزاجتون خوش نمیاد به قول معروف بو داره.... البته این رو باید به استحضار برسونم که گوشهای ما هم مخملی نیست! در پایان :آقا جون من دست از این نفاق افکنی ور دار اگه شما به اتحاد ما نیازی ندارید ما هم به دشمنی با شما نیازی نداریم. نویسنده: عبدالرحمن عمرپنجشنبه 25 مرداد1386 ساعت: 21:19 بسم الله الرحمن الرحیم. ...اهل سنت هم نیازی به وحدت شما ندارند هنوز 2 ماه نشده از فتوای به قول خودتون جانانه چند تا از مفتی های سعودی مبنی بر خراب کردن قبور... من هستم در خدمتتون... راستی یه چیزی یادم رفت :بابا چه قدر عالمی! قربونت برم با این ترجمه کردنت نمیدونستم عربیت انقدر قویه... ماشالا که هر چی دلت میخواد ترجمه میکنی(مثل معنی مولی ما تا دیروز فکر میکردیم مولی مولاست ولی امروز فهمیدیم مولا یه چیز دیگست نوکره...) نویسنده: عبدالرحمن عمر پنجشنبه 25 مرداد1386 ساعت: 22:16 از معنی کلمه مولاه( مالک .سید . منعم . دوست .همسایه .داماد و غیره است.) البته قبلش اینم گفته بود این دوستمون ملا عمر ببخشید عبدالرحمن عمر: مولا معنای زیادی دارد.و در صحت آن اختلاف است و ائمه حدیث هم در آن اختلاف دارند. فکر کنم مثل این میمونه که ما تو زبون ترکی 8 نوع حرف ک داریم یا اینکه مثلا عبارت گو در زبان ترکی چند تا معنی میده؟ شبیه همینا میمونه نه؟ مولاه همه رقم معنی میده ولی معنی مولی نمیده... راستی شما ابو حریره رو میشناسی؟ سلام رسوند خدمتتون.... بقیه مسائل باشه واسه بعد... انقدر حرف هست...تا ظهور مهدی بزار بیاد ببینیم که کی راه به جایی نمیبره من که میدونم هدف شما از این کار ها چیه ..به قول یه بنده خدایی خدا اندازه دلت بهت بده...
وا ما: نزول آیه در شان علی لیله الهجره که در بستر رسول اکرم خوابید چنانچه مورخین از اکابر علمائ شما در تفاسیر و کتب معتبره خود این منقبت بزرگ را نقل نموده اند از قبیل : ابن سبع مغربی در شفائ الصدور و طبرانی در اوسط کبیر ابن اثیر در ص 25 جلد چهارم اسدالغابه و نورالدین بن صباغ مالکی در ص 33 فصول المهمه فی المعرفه الائمه و ابو الاسحاق ثعلبی و فاضل نیشابوری و امام فخر رازی و جلا الدین سیوطی در تفاسیرشان و حافظ ابو نعیم اصفهانی محدث معروف شافعی در ما انزل القرآن فی علی و خطیب خوارزمی در مناقب شیخ الاسلام ابراهیم بن محمد حموینی در فرائد و محمد بن یوسف گنجی شافعی در باب 62 کفایت الطالب و امام احمد حنبل در مسند و محمد بن جریر بطرق مختلفه و ابن هشام در سیره النبی و حافظ محدث شام در اربعین طوال و امام غزالی در ص 223 جلد سوم احیا العلوم و ابو السعادات در فضایل العتره و ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه( اِ... یادم رفت ایشون دیروز پری روز شیعه شدن) و سبط ابن جوزی در ص 21 تذکره خواص الامه و دیگران ار اکابر علمائ شما بعباراتو الفاظ مختلفه ما حصل مقصود را نقل نموده اندو شیخ سلیمان بلخی حنفی در باب 21 ینابع ااموده از بسیاری از علما آوردهاند که :چون رسول خدا (ص) به امر پرودگار عازم مدینه منوره شد امیرالمومنین علی (ع ) را امر فرمود که برد خضرمی سبزی که شبها من بر خود میپیچم را بر خود بپوش و در بستر و رخنخواب من بخواب پس علی بجای آن حضرتخوابید و بر خضرمی سبز را به سر کشید تا کفار اطراف خانه نفهمند که علی در بستر است تا رسول خدا به سلامت تشریف برند. از حضرت حق خطاب رسید به جبرئیل و میکائیل که من در میان شما برادری قرار دادمو عمر یکی از شما قطعا از عمر دیگری بیشتر است کدام یک از شما حاضرید ان زیادتی عمرتان را که نمیدانید به دیگری ببخشید؟ عرض کردند امر است یا اختیار؟خطاب رسید:امری نیست مختارید هیچیک حاضر نشدند به اراده و اختیار زیادتی عمر خود را به دیگری واگذار نمایند خطاب رسید:به درستی که من بین علی ولی خودم و محمد پیامبر خود برادری قرار دادم پس علی زندگانی خود را ایثار نمودو فدای حیات پیامبر نمود و در فراش و بستر او خوابیدوبروید به زمین و او را از شر دشمنانش حفظ نمائید. پس به زمین آمدند جبرئیل بالای سرو میکائیل نزد پای آن حضرت نشستند جبرئیل میگفت: به به کیست مانند تو و مثل تو ای پسر ابو طالب که خدای عز و جل بوجود تو به ملائکه مباهات مینماید. آنگاه آیه نازل گردید بر خاتم الانبیا آیه 203 سوره بقره (و من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله والله رئوف بالعباد) بعضی از مردانند که از جان خود در راه رضای خدا در گذرند و خدا دوستدار چنین بندگانست.(میگم اگه میخواید میتونید بگید که منظور از این ایه عمر ر..ع ...بوده) اینک از آقایان محترم تقاضا میکنم در منزل که هستید این آیه شریفه را با آیه غار که مورد استشهاد شماست بی طرفانه و منصفانه مورد مطالعه قرار دهید ببینید آیا افضلیت برای آنکسی است که در مسافرت چند روزه با حزن و غم و اندوه همراه پیامبر بوده یا برای آنکس که در همان شب با جان خود بازی نموده است و با قدرت و شجاعت و مسرت عالما عامدا نفس خود را فدای جان رسول الله نموده است تا آن حضرت به سلامت بروند و پروردگار عالمیان به ملائکه روحانی به وجود او مباهات نموده و مستقلا ایه ای در مدح او نازل نموده است؟ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت توسط سینا |
|
|
سلام. متاسفانه امکان داره که دیگه نتونم در دنیای مجازی فعالیت کنم (بنا به دلایلی). دلم نمیخواد ولی ممکنه مجبور بشم شما ها رو ترک کنم. شما دوستان خوب در دنیای مجازی و وبلاگی که با کمک شما ها ساختم. خیلی دلم میخواست که با شما در دنیای واقعی هم اشنا بشم و رابطه داشته باشم ولی متاسفانه امکان پذیر نیست . توی پست آخر که توسط بچه مثبت نوشته شده بود در قسمت نظرات یه بنده خدائی از اهل تسنن آدرس وبلاگش رو گذاشته .پیشنهاد میکنم حتما برید بخونید و تبادل نظر کنید. همچنین یه دوست خوبی هم به نام آقا صادق... یه مسئله ای طرح کرده بود قرار شده بیاد بهتون یاد بده(البته این قسمت مربوط میشه به نویسندگان وبلاگ) خلاصه اینکه تا یکی دو بار میام نت بلکه شابد فرجی شد و دیدمتون و ازتون خداحافظی کردم دلم میخواست خود بچه مثبت هم بود... دعا کنید.... واسه من دعا کنید که قسمتم بشه در جوارتون بمونم. اگر نشد حلالم کنید.من به یاد تک تک شما دوستان و این ایام میمونم و هستم. میخوام اسم ببرم ولی خواهش میکنم ازم قبول کنید.از جمع شما کسانی هم بودند که به جمع دوستان دنیای واقعی من پیوستن فراموشتون نمیکنم. دعا کنید... واسم دعا کنید. فراموش کردم بگم که از این به بعد دیگر دوستان نویسنده به جای من کار خودشون رو ادامه میدند.حد اقل امیدوارم.من امکان دسترسی شون رو افزایش میدم.سر تیم نویسنده ها هم علیرضاست. با ایشون همکاری لازم رو داشته باشید. و شما برادر عزیز علیرضا من رو علم شما حساب میکنم.من. ببخشید که فرصت اشنایی بیشتر نبود. و اما بچه مثبت.نیستی من هم نمیتونم چیزی بگم.... و من الله توفیق تابستان سال ۱۳۸۶ شب تولد حضرت ابا الفضل. به نام نامی اباالفضل که حیات کنونی خویش را مدیون نام با شرافت و با حرمت اویم. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت توسط سینا |
|
|
سلام بخش موبایل راه اندازی شد! میخواستم این بخش رو زودتر راه اندازی کنم و مسئولیتش رو بندازم گردن یکی از بچه ها منتها متاسفانه زودتر از این نشد. واسه روز مبعث برنامه ریزی کرده بودم ولی ... بگذریم واسه شروع چند تا تم با عناوین مذهبی مخصوص گوشی های سری ۶۰ ورژن های یک و دو واستون میذارو امیدوارم که خوشتون بیاد. ما رو ببخشید اگه کوتاهی ازمون سرزده..
اینم یه رینگ تن باحال ساخت خودم واسه اینکه خالی از عریضه نباشه :
درباره بخش موبایل یه توضیحح بدم :سعی میکنم بیشتر برنامه های کاربردی و به روز رو واستون بزارم یه شرح مختصر هم از نوع کاربردش و ... چون اکثر گوشیهای بچه ها از سری ۶۰ نوکیاست به خاطر همین از این دسته شروع کردم.اگر کسی از دوستان هست که برنامه ی دیگه ای میخواد بهم بگه سعی میکنم واسش پیدا کنم. خوشحال میشم که نظرات شما رو در این ضمینه بدونم.اگر احیانا چیزی هم میخواستید بگید تا واستون بزارم. اگر توی دانلود کردن مشکل داشتید بگید. وقتی که روی لینک سرور یک کلیک کردید پنجره اصلی باز میشه که پایین صفحه نوشته:DOWNLOAD LINK و زیرش هم نوشته سرور یک و دو روی هر کدوم کلیک کردید دانلود شروع میشه. راستی تو نظر سنجی وبلاگ هم شرکت کنید. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت توسط سینا |
|
|
با عرض سلام ادب و احترام خدمت کلیه دوستان و خوانندگان عزیز وبلاگ پیشاپیش تولد مولود کعبه شاه مردان مولا علی علیه السلام را به شما عزیزان وتمامی مسلمانان جهان و مخصوصا به محضر آقا امام زمان مهدی فاطمه تبریک عرض مینمائیم و امید داریم در این ایام پر برکت ما را از فیض دعای خیرتان محروم ننمائید. شرحی مختصر : ولادت و حسب و نسببنا بوشته مورخين ولادت على عليه السلام در روز جمعه 13 رجب در سال سىام عام الفيل (1) بطرز عجيب و بيسابقهاى در درون كعبه يعنى خانه خدا بوقوع پيوست،محقق دانشمند حجة الاسلام نير گويد: اى آنكه حريم كعبه كاشانه تست پدر آنحضرت ابو طالب فرزند عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف و مادرش هم فاطمه دختر اسد بن هاشم بود بنا بر اين على عليه السلام از هر دو طرف هاشمى نسب است (2) اما ولادت اين كودك مانند ولادت ساير كودكان بسادگى و بطور عادى نبود بلكه با تحولات عجيب و معنوى توأم بوده است مادر اين طفل خدا پرست بوده و با دين حنيف ابراهيم زندگى ميكرد و پيوسته بدرگاه خدا مناجات كرده و تقاضا مينمود كه وضع اين حمل را بر او آسان گرداند زيرا تا باين كودك حامل بود خود را مستغرق در نور الهى ميديد و گوئى از ملكوت اعلى بوى الهام شده بود كه اين طفل با ساير مواليد فرق بسيار دارد. شيخ صدوق و فتال نيشابورى از يزيد بن قعنب روايت كردهاند كه گفت من با عباس بن عبد المطلب و گروهى از عبد العزى در كنار خانه خدا نشسته بوديم كه فاطمه بنت اسد مادر امير المؤمنين در حاليكه نه ماه باو آبستن بود و درد مخاض داشت آمد و گفت خدايا من بتو و بدانچه از رسولان و كتابها از جانب تو آمدهاند ايمان دارم و سخن جدم ابراهيم خليل را تصديق ميكنم و اوست كه اين بيت عتيق را بنا نهاده است بحق آنكه اين خانه را ساخته و بحق مولودى كه در شكم من است ولادت او را بر من آسان گردان ، يزيد بن قعنب گويد ما بچشم خودديديم كه خانه كعبه از پشت(مستجار) شكافت و فاطمه بدرون خانه رفت و از چشم ما پنهان گرديد و ديوار بهم بر آمد چون خواستيم قفل درب خانه را باز كنيم گشوده نشد لذا دانستيم كه اين كار از امر خداى عز و جل است و فاطمه پس از چهار روز بيرون آمد و در حاليكه امير المؤمنين عليه السلام را در روى دست داشت گفت من بر همه زنهاى گذشته برترى دارم زيرا آسيه خدا را به پنهانى پرستيد در آنجا كه پرستش خدا جز از روى ناچارى خوب نبود و مريم دختر عمران نخل خشك را بدست خود جنبانيد تا از خرماى تازه چيد و خورد(و هنگاميكه در بيت المقدس او را درد مخاض گرفت ندا رسيد كه از اينجا بيرون شو اينجا عبادتگاه است و زايشگاه نيست) و من داخل خانه خدا شدم و از ميوههاى بهشتى و بار و برگ آنها خوردم و چون خواستم بيرون آيم هاتفى ندا كرد اى فاطمه نام او را على بگذار كه او على است و خداوند على الاعلى فرمايد من نام او را از نام خود گرفتم و بادب خود تأديبش كردم و او را بغامض علم خود آگاه گردانيدم و اوست كه بتها را از خانه من ميشكند و اوست كه در بام خانهام اذان گويد و مرا تقديس و تمجيد نمايد خوشا بر كسيكه او را دوست دارد و فرمانش برد و واى بر كسى كه او را دشمن دارد و نافرمانيش كند. (3)
و چنين افتخار منحصر بفردى كه براى على عليه السلام در اثر ولادت در اندرون كعبه حاصل شده است بر احدى از عموم افراد بشر چه در گذشته و چه در آينده بدست نيامده است و اين سخن حقيقتى است كه اهل سنت نيز بدان اقرار و اعتراف دارند چنانكه ابن صباغ مالكى در فصول المهمه گويد: و لم يولد فى البيت الحرام قبله احد سواه و هى فضيلة خصه الله تعالى بها اجلالا له و اعلاء لمرتبته و اظهارا لتكرمته. (4) يعنى پيش از آنحضرت احدى در خانه كعبه ولادت نيافت مگر خود او واين فضيلتى است كه خداى تعالى به على عليه السلام اختصاص داده تا مردم مرتبه بلند او را بشناسند و از او تجليل و تكريم نمايند. در جلد نهم بحار در مورد وجه تسميه آنحضرت بعلى چنين نوشته شده است كه چون ابوطالب طفل را از مادرش گرفت بسينه خود چسباند و دست فاطمه را گرفته و بسوى ابطح آمد و به پيشگاه خداوند تعالى چنين مناجات نمود. يا رب هذا الغسق الدجى هاتفى ندا كرد: خصصتما بالولد الزكى علماى بزرگ اهل سنت نيز در كتب خود بهمين مطلب اشاره كردهاند و محمد بن يوسف گنجى شافعى با تغيير چند لفظ و كلمه در كفاية الطالب چنين مينويسد كه در پاسخ تقاضاى ابوطالب ندائى برخاست و اين دو بيت را گفت. يا اهل بيت المصطفى النبى و در بعضى روايات آمده است كه فاطمه بنت اسد پس از وضع حمل(پيش از اينكه بوسيله نداى غيبى نام او على گذاشته شود) نام كودك را حيدر نهاد و هنگاميكه او را قنداق كرده بدست شوهر خود ميداد گفت خذه فانه حيدرة و بهمين جهت آنحضرت در غزوه خيبر بمرحب پهلوان معروف يهود فرمود: و چون نام آنحضرت على گذاشته شد نام حيدر جزو ساير القاب بر او اطلاق گرديد و از القاب مشهورش حيدر و اسد الله و مرتضى و امير المؤمنين و اخو رسول الله بوده و كنيه آنجناب ابو الحسن و ابوتراب است. همچنين خدا پرستى و اسلام آوردن فاطمه و ابوطالب نيز از روايات گذشته معلوم ميشود كه آنها در جاهليت موحد بوده و براى تعيين نام فرزند خود بدرگاه خدا استغاثه نمودهاند،فاطمه بنت اسد براى رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم بمنزله مادر بوده و از اولين گروهى است كه به آنحضرت ايمان آورد و بمدينه مهاجرت نمود و هنگام وفاتش نبى اكرم صلى الله عليه و آله و سلم پيراهن خود را براى كفن او اختصاص داد و بجنازهاش نماز خواند و خود در قبر او قرار گرفت تا وى از فشار قبر آسوده گردد و او را تلقين فرمود و دعا نمود. (9) و ابوطالب هم موحد بوده و پس از بعثت رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم بدو ايمان آورده و چون شيخ و رئيس قريش بود لذا ايمان خود را مصلحة مخفى مينمود،در امالى صدوق است مردى بابن عباس گفت اى عمو زاده رسولخدا مرا آگاه گردان كه آيا ابوطالب مسلمان بود؟گفت چگونه مسلمان نبود در حاليكه ميگفت: و قد علموا ان ابننا لا مكذب يعنى مشركين مكه دانستند كه فرزند ما(محمد صلى الله عليه و آله و سلم) نزد ما مورد تكذيب نيست و بسخنان بيهوده اعتناء نميكند مثل ابوطالب مثل اصحاب كهف است كه ايمان خود را در دل مخفى نگهميداشتند و ظاهرا مشرك بودند و خداوند دو ثواب بآنها داد،حضرت صادق عليه السلام هم فرمود مثلابوطالب مثل اصحاب كهف است كه در دل ايمان داشتند و ظاهرا مشرك بودند و خداوند دو پاداش (يكى براى ايمان و يكى براى تقيه) بآنها داد. (10) اشعار زيادى از ابوطالب در مدح پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله مانده است كه اسلام وى از مضمون آنها كاملا روشن و هويداست چنانكه به آنحضرت خطاب نموده و گويد: و دعوتنى و علمت انك ناصحى بحضرت صادق عرض كردند كه(اهل سنت) گمان كنند كه ابوطالب كافر بوده است فرمود دروغ گويند چگونه كافر بود در حاليكه ميگفت: ألم تعلموا انا وجدنا محمدا
شيخ سليمان بلخى صاحب كتاب ينابيع المودة درباره ابوطالب گويد: و حامى النبى و معينه و محبه اشد حبا و كفيله و مربيه و المقر بنبوته و المعترف برسالته و المنشد فى مناقبه ابياتا كثيرة و شيخ قريش ابوطالب. (13) يعنى ابوطالب كه رئيس و بزرگ قريش بود حامى و كمك پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم بود و او را بسيار دوست داشت و كفيل معيشت و مربى آنحضرت بود و بنبوتش اقرار و برسالتش اعتراف داشت و در مناقب او اشعار زيادى سروده است.(درباره اثبات ايمان ابوطالب مطالب زيادى در كتب دينىنوشته شده و كتابهاى مستقلى نيز مانند كتاب ابوطالب مؤمن قريش برشته تأليف در آمده است) . بارى ولادت على عليه السلام در اندرون كعبه مفاخر بنى هاشم را جلوه تازهاى بخشيد و شعراى عرب و عجم در اينمورد اشعار زيادى سرودهاند كه در خاتمه اين فصل بچند بيت از سيد حميرى ذيلا اشاره ميگردد. ولدته فى حرم الاله امه مادرش او را در حرم خدا زائيد در حاليكه بيت و مسجد الحرام آستانه او بود. آن مادر نورانى كه لباسهاى پاكيزه ببر داشت و خود پاكيزه بود و مولود او و محل ولادت نيز پاكيزه بود. در شبى كه ستارههاى منحوسش ناپيدا بوده و سعيدترين ستاره بهمراه ماه پديد آمده بود . قابلههاى(دنيا) هيچ مولودى را مانند او لباس نپوشايندهاند(يعنى هرگز مولودى مانند او بدنيا نيامده) بجز پسر آمنه محمد پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم.
پىنوشتها: (1) حبشىهاى فيل سوار كه باصحاب فيل سوار كه باصحاب فيل مشهورند تحت فرماندهى ابرهه براى ويران كردن كعبه بمكه آمده بودند كه خداوند همه آنها را هلاك نمود و خود ابرهه نيز آخرين نفر بود كه بهلاكت رسيد چنانكه در قرآن كريم فرمايد: (ألم تر كيف فعل ربك باصحاب الفيل؟) اعراب حجاز آن سال را مبارك شمرده و نامش را عام الفيل گذاشتند و ولادت نبى اكرم نيز در همانسال بوده است تا 71 سال پس از آنواقعه يعنى تا سال 18 هجرى عام الفيل مبدأ تاريخ مسلمين بود ولى در سال مزبور كه ششمين سال خلافت عمر بود برهنمائى حضرت امير از عام الفيل صرفنظر و سال هجرت نبوى مبدأ تاريخ مسلمانان قرار گرفت. (2) ابوطالب پيش از ولادت على عليه السلام داراى سه پسر ديگر هم بود كه به ترتيب عبارتند از طالب،عقيل،جعفر. (3) امالى صدوق مجلس 27 حديث 9ـروضة الواعظين جلد 1 ص 76ـبحار الانوار جلد 35 ص 8ـكشف الغمه ص .19 (4) فصول المهمه ص .14 (5) اى پروردگار صاحب شب تاريك و ماه نور دهنده از حكم مقضى خود براى ما آشكار كن كه اسم اين كودك را چه بگذاريم. (6) شما دو نفر (ابوطالب و فاطمه) اختصاص يافتيد بفرزند پاكيزه و برگزيده و پسنديده پس نام او على است و على از نام خداوند على الاعلى مشتق شده است. (7) ينابيع المودة باب 56 ص 255ـكفاية الطالب ص .406 (8) من آنكسم كه مادرم نام مرا حيدر نهاد،شير بيشهام چنان شيرى كه زورمند و پنجه افكن باشد. (9) اعلام الورىـاصول كافى جلد 2 ابواب تاريخـامالى صدوق مجلس 51 حديث .14 (10) امالى صدوق مجلس 89 حديث 12 و 13ـروضة الواعظين جلد 1 ص 139 (11) بحار الانوار جلد 35 ص 124ـمرا(بدين خود) دعوت كردى و من دانستم كه يقينا تو خير خواه منى و تو از اين پيش راستگو و امين بودى و دينى را بمردم عرضه داشتى كه آن بهترين اديان است. (12) اصول كافى جلد 2 باب ابواب التاريخـآيا ندانستيد كه ما محمد(ص) را مانند موسى به پيغمبرى يافتيم كه در كتابهاى گذشته نامش نوشته شده است. (13) ينابيع المودة باب 52 ص .152 (14) روضة الواعظين جلد 1 ص .81 علي و ارتباط با زنان و دختران - به طور مثال همين چگونگي ارتباط داشتن با زنها و دخترهاي نامحرم در جامعه، يكي از معضلات امروز ما جوانها است. بخاطر اينكه نه الگوي مناسبي در مورد آن ارائه شده و نه ديدگاه دين در مورد آن به خوبي مشخص و تبيين شده است. تازه، تندروي ها و كج رويهاي گروهها و طبقات گوناگون در مرحله عمل را هم به آن اضافه كن. - اگر به سيره اميرالمؤمنين دقت كني،مي بيني كه حضرت علي (ع) در سنين جواني با زنان سالخورده اسلام سلام و احوالپرسي مي نمود ولي با دختران و زنان جوان نه! حتي سلام هم نمي كرد. در حاليكه پيامبر در همان زمان با زنان و دختران هم سلام و احوالپرسي مي كردند. چون زماني كه علي (ع) 20 ساله و درعنفوان جواني چنين عمل مي نمود، پيامبر اكرم (ص) قريب 50 سال از عمر شريفشان مي گذشت بنابراين از آنجا كه احتمال پيش آمدن گناه دست كم براي طرف مقابل دور از ذهن نبود،علي (ع) اين تربيت شده مكتب پيامبر به عنوان يك جوان سعي داشت مسائل ارتباطي و حدود بين دختر و پسر يا به عبارتي زن و مرد را مراعات كند. هر چند وجود نازنين آن حضرت مبرا و پاكيزه از هر گونه آلودگي بود. از طرفي پيامبر سه دختر جوان به نامهاي زينب، ام كلثوم و فاطمه در خانه داشتند. حضرت علي (ع) با اينكه از كودكي به اين خانه رفت و آمد داشتند، اما در اين رفت و آمدها نهايت دقت را به عمل مي آوردند. در حاليكه همين علي (ع) در دوران خلافتش، وقتي كه حدود 60 سال سن داشت و همسر شهيدي را نيازمند كمك ديد، به ياري او شتافت. پس در ارتباط با افراد نامحرم ،چيزي كه بيش از عوامل ديگر اهميت دارد نيت و انگيزه طرفين و از همه مهمتر عدم امكان وجود مفسده درا ين ارتباط براي هر دو نفر است! ياري رساندن به نيازمند و در طلب رضاي خدا آنهم در حد ضرورت مطلوب است و ليكن اين سيره جداي از بهانه جويي براي آشنايي و استمتاعات و لذت جويي و هرگونه آلودگي ديگر است. به راستي كه كسي چون حضرت علي (ع)، در سنين جواني اش و در ريزترين حركات و رفتارهايش بهترين الگوي نسل جوان ماست. به امید ظهور حضرتش ایام خوشی را برای همه شما عزیزان آرزومندیم. از اینجا به بعد نوشته های سحر خانومه:
ولادت امام علی (ع) رو به امام زمان (ع) و تمام شیعه هاشون تبریک میگم بالاخره طلسم شکستو منم یه وقتی پیدا کردم تا یه مطلبی تو این وبلاگ بزارم که امیدوارم خوشتون بیاد
یکی بود یکی نبود يك كشتي در يك سفر دريايي در ميان طوفان در دريا شكست
اگر چه مرد دوم هنوز هيچ چيز نداشت. التماس دعا
|
|
+ نوشته شده در
جمعه پنجم مرداد 1386ساعت توسط سینا |
|
|
سلام
در ابتدا میلاد با سعادت باب الحوائج امام جواد رو به همه شیعیان تبریک عرض میکنم و در ادامه فتوای مفتی های سعودی در خصوص تخریب مقبره ها و اماکن مقدسه ائمه اطهار تشیع رو محکوم میکنم. با استحضار دوستان میرسونم که اسامی دو تن از نویسندگان وبلاگ به دلیل پاره ای از مشکلات که براشون پیش اومده حذف شد و متاسفانه .... ایام خوشی رو براتون آرزو مندیم در این ایام عزیز ما رو از فیض دعای خیرتون بی نصیب نذارید. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت توسط سینا |
|
|
سلام ديشب با يکي از دوستان نشسته بوديم داشتيم صحبت ميکرديم که يه هو گفت بيا يه چيز تازه تو گوشيم بهت نشون بدم. منم گفتم باشه... گذاشت تا نگاه کنم.. مربوط ميشد به سنگسار کردن يه دختر.. قبلا هم شنيده بودم يه همچين چيزي هست و ميگفتن که دختر زنا کرده و تو کردستان خودمون يا حتی ميگفتن تو خاتون آباد کرج !بوده..واسه همين هم اينجوريش کردن.. ولي به صورت اتفاقي يکي از دوستان اصل ماجرارو واسم آف گذاشت.. منم هم ديدم که بد نيست واسه اينکه مردم از حقيقت امر مطلع بشن و از دين و مملکت خودمون دفاع کرده باشيم اين کليپ رو واستون آپ کنم. هر کسي ميتونه هر نوع برداشت کنه .. من منتظرم شنيدنش هستم در ضمن اين تصاوير برای موبايل تهيه شده. وقتی صفحه باز شد روی عبارت سرور 2 کليک کنيد يارو عبارت تصاوير واقعا جای تاسف داره بعد از ۱۴۰۰ سال از ظهور اسلام اين .. پست! البته بلا نسبت بچه های مملکت خودمون کاری رو ميکنن که اجدادشون زمان پيامبر نکردن!
با سلام احتراما به عرض شما خواننده عزیز برسونم که: ۱.شما خیلی به ما لطف دارید که بهمون سر میزنید. ۲.برادر یا خواهر عزیز اگر یه کم دقت کرده باشید اسم وبلاگ ما بچه های قائم نه بچه های قلم ۳.من تو متن مربوط به این موضوع اشاره کردم گفتم بلا نسبت بچه های مملکت خودمون!منظورم هم همین بچه های جنوب کشور بود من دوست اهل جنوب زیاد دارم که با هم نون و نمک خوردیم قصد توهین هم ندارم و نداشتم. ۳.پیامبر به اون عظمت اومد تا این فاصله های قوم و قبیله ای رو از بین ببره خدا خودش تو قرآن به این مسئله اشاره میکنه که از قوم ها و قبیله های مختلف با همدیگه ازدواج کنید اونوقت برای من جای سوال که شما بچه مسلمون بچه این مملکت خودتو با اینا یکی میدونی! ۴. در ضمن در مورد این حرفی که گفتید: ما به بنای پادشاهان افتخار میکنیم! اول اینکه خودتون بهتر از هر کس دیگه ای میدونید که همه پادشاهان ظالم نبودند...تک توک توشون پادشاه خوبم داشتیم که اگه یه جای سالم و درست حسابی تو این مملکت مونده به خاطر اوناست بعدشم این بنا ها رو اجداد ما و شما ساختن نه پادشاها!بعدش اگه ما افتخار میکنیم به هنر افتخار میکنیم به تمدن نه چیز دیگه ای!بیشتر از این هم به مذهبمون افتخار میکنیم! ۵.من به هیچ عنوان از کار پادشاهان ظالم دفاع نکردم و موندم که این قضیه چه ربطی به پادشاهو پادشاه بازیو این حرفا داره!مگه من میخوام از شما آتو بگیرم یا بزنم تو سر عرب های مملکت خودمون؟ شما آتیش خیلی تنده زود هم قضاوت کردی! |
|
+ نوشته شده در
جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت توسط سینا |
|
|
سلام در پی به روز کردن وبلاگ شخصی گفتم وبلاگ گروهی خالی از نویسنده رو هم به روز کنم.. البته یه گلایه دارم از بچه ها(با توجه به پایان فصل امتحانات) وبلاگ بچه های قائم کم نویسنده نداره منتها نمیدونم به چه دلیل غیر از دو نفر از بچه ها کس دیگه ای ازنویسندگان مطالب وبلاگ رو به روز نمیکنه؟ البته در یه مقطع زمانی من مقصر بودم.... ولی فکر میکنم که جبران کردم.پسورد و نام کاربری سایر دوستان رو براشون میل کردم و فرستادم.پیوندهای وبلاگ رو به روز کردم.به نظرات جواب دادم و .... شاید کافی نباشه... با توجه به اینکه متاسفانه آمار بازدید کم و کمتر میشه و نویسندگان کم لطفی به وبلاگ رو پیشه کردن... صلاح رو در این میبینم که یک تعامل جدی وحدالامکان به صورت حضوری با سایر دوستان نویسنده داشته باشیم که در اون برای :
به شور بنشینیم. با توجه که شروع به کار این وبلاگ هدفمند بوده و هست و باید از یک دید کلی به مسائل نظاره کرد این مشورت رو لازم میدونم. با توجه با مطالب فوق از کلیه برادران و خواهران نویسنده خواهشمندم در این خصوص همکاری لازم رو داشته باند و جهت هماهنگی با من تماس بگیرند. در غیر این صورت متاسفانه برای خارج شدن از حالت رکود مجبوریم به صورت یک طرفه توسط شورا اقدام به برگزاری جلسه بکنیم که این شورا, برادران تشکیل دهنده پایه گروه هستند که بحثشون ( با توجه به این وضعیت) از نویسندگان جداست.
البته در این جا باید از سایر دوستان که از طریق وبلاگ افتخار آشنایی با ایشان را داشتم تشکر و قدر دانی به عمل بیاورم که حضورشان باعث دلگرمی و راهنمایی شان باعث امید بود.این دوستان نیز در صورت تمایل جهت شرکت در این گرده همایی (اینترنتی یا حضوری) بنده را مطلع نمایند.منتظر حضورتان هستیم.
۸۶/۴/۱۴
چند روز دیگه روز مادر باید توی یه پست جدید این مطالب رو مینوشتم ولی از دلم نیومد.گفتم بزار ادامه همین پست گرده همایی باشه. تولد حضرت زهرا نزدیکه تولد مادرمون مادر همه ما بچه شیعه ها تولدش رو به پیشگاه پسرش تبریک میگم ..
آقا جون ازت معذرت میخوام که یک بار دیگه با کارم دلتو شکستم ... میدونم که این جمعه دوباره گریه میکنی... از من بگذر.. از من بی همه چیز بگذر... شاد باش تولد مادرته! چشماتو به روی ما ببند.. نبین.. نبین که داریم چی کار میکنیم... نبین که وجودمونو گند ورداشته... نبین که اومدنت داره به تاخیر میوفته ... نبین.... نبین که هرچی میگذره بیشتر شبیه یه افسانه میشی... نبین که ما هر روز بیشعورتر میشیم... ولی مگه میشه.. میدونم که نمیشه..
واسم دعا کن دارم باهات دردو دل میکنم آقاجون واسم دعا کن ...میدونم که میکنی از خدا بخواه که سرو سامونم بده به دادم برسه .. میدونم که خدا به حرفت گوش میده میدونم دلت بزرگتر از این حرفاست.. واسم دعا کن.. دعا...
پیشاپیش تولد حضرت زهرا و روز مادر رو به همه تبریک میگم
به رسم سالهای گذشته ما میریم بهش زهرا قدر مادرتونو بدونید...قبل از اینکه دیر بشه...
|
|
+ نوشته شده در
شنبه نهم تیر 1386ساعت توسط سینا |
|
|
سلام خواستم برای تکرار هم که شده یکی از مطالب قبلی وبلاگ رو دوباره قرار بدم.
<<دوست داشتن از عشق برتر است>> دوست داشتن از عشق برتر است.عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی اما دوست داشتن پیوندی است خود آگاه از روی بصیرت روشن , و زلال. عشق بیشتر از غریزه آب میخورد , و هر چه ازغریزه سر زند بی ارزش است و دوست داشتن از روح طلوع میکند و تا هرجا که یک روح ارتفاع دارد دوست داشتن نیز همگام با آن اوج می یابد. عشق در غالب دلها , شکلها , و رنگهای تقریبا متشابهی متجلی میشود و دارای صفات و حالات و مظاهر مشترکی است اما دوست داشتن در هر روحی جلوه ای خاص خویش دارد و از روح رنگ میگیرد و چون روحها بر خلاف غریزه ها هر کدام رنگی و ارتفاعی و بعدی و طعم و عطری ویژه خویش دارند میتوان گفت که به شماره هر روحی دوست داشتنی هست. عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست و گذرفصلها و سالها بر آن اثر میکند ولی دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی میکند و بر آشیانه بلندش روز و روزگار را دستی نیست. عشق در هر رنگی و سطحی بازیبایی محسوس در نهان یا آشکاررابطه دارد اما دوست داشتن چنان در روح غرق است و گیج جذب زیبایی های روح که که زیبایی های محسوس را به گونه ای دیگر میبیند. عشق طوفانی است و متلاطم و بوقلمون صفت است اما دوست داشتن ارام و استوار و پر وقار و سرشار از نجابت. عشق با دوری ها و نزدیکی ها در نوسان است اگر دوری به طول انجامد ضعیف میشود و اگر تماس و دوام یابد به ابتذال کشیده میشود و تنها با بیم و امید و اضطراب و دیدار و پرهیز زنده و نیرومند میماند اما دوست داشتن با این حالات نا آشناست دنیایش دنیای دیگری است. عشق جوششی یکجانبه است به معشوق نمی اندیشد که کیست؟ یک خود جوشی ذاتی است و از این رو همیشه اشتباه میکند و در انتخاب بسختی میلغزدو یا همواره یکجانبه میماند و گاه میان دو بیگانه نا همانند عشقی جرقه میزند و چون در تاریکی است و یکدیگر را نمیبینند پس از این انفجار صاعقه است که در پرتو نور آن چهره یکدیگر را میتوانند دید و در اینجاست که گاه پس از جرقه زدن شعله عشق , عاشق و معشوق که در چهره هم مینگرند احساس میکنند که همدیگر را نمیشناسندو بیگانگی و نا آشنایی پس از عشق درد کوچکی نیست فراوان است اما دوست داشتن در روشنایی ریشه می بندد و در زیر نور سبز میشود و رشد میکند و از این رو است که همواره پس از آشنایی پدید می آید و در حقیقت در آنها در روح خطوط آشنایی را در سیما و نگاه یکدیگر میخوانند و پس از آشنا شدن است که خودمانی میشوندو دو روح نه دو نفر که ممکن است دو نفر با هم در عین رو دربایستی ها احساس خودمانی بودن کنند و این حالت به قدری ظریف و فرار است که بسادگی از زیر دست احساس و فهم میگریزد و سپس طعم خویشاوندی و بوی خویشاوندی و گرمای خویشاوندی از سخن و رفتار و آهنگ کلام یکدیگر احساس میشود و از این منزل است که خود به خود دو همسفر میبینند که به پهنه دشت و بیکرانه مهربانی رسیده اند و آسمان صاف و بی لکه دوست داشتن بر بالای سرشان خیمه گسترده است و افقهای روشن و پاک و صمیمی ایمان در برابرشان باز میشود و نسیمی نرم و لطیف همچون روح یک مهبد متروک که در محراب پنهانی آن خیال راهبی بزرگ نقش بر زمین شده و زمزمه درد آلود نیایش مناره تنها و غریب آنرا به لرزه در می آوردهر لحظه الهامهای تازه آسمانهای دیگر و سرزمینهای دیگر و عطر گلهای مرموز و جانبخش بوستانهای دیگر را به همراه دارد و خود را به خود را به مهر و عشوه ی بازیگر و شیرین و شوخ هر لحظه به سر روی این دو میزند. وای دستم چلاق شد!! دیگه حال ندارم به تایپم بقیش باشه واسه بعد تا همین حد هم فکر میکنم که روی خیلیا کم شده باشه.. حالا یه برداشت آزاد..: بدبختی ما یکی دوتا نیستش . من نمیدونم که چرا ... ای میاد گیر میده به اسلام میگه احکامش واسه 1400 سالو خورده ای قبله؟آخه عزیز من خنگ من قربونت برم تو هنوز نمیدونی که ما تو دین چند رقم احکام داریم بعد میای میگی اسلام اله بله؟ روت و برم که چه قد کم رویی! وقتی فرهنگ من درآوردی ما مشکل داره چرا میایم دین و مذهب رو خراب میکنیم؟ چه جوری؟ اینجوری یه کم دور برتونو نگاه کنید.. چه خبره؟ هان ؟ همه دارن مینالن..یکی از عاشقی میناله یکی از معشوقی میناله( نه که کلی کشته مرده داره) یکی شکست عاطفی خورده ( میخواد خودشو بکشه!) یکی به فکر انتقامه ( میخواد پدر معشوق سابقش رو در بیاره جوری که نسلش از رو زمین منقرض بشه و بالعکس) خلاصه دنیای شیر تو شیری واسه خودمون ساختیم که نگو و سر هرکی یه جوری با این مسخره بازی ها گرمه.. دلیلش چی میتونه باشه ؟ به نظر من دو تا دلیل گنده داره یکی اینکه بچه ها نمیدونن که عشق چیه ؟ دوست داشتن کدومه ؟ عادت چیه؟ هوس چیکارست؟ و شهوت... و دوم اینکه اعتقاد درستی ندارند! به همین دلایل و در کنار اینها وضع اسفناک فرهنگ من درآوردی همه چیزو با هم قاطی میکنن و نتیجش چی میشه؟ بدبختانه... بد بختانه... تو سطح پایین (رابطه بین دختر پسرای امروزی) همه چیزو با هم قاطی میکنن و یه آشی میپزن که خودشون هم نمیدونن که اسمشو چی بزارن.. بعد از مدتی هم (که با هم به تفاهم نمیرسن)هم دیگر رو درک نمیکنن و این حرفا از هم جدا میشن نتیجه چی میشه این که دل ها سنگ تر و سنگتر سخت تر و سخت تر و فوق العاده بدبین میشن جوری که فردا اگه یکی هم که واقعا آدم درستی باشه به پستشون بخوره به خاطر همون شکستا بلایی سر طرف میارن که (شرمنده) گه بخوره هوس دوست داشتن و عاشقی رو به سرش راه بده اونم میشه یکی مثله خود اینا و یا حتی از اینا هم بدتر!(خیلی وحشتناکه خودتون میدونید به کجا ختم میشه کلکل دودره بازی خیانت سر کار گذاشتن تیغ زدن و..) و در پایان چی گیرشون میاد؟از هول اینکه نترشن یا زن .. گیرشون نیاد یا اینکه دیر شده مجبورن با کسی ازدواج کنن که کلی با ملاک ها و معیارهاشون فرق داره و یه عمر جنگ و دعوا و زندگی بدون عشق رو باید تحمل کنن که خودش بنیان فساد و کثافت کاری های بعده.( تو این زمینه حرف واسه گفتن زیاده!!) سرتون رو درد نیارم چی میشه که عوض ازدواج و عشق واقعی اینجوری میشه؟ اینجا همون بحث فرهنگ میاد وسط: واسه زندگی مشترک (جدا از هوس بازی) باید یه شناخت از طرف مقابل داشته باشیم عرف میگه نامزد کن بچه های ما چیکار میکنن؟ میرن دوست میگیرن(این افتضاح به متاهل ها هم کشیده شده! بد وضعیه) و همون کارایی که بالا نوشتم واستون .. چرا چون خدای ناکرده اگه نامزد کردی و ریختی به هم انقدر پشت سرت حرف درست میکنن که نگو میگن لابد دختر فلان فلان شده بود یا یه عیبی چیزی داشته یا پسره عوضی بوده و ...(اینا نمونه های خاله زنکی و پدر درآرشه ) وکلی از این مسایل که منجر به بی ابرویی مردم میشه. هرچند که نامزدی یه تعهد به فرد مقابل که میگه من اهل زندگیم ( تا 70 رصد) چون مردم (بعضیاشون دوکون باز کردن) و بدتر کسی نمیاد بگه بابا ازدواج آدم هارو کامل میکنه... و مرحله بعدی که خیلی مفصل و من به علت چلاق شدن انگشتام حال تایپ همه موارد رو ندارم بحث ازدواج : واسه عاشقا بحث شیرین ولی پر درد سریه .. اسلام میگه آقاجون شرایطت که مهیا شد برو ازدواج کن( بسته به آدما شرایط ها هم فرق میکنه) اگه بچه خوبی باشه و به دور از فرهنگ کج و کوله باشه با توجه به شریعت نبوی میره ازدواج میکنه ! ولی حالا اینور قضیه... تو همون مرحله نامزدی چنان تیغت میزنن که به ازدواج نرسی و در همون مرحله اول همچین به قول خودشون گربه رو دم حجله میکشن که نگو با مهریه های قلمبه سلمبه و هزاران شرایط عجیب غریب دیگه که اصولا همچین چیزایی اصلا تو اسلام وجود نداره مثله شیر بها خرج نامزدی و ... این هزینه های سنگین واسه خودش غول بیشاخ و دمیه.. حالا ( با کلی فاکتور گیری) کی جرات زندگی و تشکیل خانواده رو داره؟ کی جرات عاشقی رو داره؟ تو زمونه ای که مردم عوض ازدواج تجارت میکنن دخترشونو به پول میفروشن! آره من بهش میگم تجارت مبادله پول با آدم! به نظر شما از یه همچین شروعی چه قدر میشه انتظار داشت؟ کم نیستن کسایی که الان کنج زندون سر مهریه خوابیدن (درسته که مهریه حکم یه ضمانت رو داره ولی چه ضمانتی؟ ضمانتی که از جون و آبرو بیشتر بیارزه بهش میگن ضمانت؟ من بهش میگم حماقت) کم نیستن آدمای عوضی (بلا نسبت شما) فقط دفعه اول ازدواج میکنن تا... شون از بین بره بعد طرف رو تیغ بزنن برن هر غلطی که میخوان بکنن (آزاد از هر گونه شرافت و تعهد ) کلی پول پارو کنن (بحث اونایی که از سر خوشی و بی دینی همه غلطی میکنن جداست) یه کم هم از این طرف به قضیه نگاه کنیم ( نکه خودم پسرم تا اینجاش بیشتر از دید خودم بود) اونوری ها هم نمیگن (اگه یکی وضش خوب بود ..) بابا جون این پولارو از کجا درآوردی؟ فردا چه نونی میخای بدی زن و بچت بخوره؟ چه قدر تو زندگیت به خدا اهمیت میدی؟ یا بهتر بگم بعد از عشق و علاقه در پیتی که به دختر ما داری چه قدر به اصول اخلاقی پایبندی؟ اوه اوه گفتم اصول اخلاقی به نظر بعضیا اصول اخلاقی اینه که طرف (شرمنده از اینکه خیلی پر روام ولی حقیقت اینه) با کسه دیگهای سکس یا رابطه نداشته باشه همین !گور پدر اخلاق دین مذهب یه لقمه نون حلال! بعضیا هم که خیلی کم هستن اینم واسشون مهم نیست بعد از ازدواج کلی هم راحت و ریلکس میشن...( تا تهشو بخوونید) خلاصه از این حرفا زیاده.. اینم بگم که بعضیا میان اون اولش نقش پسر پیغمبر رو بازی میکنن! ولی بعد که کارشونو کردن... در نتیجه پسر ها میرن از تو کوچه خیابون یکیرو یقه میکنن ... دختر ها هم یکی دو جین دوست پسر ... و زندگی میشه یه زندگی حیوونی تو مایه های زندگی خر یا سگ! اینم آخر عاقبت خلیفه خدا بر روی زمین( به دور از اعتقاد) اینم بگم که مذهب و دستورات بر گرفته از اون حکم یه فیلتر رو در برابر این ناهنجاریها به عهده داره. بعد هم کلی غمپز در میکنن که ما کلی سانتال مانتال تشریف داریم و شما خنگ و بیکلاسید و هیچی از عشق نمیدوونید. مثلا من حال تایپ نداشتم .. وای خدا ... چه قدر دلم میگیره.. اینارو نگفتم فردا پشت سرم حرف درست کنید که یارو خودش تو کف تشریف داره... عاشق شدن هم باید با چشم باز و به وقتش باشه اینو قبول دارید که آدم نمیتونه عشق اولش رو فراموش کنه؟ پس بهتره یه بار واسه یه نفر باشه.. فردا... بیخیال خسته شدم! واسم دعا کنید اگه تو این زمینه حرف یا صحبتی دارید خوشحال میشم که از نظراتتون استفاده کنم یا یه مباحثه داشته باشیم. از این به بعد هم اگه به کسی میگید دوست دارم! حواستون باشه به کی میگید و چی میگید.. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386ساعت توسط سینا |
|
|
سلام.
خیلی وقته که به روز نکردم. دیگه کم کم داریم فراموش میشیم. ولی اومدم تا تسلیت بگم: آقا جون تسلیت..... شهادت مادرت رو تسلیت میگم .... نمیتونم بگم :ایشالا غم آخرت باشه.... چون میدونم که نمیشه..... غم تو تموم شدنی نیست.... به خاطر من ...و خیلیای دیگه تموم شدنی نیست... میدونم که دلت خونه.. میدونم که چه قدر ناراحتی. ولی نه ..نمیدونم.... اگه میدونستم که درکت میکردم دلت رو نمیشکستم با کارام با حرفام با عملم... یه بار شدم رو دوشت ...یعنی هممون یه بار شدیم رو دوشت. آدم های بی چشم و رویی که ظهورت رو به تاخیر انداختن و میندازن ... دلت خیلی پره .. از هممون... انقدر که هر جمعه اشک میریزی ... به حالو روز امت جدت! تو هم داری فراموش میشی .... ازت یه اسم میمونه .... و یه افسانه.. چرا ؟ چرا؟ چرا؟ با این همه بازم ناراحت مایی؟ ما که فراموشت کردیم ما که دلت رو میشکنیم.... ما که قلبت رو به درد میاریم.. ما که تو رو یه افسانه کردیم... ما که.... آقا جون تورو قسمت میدم به مادرت ... تور و قسمت میدم به این عزای مادرت... بیا .... بیا و این روزگار گند رو تموم کن .. بیا و این حال خراب مارو درست کن.... بیا و بداد ما برس.... درسته که ما بی معرفتیم درسته که ما سرمون به دنیا و هیچو پوچش گرمه ... درسته که ما بیشعوریم ... ولی ته دلمون وقتی که از همه جا میبریم باز میام سراغ تو.. اشکمونو به یاد تو و مادرت و اجدادت میریزیم... با شما درد و دل میکنیم... بیا ...بیا ..بیا.... |
|
+ نوشته شده در
جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت توسط سینا |
|
|
سلام به شما دوستان عزیز
قبل از هر صحبتی فرارسیدن میلاد پیامبر عظیم الشان اسلام حضرت محمد مصطفی را به همه مسلماان و شما عزیزان تیریک میگویم. اگر دقت کرده باشید متوجه بعضی تغیرات در وبلاگ میشوید که به صورت ناگهانی روی داد.متاسفانه وبلاگ به مدت دو یا سه ساعت به صورت کامل حذف شده بود که از علت این قضیه چیزی نگویم بهتر است.خوشبختانه با استفاده از نسخه پشتیبان وبلاگ آن را مجددا راه اندازی کردیم و به خواست بنده مجددا برای دوستان و اعضا اسم کاربری از طرف مدیر وبلاگ تعریف شد. متاسفانه ایشان بنا به دلایلی تا اطلاع ثانوی مایل به همکاری و ادامه کار نمیباشند به همین دلیل به صورت یکطرفه و توسط من برای ایشان اسم کاربری تعریف شده و فعلا من در خدمت عزیزان هستم. از کلیه نویسندگان وبلاگ خواهشمندم جهت تعامل بیشتر و همچنین آشنائی با یکدیگر با این آی دی هماهنگی لازم را داشته باشند blood_of_god_4_hq. قبلا از همکاری و لطف شما عزیزان سپاسگذارم. |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت توسط سینا |
|
|
آیامیدانید؟..... صائد بن صید» در برخی از روایات «دجّال» نامیده شده است. («بشارة الاسلام»، ص 43) وی در زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم می زیسته است. پیامبر او را یکی از مصادیق دجّال به اصحاب خویش معرفی کرده است و چون بعداً از خروج دجّال در آخرالزمان نیز خبر داده، برخی گمان کرده اند «دجّال» موعود که قبل از ظهور امام قائم (عج) خروج خواهد کرد، همان «صائد بن صید» است و در نتیجه به زنده ماندن و طول عمر او قائل شدند. اگر دجّال نام شخص معیّنی نباشد و به هر شخص دروغگو، پر تزویر و گمراه کننده اطلاق شود، دیگر نمی توان گفت که «صائد بن صید» همان دجّال است. («آخرین امید»، ص 326) «صاحب» از القاب معروف حضرت مهدی (عج) است و علمای رجال به این امر تصریح کرده اند که، این نام آن حضرت در صحف ابراهیم علیه السلام است. یکی از لقبهای شایع حضرت قائم (عج)، «صاحب الامر» است. زمین را می شوی وارث در آخر به نصّ حکم قرآن صاحب الامر! علمای رجال تصریح کرده اند که «صاحب الدار» از القاب خاصّه حضرت مهدی (عج) است. آن حضرت در حکایتی خود را «انا صاحب الدار» معرفی کرده است. («نجم الثاقب»، باب دوم، ص 79)
در کتاب هدایه از لقب «صاحب الدولة الزهراء» برای حضرت قائم (عج) یاد شده است. «صاحب الرجعة» لقب امام زمان علیه السلام است. «صاحب الزمان» از القاب مشهور مهدی موعود (عج) است و مراد از آن فرمانفرما و حکمران زمان از جانب خداوند است. نخستین کتابی که از علمای اهل تسنّن درباره حضرت مهدی (عج) نوشته شد، کتاب «صاحب الزمان» تألیف «ابوالعنبس، محمّد بن اسحاق بن ابراهیم کوفی» قاضی صمره (متوفّی 275 ه.ق) است که شاید تاریخ نگارش آن پیش از تولد امام قائم (عج) باشد. («آخرین امید»، ص 226) «صاحب السیف» لقب قطب عالم امکان امام مهدی (عج) است. امام صادق علیه السلام راجع به امام عصر (عج) فرمود: «کُلُّنا قائِمُ بِاَمْرِِاللهِ واحِدُ بَعدَ واحِد حتّی یُجیءُ صاحِبُ السَََََّیف، فَإذا جاءَ صاحِبَ السَّیفَ جاءَ بأمْرِ غَیر الّذی کانَ :همه ما قائم به امر خدائیم، یکی پس از دیگری تا زمانی که، صاحب شمشیر آمد، امر و دستوری غیر از آنچه بوده می آورد». («اصول کافی»، ج 1، ص 536) «صاحب الغیبة»، لقب امام عصر (عج) است. در کتاب هدایه، «صاحب الکرة البیضاء» از القاب حضرت مهدی (عج) شمرده شده است. اطلاق لقب «صاحب الناحیه» به مهدی موعود (عج) در اخبار فراوان است ولیکن علمای رجال فرموده اند که بر امام حسن عسکری علیه السلام بلکه بر امام علی النقی علیه السلام نیز اطلاق می شود. کفعمی در حاشیه «مصباح» خود گفته که، صاحب الامر (عج) در غیبت صغری در آنجا بود. («نجم الثاقب»، باب دوم، ص 80) صافیّه ك اقامتگاه قائم (عج) در غیبت کبری «صالح» لقب مهدی موعود (عج) است. صالحیّه ك اقامتگاه قائم (عج) در غیبت کبری «صُبظ ح مُسْفَر» از القاب خاصّه حضرت مهدی (عج) است که احتمال دارد آن را از آیه شریفه «وَالصُّبْحَ إذا أسْفَرَ (مدّثر / 34) : و سوگند به صبح هنگامی که چهره بگشاید» استنباط کرده باشند و مناسبت آن به حضرت قائم (عج) چون صبح صادق، روشن و هویداست. («نجم الثاقب»، باب دوم، ص 80) «صدق» لقب امام غائب (عج) است. یکی از تکالیف مردم نسبت به امام عصر (عج) صدقه دادن برای حفظ وجود مبارک آن امام عزیز، در هر وقت است. چرا که هیچ نفسی عزیز و گرامی تر از وجود امام قائم (عج) نمی باشد، حتی نفْس خود آدمی. اگر چنین نباشد در ایمان نقصان و در اعتقاد خلل و سستی است. («منتهی الآمال»، باب 14، فصل 6، تکلیف 4) «صراط» لقب امام زمان (عج) است. «صقیل» از نامهای مادر گرامی امام عصر (عج) است. هر شیء نورانی، صیقلی و جلا داده شده را، «صیقل» می گویند. علامه مجلسی می فرماید: «نرجس خاتون پس از آنکه به آن وجود نورانی حامله شد، هاله ای از نور و ضیاء او را فرا گرفت، آنگاه به جهت این نورانیّت فوق العادّه، او را «صیقل» نام نهادند». («بحار الانوار»، ج 51، ص 15) شخصی خدمت امام حسن عسکری (عج) رسید و از آن حضرت خواست تا کیفیّت صلوات فرستادن بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم و اوصیاء آن حضرت را، بیان کند. امام عسکری علیه السّلام برای هر سک از چهارده معصوم علیهم السّلام صلوات جداگانه ای قرائت فرمودند. صلوات بر قائم (عج) اینگونه آغاز می شود: «اللّهُمّ صلَِّ عَلی وَلیُّکَ وَ ابْنِ أَوْلیائِکَ الِّذینَ فَرَضْتَ طاعَتَهُمْ وَ اوجَبْتَ حقَّهُم وَ...» («مفاتیح الجنان»، باب سوّم، (بخش صلوات بر حجج طاهره (ع))) «صمْصامُ الأکبر» (شمشیر تیز بزرگ)، نام امام دوازدهم (عج) در کتاب «کندرال» است. («نجم الثاقب»، باب دوم، ص 80) از علائم حتمیّه امام زمان (عج)، «صیحه آسمانی» است.«صیحه آسمانی» یهنی شنیده شدن فریادی از فضا. امام صادق علیه السلام فرمود: «حضرت قائم (عج) در مکه داخل شود و در جانب خانه کعبه ظاهر گردد و چون آفتاب بلند شود از پیش قرص آفتاب منادس ندا کند (که همه اهل زمین و آسمان بشنوند): ای گروه خلائق آگاه باشید که این مهدی آل محمّد صلّی الله علیه و آله و سلّم است. او را به نام و کنیه جدّش رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم یاد کنید» («منتهی الامال»، باب 14، فصل 7) «ضحی» لقب حضرت قائم (عج) است. در «تأویل الآیات» شیخ شرف الدّین نجفی، در تفسیر آیه مبارکه «وَالشَّمْسِ وَ ضُحیها (شمس / 1) : به خورشید و گسترش نور آن سوگند» روایت شده که «شمس» رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم و «ضُحی» قائم (عج) است. و در بعضی نسخ، خروج آن حضرت است. («نجم الثاقب»، باب 2،ص 80) «ضیاء» (نور و روشنایی)، لقب حضرت مهدی (عج) است. از جمله علائم قیام قائم (عج) شیوع «طاعون» (کنایه از مرگ) است. ابا بصیر می گوید به امام صادق علیه السلام عرضه داشتم؛ «فدایت شوم خروج قائم (عج) کی خواهد بود؟» حضرت فرمود: «... ای ابا محمّد به ناچار باید پیش از این کار دو طاعون روی دهد، طاعون سفید و طاعون سرخ»، عرض کردم: فدایت شوم، طاعون سفید چیست؟ و طاعون سرخ کدام است؟ حضرت در پاسخ فرمودند: «امّا طاعون سفید، مرگ همگانی خواهد بود و امّا طاعون سرخ عبارت از مُردن به وسیله شمشیر است». («بحارالانوار»، ج 52، ص 119) «طالب التّراث» در کتاب «هدایه» از القاب مهدی موعود (عج) شمرده شده است. در احادیث مربوط به امام زمان (عج) نامی از طالقان هم به میان آمده است که عنوان شده، تعدادی – به روایتی 24 نفر- از یاران امام زمان (عج) از این دیار خواهند بود. امیر مؤمنان علی علیه السّلام فرمود: «آفرین بر طالقان که خداوند در آن گنجهایی نهاده که از طلا و نقره نیست بلکه مردان مؤمنی هستند که به طور شایسته خدا را شناخته اند و در آخر الزّمان یاوران امام قائم (عج) خواهند بود». («المجانس السنّیه»، ج 5، ص 697) با اینکه در جغرافیای قدیم اسلام، دو سه طالقان نام برده شده است، به احتمال قوی مراد از آن، همین طالقان معروف و آبادیهای مربوط به آن است، که در ناحیه مرکزی ایران قرار دارد. («خورشید مغرب»، ص 321) طاهرك اقامتگاه قائم (عج) در غیبت کبری حضرت قائم (عج) به طور مکّرر در اخبار به لقب «طَرید» خوانده شده و معنی آن شبیه به لقب «شرید» است. در علائم ظهور امام قائم (عج)، سخن از طلوع خورشید از مغرب رفته است. در برخی احادیث این امر، اینگونه بیان شده است: خورشید به هنگام ظهر، در آسمان راکد شود (آسمان به سختی تیره گردد، و خورشید ناپدید شود، چنانکه گویی غروب کرده است) و ساعتی چند تا به هنگام عصر، پیدا نباشد، آنگاه (که به جانب مغرب رسیده باشد)، از مغرب ظاهر گردد. («الارشاد»، ص 357) در برخی از روایات این مطلب نیز آمده است که: «آیت و نشانه ای و سیمایی در خورشید پدیدار گردد». و در برخی آثار رسیده است که «مهدی، خود، همان خورشیدی است که از مغرب (محل غروب کردن) خویش طلوع خواهد کرد (وَ هُوَ الشَّمْسُ الطّالِعَةُ مِنْ مَغْرِبِها («بحارالانوار»، ج 52، ص 195) این سؤال در طول تاریخ از زمان مرحوم شیخ صدوق به بعد مطرح بوده که، چگونه ممکن است،حضرت مهدی آنقدر یا بیشتر عمر کند؟ از نظر علمی، برخی زیست شناسان می گویند: «انسان باید 300 سال عمر کند، اینکه انسان 70 یا 80 سال عمر می کند، برای آن است که عضوی از او فرسوده می شود و به عضوهای دیگر سرایت می کند». و از آزمایشاتی که دانشمندان، روی حشرات و سلّولها و گیاهان کرده اند نشان می دهد که گاهی عمر آنها را به صدها و بلکه به هزارها برابر رسانده اند. امّا از نظر دین، در روایات مذهبی می خوانیم که حضرت ادریس علیه السّلام، حضرت الیاس علیه السّلام، حضرت خضر علیه السّلام و حضرت عیسی علیه السّلام هنوز زنده اند و در قرآن می خوانیم که: نوح در میان قوم 950 سال درنگ کرد. بنابراین چه مانعی دارد که خداوند تمام علل پیری و فرسودگی را به امام زمانش آموخته باشد و با بکار گرفتن آن، عمر را بسیار کند. («حضرت مهدی (عج)،فروغ...»، ص82 به بعد) از جمله خصائص قیام قائم (عج) طول عمر یاران آن حضرت است. در روایات اسلامی وارد شده که هر مرد در مُلک و حکومت آن جناب آنقدر عمر کند تا اینکه برای او هزار پسر متولد می شود. («منتهی الآمال»، باب 14، فصل 2، ویژگی 26) «ظلوم» از جزایری است که یکی از فرزندان حضرت مهدی (عج) بر آن حکومت می کند. |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت توسط سینا |
|
|
بر گرفته از وبلاگ http://hoseinie.mihanblog.com/ در كتاب حسين نفس مطمئنه آيت الله عالمي يه نكته خيلي جالب بودكه گفتنش خالي از لطف نبود :
يه گزارش جالب از باستان شناسان روسي (شوروي) در رابطه با كشتي نوح (ع) :
بر اساس اين گزارش كه در مجله رسمي و پر تيراژ انقاد نيزوب در شماره تشرين دوم سال 1953 به آن اشاره شده ، هم از لحاظ ديني و هم از لحاظ علمي بخصوص از نظر معتقدات مذهب ما شيعيان فوق العاده مهم و با ارزش است مخصوصا از جهت اينكه در كشوري اين گزارش تهيه و منتشر و منعكس شده بود كه معنويت را پشت سر گذاشته بودند و مادي گرايي (به قول سياسيون ماتريالسم) را پيش ساخته بودند .
خلاصه اين گزارش از اين قرار است كه :
موقعي كه باستان شناسان شوروي در منطقه معروف به وادي قاف مشغول حفاري بودند در اعماق زمين به چند تخته پاره قطور و پوسيده بر خورند كه معلوم شد كه بعد از كلي تحقيق و بررسي كه اينها متعلق به كشتي نوح (ع) بوده و پس از دوسال كاوش تخته پوسيده ديگري يافتند كه به صورت لوح منقوش بوده است و از قضا سالم و دست نخورده باقي مانده بود ، سطور و نوشته هاي منقوش در آن لوح از ناشناخته ترين خطوط بوده لذا اداره كل باستان شناسي شوروي هفت نفر از بزرگترين و بهترين و سرشناس ترين باستان شناسان و اساتيد خط و زبان روسي و چيني را مامور تحقيق و بررسي و شناخت خط و مطالب آن نمود كه اين هيئت پس از هشت ماه مطالعه و بررسي و مقايسه حروف با نمونه ساير حروف و خطوط و كلمات متفقا گزارس زير را در اختيار اداره باستان شناسي شوروي قرار دادند :
1- اين لوح مخطوط ، چوبي از جنس همان تخته هاي مربوط به كاوش قبلي و كلا متعلق به كشتي نوح(ع) است .
2- حروف و كلمات اين عبارات به لغت ساماني يا سامي است كه در حقيقت ريشه لغات (ام اللغات) و به سام بن نوح منسوب است .
3- معناي اين حروف و كلمات چنين است :
اي خداي من و اي يار من ، به رحمت و كرمت مرا ياري نما ،
بخاطر( به حق ) اين نفوس مقدسه : محمد ، ايليا (علي ) ، فاطمه ، شبر (حسن ) و شبير (حسين )
آناني كه همه از بزرگان و گرامي اند ، و جهان به بركت آنان بر پاست
به احترام آنان مرا ياري كن، تنها تويي كه ميتواني من را به راست هدايت كني
بعدا ترجمه اين اين كلمات به زبان انگليسي در مجلات و جرايد بسياري از جمله
مجله هفتگي « ويگلي ميرر» لندن مورخه 28 دسامبر 1953
مجله استار لندن مربو به كانون دوم 1953
روزنامه سن لايت منچستر شماره مربوط به كانون دوم 1953
روزنامه الهدي قاهره مورخ 30 مارس 1953
منتشر شد .
هم اكنون لوح مذكور در موزه مسكو در معرض ديد توريستها است . لازم به ذكر است كه كشتي نوح به صريح آيه «و استوت علي الجودي» كوه جودي بوده كه همان كوه آرارات است زيرا اين كوه به نامهاي مختلف و زبانهاي مختلف ناميده شده است .
هركس گرفته دست توسل به دامني من دست خود به دامن آل عبا زنم
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت توسط سینا |
|
|
یک نفر دلش شکسته بود |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت توسط سینا |
|
|
گفتگو با خدا گفتم : اگر وقت داشته باشيد. خدا لبخند زد، : وقت من ابدي است.چه سؤالاتي در ذهن داري كه مي خواهي از من بپرسي؟ گفتم: چه چيز بيش از همه شما را در مورد انسان متعجب مي كند؟ خدا پاسخ داد: اين كه آنها از بودن در دوران كودكي ملول مي شوند عجله دارند كه زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران كودكي را مي خورند. اين كه سلامتي شان را صرف به دست آوردن پول مي كنند و بعد پولشان را خرج حفظ سلامتي مي كنند. اين كه با نگراني نسبت به آينده زمان حال فراموششان مي شود آنچنان كه ديگر نه در آينده زندگي مي كنند و نه در حال. اين كه چنان زندگي مي كنند كه گويي هرگز نخواهند مرد و چنان ميميرند كه گويي هرگز زنده نبوده اند . خداوند دستهاي مرا در دست گرفت و مدتي هر دو ساكت مانديم بعد پرسيدم: به عنوان خالق انسانها مي خواهيد آنها چه درسهايي از زندگي را ياد بگيرند؟ خداوند با لبخند پاسخ داد: ياد بگيرند كه نمي توان ديگران را مجبور به دوست داشتن خود كرد اما مي توان محبوب ديگران شد . ياد بگيرند كه خوب نيست خود را با ديگران مقايسه كنند . ياد بگيرند كه ثروتمند كسي نيست كه دارايي بيشتري دارد ، بلكه كسي است كه نياز كمتري دارد. ياد بگيرند كه می توانیم ظرف چند ثانيه زخمي عميق در دل كساني كه دوستشان داريم ايجاد كنيم و سالها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التيام يابد. با بخشيدن بخشش ياد بگيرند. ياد بگيرند كساني هستند كه آنها را عميقاٌ دوست دارند اما بلد نيستند احساسشان را ابراز كنند يا نشان دهند. ياد بگيرند كه مي شود دو نفر به يك موضوع واحد نگاه كنند و آن را متفاوت ببينند. ياد بگيرند كه هميشه كافي نيست ديگران آنها را ببخشند بلكه خودشان هم بايد خود را ببخشند. و ياد بگيرند كه من اينجا هستم هميشه...
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت توسط سینا |
|
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام نمیدونم چی بگم از کجا بگم.. باور کردنش سخته مثله برق و باده که میگذره... عمرم رو میگم عمر تو رو میگم عمر همه رو... چه زود گذشت!انگار همین دیروز بود که موهامو شونه میکردی یه سیب یا نارنگی میذاشتی تو کیفم با اون لحجه شیرینت میگفتی : برو به سلامت مواظب خودت باش تو راه شیطونی نکنی ها! .یادش به خیر صبحای زود که میخواستم برم مدرسه زورکی بهم صبحونه میدادی چه زود گذشت ! یادته میگفتی باید بیست بگیری ها؟ چرا انقدر دیر دلم واست تنگ شد؟چرا؟ چرا انقدردیر دلم برات شکست؟ چرا؟
چرا باید بدون تو باشم؟ مگه تو آرزو نداشتی؟ مگه نمیخواستی عروس شدن آبجی رو ببینی؟نمیخواستی؟ نمیخواستی بزرگ شدن مائده رو ببینی؟ چرا رفتی؟ من چیکار کنم؟ تورو خدا تو بگو چیکار کنم؟ دلم آروم نمیگیره شادی من چیه؟دل خوشیم کجاست؟ کجا خودمو آروم کنم؟ دلم که واست تنگ میشه میام ییشت. میشینم پائینه پات فکر میکنم , به اون گونه های نرمت به اون دستای مهربونت دستات ... دستات... اونارو هیچ وقت یادم نمیره اون بوسه های پر مهر و شیرینت همیشه باهامه ولی دلم آروم نمیشه باورم نمیشه که تو یه روزی بین ما بودی انگار اصلا نبودی! چرا اینجوری شدم دارم به سنگ قبرت نگاه میکنم ولی باورم نمیشه که این زیر خوابیدی.... کجا باید دنبالت بگردم؟
امروز آخرین پنجشنبه سال بود امسال هم تموم شد و رفت! دائیم عموم مادرم مادر بزرگم دوستام امسال به همشون سر زدم ولی امروز فقط چند جا رفتم یکی مادرو مادربزرگم علی و سید علی! پیش مادر جلال هم مثله همیشه رفتم. چون با هم بودیم. این سید علی سید صادق دوست و هم خدمتیمه خود کشی کرد... خدا بیامرزدش مرگش واسه خودش یه داستان بود تا یکسال بعد فوتش هیچکس نمیدونست چرا خودش رو کشت فکر میکنم که من ولین نفر بودم ... بماند روحش شاد ولی اشتباه کرد..
حالا حتما اجبار نیست که برید پیش کسائی که از دستشون دادید قدر اینائی رو بدونید که الان هستن. این ذات آدمی زاده تا وقتی یه چیزیرو داره قدرشو نمیدوونه ولی وقتی .... اون وقت میفهمه .
در عجبم از خصلت این مردمان پست این طایفه زنده کشه مرده پرست تا هست به ذلت بکشندش به جفا تا مرد به عزت ببرندش سر دست
اینم عشق زهراست ( خانم برفره وبلاگ ریرا)
علی
کسی که سه روز مونده به عقدش توی یه صانحه رانندگی از دنیا رفت.روحش شاد
فارغ از هر دو جهانم به گل روی علی از خم دوست جوانم به خم موی علی , طی کنم عرصه ملک و ملکوت از پی دوست یاد ارم به خرابات چو ابروی علی
حیف که تا کسی نکشه نمیفهمه! میدونید زنده یاد یعنی چی؟ واقعا کسائی که رفتن زنده یاد میشن؟میمونن؟ من که فکر نمیکنم چون آدم ذاتش فراموشکاره از ناسپاسیش نیست نعمت خداست خوبه اما نه همه جا چه قدر بد که آدم عشقشو فراموش کنه همیشه پیش خودش فکر میکنه که من خیانت کارم اگه کسه دیگه ایرو تو دلم به جاش راه بدم. اگه مادرش باشه دیگه هیچکس دیگه ای نمیتونه جاشو واسش پر کنه حتی اگه.... ولی ببینم میشه جلوی این تغییرات رو گرفت؟ من میگم نه نمیشه باید ساخت تحمل کرد تطبیق داد.. راه دیگه ای نیست هست ولی سخته به آدم ضرر میزنه .. نمیشه مثله خوره وجود آدمو میخوره.. ای خدا... ... توی این سه نقطه بالا کلی حرف هست که میخوام از زبون شما بشنوم. |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت توسط سینا |
|
|
خوب سلام خدمت همه کسانی که میخواستن بدونن ۱۸ اسفند چه خبره هیچی وبلاگ ما یک ساله شد. منتها میخواستم زودتر آپ کنم نشد. در سالروز تولدش ما یه وبلاگ جدید راه اندازی کردیم که همین وبلاگیه که میبینید. وبلاگ گروهی هست و هر کسی از دوستان که تمایل داره همکاری کنه واسه اداره کردنش به عهده گرفتن و ایجاد کردن بخشهای مختلف (دانلود نر افزار . موبایل.مذهبی. ائمه .آهنگ )و ... به من بگه تا واسش یه اسم کاربری تعریف کنم. منتظرتون هستم.چشم برام نذارید ها!
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت توسط سینا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام به همه برو بچه های خودمون (اعضاء گروه) و همه کسائی که مطالب این وبلاگ رو میخوونن و یا قراره بخوونن.
فعالیت هایی که واسه وبلاگ در نظر گرفته شده عمدتا مربوط به مسائل مذهبی , مسائل روز , فرهنگی اجتماعی , در کنارش یه خورده سیاسی(در حد پاسخ اونقدر که بلد باشیم چون سیاستمدار نیستیم ) و به دور از هر گونه جنبه های سکسی (نه تبلیغ نه ترویج(بی بند و باری) و فقط در حد پاسخ به سوالاتی که ممکنه مطرح بشه) . انشاالله که با همفکری و کمک خوانندگان مطالب و اعضاء گروه بتونیم وبلاگ پر باری داشته باشیم که با کمک اون بشه خلاء های ذهنی در مورد مذهب و ... در حد خیلی خیلی کم پرکرد. (هرچی که بیشتر و بیشتر میگذره اطلاعات ما نسبت خیلی مسائل بیشتر و بیشتر میشه الا مذهب و دین خودمون!!!) منتظر اعلام نظر کمک و همیاری شما هستم. |
| پیوندهای روزانه |
|
سایت بچه هاي قائم 2 وبلاگ مسافر غریب وبلاگ بچه مثبت وبلاگ سینا مسافر سایت امام علی آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1388 مرداد 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 دی 1387 مهر 1387 تیر 1387 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 فروردین 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
مذهبی اجتماعی عمومی امام زمان (عج) |
| نویسندگان |
|
سینا علیرضا بچه مثبت مسافر غریب |
|
RSS
|